فایل سلBlog Term

t.w.i.t.t.e.r update daehyun

daehyun نوشته:

 الان دقیقا 600 روزه…wow ! زمان خیلی سریع پرواز میکنه. به خاطــر اینکه بیبی های ما باهامون بودن ما نفهمیدیم چه قدر زمان گذشته. امیدوارم همتون چوسوک شادی داشته باشید. مهم نیست بقیه چی میگن بیبی ها بهترینن. ممنونم!

(چوسوک ینی همون روز شکرگزاریشون)


Shia Upload .::. شیعه آپلود





منبع:

Bbinid chi bhm mige

کی جز تو؟؟

کاش میشد دنیا وایسه برگردم برم عقب نذارم بیاااااااااااااااای

 خخخخخخخخ

چیه فک کردی خوشم میاد از تو؟

 کور خوندی شدید

 برو به جهنم خخخخ :(


منبع:

ڪـــفش هـــاے   ِ بنــב בآرَت را بیشتـــــر

בوســـــت בآرمــ !

چـــوטּ مانـــבنت را چــنـב لـــפـظــہ

طولـانــے تر مـیـڪـنـב :)


منبع:


کوچه ها تاریک و خلوت..
دریغ از صدای جیرجیرک و خش خش ..
اروم و ساکت..
منی که چند قدم جلوتر ازت حرکت کردم و وایسادم..
دستامو باز کردمو ..
پرواز کردی سمت بغلم..
دستات دورم بود و دستام دورت..
لبامو چسبوندم ب صورت..
چشاتو بسته بودی و نفس" میکشیدی..
سرتو بالا اوردی..
نگام کردی..
سرمو خم کردم..
لبمو گذاشتم تو دهنت و چشاتو بستی و حلقه دستاتو محکم تر کردی..


منبع:

یه خبر خوب......

youngjae در تو.ییتر یه خبر خوب داده که:


헐..“ 안녕하세요. 세계 각지 베이비 여러분들!

B.A.P가 MTV EMA 2013의 “한국 최우수 신인가수” 후보에 올랐다는 기쁜 소식을 전해드립니다! 본 부분은 향후 Worldwide Act 부분을...

خوش آمدید.همه ی شما baby ها در سرار جهان...

خبر خوب BAP برای MTV EMA 2013 نامزد دریافت جایزه "بهترین خواننده جدید کــــــره" شد و آن را دریافت خواهد کرد!(مبارکتون باشه :-*)



منبع:

t.w.i.t.t.e.r update jongup

jong up نوشته:

خیلی زود 600 روز گذشت بعد از badman

600 روز ما کار های سر گرم کننده انجام دادیم!

خیلی زود ما کار های بیشتری انجام میدهیم...هه


Shia Upload .::. شیعه آپلود


منبع:

9 درخت جالب و عجیب دنیا

درخت زندگی 

نمونه های بسیاری از درختان کهنسال وجود دارند اما نکته ی بسیار جالبی که در مورد این تک درخت ۴۰۰ ساله وجود دارد این است که توانسته در وسط بیابان و بدون هیچ منبع شناخته شده ای از آب دوام بیاورد. این درخت که درفاصله ی ۲ کیلومتری جبل دخان در بحرین قرار دارد یکی از عجایب طبیعی است. اگر می خواهید منحصر به فرد بودن این درخت را به خوبی درک کنید آن را در نقشه ی هوایی گوگل تماشا کنید و می بینید که از هر نوع گیاهی بسیار دور است.


نام: درخت زندگی.jpg نمایش: 3 اندازه: 41.0 کیلو بایت




منبع:

Older divas choose to go short

Hollywood hotties, on the better side of 40, seem to be choosing to dress younger. While the elegant and usually camouflaging gowns are still a part of their wardrobes, many have lately opted to keep those dresses inside and made red carpet appearances dressed in shorter numbers.

Observers feel that this cyclical trend usually marks its entry when these actresses-fashionistas in the West feel that they need to affirm their 'forever young' status, through these appearances. Sometimes, they try to create a connect to the onscreen characters that they portray, using that as a veil to mask their age, while other times, they just try to piggyback on either a stylist or designer, in the pretext of promoting their creations.

Right from people like Kylie Minogue, Cher and Madonna to Meg Ryan, Demi Moore and Sharon Stone, everyone has, at some point of their career, tried to create this 'I'm still young' facade.

Observers point out that showing off those well-maintained legs in a short number is one of the easiest ways to portray oneself as young.

Older divas choose to go short

While short dresses are a sure shot way of hiding one's age, there are a few other styling mantras that one can keep in mind when choosing to opt for that younger look.

Here's a ready guide that will help you put together a wardrobe that will help you appear younger:

Show off those legs: Shorter dresses and skirts are always a great way to ensure that you not just feel young, but also grab all the attention.

Wear the right fits: Apart from short numbers, even when sporting those formal trousers or jeans, opt for shorter, right-fitting tops, as opposed to the more stocky options.

Armed to impress: Don't go conservative with your sleeves either. Try showing off a little skin when it comes to your tops or dresses, as far as your arms are concerned. Be that tease, we say.

Let your hair loose: Remember, the best way for one to look young is to wear your hair young. Wearing your hair loose always ensures that, as opposed to tying up up.

Jennifer Aniston, 44, recently chose to appear in short dresses on two of her public appearances. While she opted for a floral, peasant print dress on one, she chose an LBD with some structured sleeves and a thick black leather belt on the other occasion.

Eva Longoria, 38, was recently spotted sporting shorter numbers on two occasions. While she opted for a white sleeveless dress on one occasion, she went uber chic for the other, when she sported a shimmering black number, wowing everyone present.

red carpet dresses | white prom dresses uk


منبع:

سوء تفاهم نشه!!!

سلام انی های عزیزم خوبین؟؟؟
انی ها یه چیزی رو میخواستم روشن کنم انی صبا رفته وب میساکی درسته و من رفتم وب میساکی یه سر بزنم دیدم صبا اولین پستش درباره ی نیومدنش به اینجاست.
نوشته بود واسه ی این نیومده که سولماز نذاشته.
صبا میدونی من تورو دوست خودم میدونم و باهات مشکلی هم ندارم ولی این کارت اصلا درست نیس که از روی ناراحتی یاهر چیز دیگه ای موضوع رو یه جور دیگه بگی.
تو این موضوع حد اقل من شاهد بودم.
همین یه کلاغ چهل کلاغا باعث میشه وجهه سولماز خراب شه و همه ی تقصیرا رو میندازین گردن اون همه ی انی هاام بعدا خراب میشن سر سولماز که تو باعث شدی همه جداشن.
ولی اینجوری نیس.

حالا من مجبورم بگم چی شد.
انی ها عین حقیقت اینه که صبا گفت میخواد نویسنده شه منم با سولماز حرف زدم گفت چه بهتر واسش یه بخش باز کردم واسه اونای که نمیدونن بگم وقتی واسه یه نویسنده بخش باز میکنی چندتا گزینه داره که به چی دسترسی داشته باشه



من تمامشو تیک زدم به جز آخری که مدیریت بود صبا گفت که میخواد تمام دسترسی هاش باز باشه من به سولماز گفتم میخوام مدیریت وبو بدم به صبا سولمازم گفت نه از این به بعد هرکی بیاد فقط نویسنده میشه اختیار تام بهش نمیدم.

انی های ماهم اینم بگم که قبلا هم همین جوری بود من تا حالا به همه چی دسترسی نداشتم صبا و سارا که رفتن سولماز اجازشو به من داد و منم که دارم موقتا میرم به نسترن دادم و اِلا همه که مدیریت نمیکنن.

جوری که صبا گفته همه ی دیدها رو نسبت به سولماز عوض میکنه و انقد حرف پشت سرش درست میشه که سولماز میگه نمیخوام برگردم همه باهام ضد شدن من به زور راضی نگهش میدارم و میگم هنوزم دوسش داریم تا شاید وقتی کاراش تموم شد برگرده انی ها خواهش میکنم هر چی شنیدین همون لحظه باور نکنین.
حالا خودتون میدونین من عین واقعیتو گفتم قسم میخورم.اگه بهم اعتماد داشته باشین باور میکنین...


منبع:

33

اولین روز یادمه اصلاً باهات سلام و احوال پرسی نکردم. روز بعدش یادمه تو اومدی سلام کردی و با هم دوست شدیم.

میدونی؟ هنوزم دلم میخواد به اون دوران برگردیم و مثل هر روز صبح که زود میرفتیم مدرسه بریم پشت دکّه ی مدرسه قایم بشیم و حرف بزنیم. دلم برا اون روزا تنگ شده.

یادمه یه بار چندتا از بچه ها مشکوک شده بودن ازم پرسیدن من که صبح زود میام مدرسه بعدش چی میشم؟؟ :)))

یادته میرفتیم تو ساختمونای جلوی دبیرستان الیاس (یا علی یاس:|) سوار آساسنسور میشدیم؟ :)) یادمه رفتم عینه بچه ننه ها برا مامانم تعریف کردم دعوام کرد. :|

جوجو رو که یادته؟ ;;)

خیلی چیزای دیگه هست که میخوام بگم ولی باید یه راز بمونن چون اگه مِنشِن کنمشون (ذکر کنمشون) برام بد میشه :| چیزای بینه دو تا دوست که نباید فاش بشن :-"


سال بعدش یادمه کلّی ذوق و شوق داشتم که قراره با پریا همکلاس بشم ولی خب اون اصن توی مدرسه ثبت نام نکرده بود ولی باز مهم نبود چون به هر حال فاطمه بود.

بعدش هم که دیدم تو هم تو کلاسمی خوشحال شدم. فکر کنم روز اول مدرسه نیومدی....یا اومدی. نمیدونم فقط یادمه با فاطمه جلو در مدرسه بودیم که بعد تو پدیدار شدی و یادمه راجع به زخم روی بینیت پرسیدیم که گفتی افتادی زمین اینطوری شده. :|

نمیدونم چرا ولی جداً انگار تو این سه سال تحصیلی هیچی درست حسابی یادم نمیاد. به هر حال فقط یادمه تو تو ردیف جلویی من مینشستی و یادمه تغذیه هامونو نصف میکردیم :-"

بچگانه به نظر میرسه ولی هنوزم این کارو دوست دارم.

هرچند تو این دوسال با چند نفر دیگه هم تقسیمشون کردم. :-L


اوکی خب بریم سال بعد

باز هم :-" هیچی یادم نمیاد جز اون داستانمون کیمیا و کی؟ :| اسمه پسره یادم نمیاد :-s مهم نیست به هر حال :| نصفه کاره موند :-L

این رو متذکر بشم که اگه این سال رو پیشم نمینشستی نمیدونستم باید چیکار میکردم :)) مشکلاته دیگه :-" خدا رو شکر حل شدن :)

و باز هم اون کار بچگانه. تغذیه نصف کردن. "مه گوستا"

وبلاگ! جدی دلم میخواد دوباره به این سال برگردم و دوباره همه چیو راجع به وب از اول شروع کنیم و بهت یاد بدم :| روزای خوشی بودن :| متذکر بشم که اگه آیناز و وبش نبود شاید وبای ما هم نبود :D آپ هایی که تو وبت کردمو یادمه + قالباشو . یادمه میخواستی برای وبت چت باکس بزاری بعد من داشتم از پای نمیدونم چی(پی سی/موبایل) بهت میگفتم چیکار کنی بعد دیدم ریدی کلاً :)) خدا میدونه چه فحشا که بهت نداده بودم :-"

کلاس فتوشاپ رو اون سال رفتیم؟ یادم نیست. به هر حال دوران خوشی بود :-j


سال آخر

یه داستان جدید :)) استیو و آتنا :| استیو برای تو قیافه ی زک رو داشت ولی من هرکاری میکردم باز برام همون جاش هاچرسون بود :| دیوید :ایکس اینم نصفه کاره موند. فکر کنم تقصیر من بود. :-؟ نمیدونم به هر حال مطمئنم اگه دوباره اون دو داستان رو بخونم حالم به هم میخوره از اینکه چه قدر چرت بودن :|

ام....تو سال سوم دیگه چه اتفاقایی افتاد؟ :-s جدی یادم نمیاددد....

آهاوووننن :D

تولدی که برام توی مدرسه گرفتین :-X عاشقتونممم هیچ وقت فراموش نمیکنم :(( جدی واقعاً ازتون ممنونم چون اگه با کیک تولد نمیرفتم خونه هیچ کدوم از اعضای خونواده یادش نبود که تولدمه :|

اوه و خب...یادمه اونموقع سلنا و جاستین تازه با هم دوست شده بودن.منم که... یادمه چه قدر دعوام کردی :-w و چه قدر روی کاغذ حرف میزدیم :)) همشونو فک کنم انداحتم دور :(( از ترس اینکه خانواده پیداشون کنه :|


خب :) دو سال جدید

هفته ی اولش سخت بود که با تو تو یه کلاس نبودم. هنوزم سخته... ولی خب عادت کردم

این دو سال رو اصلاً دوست ندارم. به هیچ وجه. سال تحصیلی 92-93 هم قراره به دوست نداشته هام اضافه بشه.همچنین سال بعدش. و سال بعدش... :)

هر روز هم دارم ساکت تر میشم. کم تر باهات میحرفتم. و بیشتر ازت دور میشم. دور که چه عرض کنم. درواقع دیگه حس میکنم هیچ نقطه مشترکی نداریم. هر چند هنوز دوست هستیم. و امیدوارم که بمونیم. باشه که نمیحرفیم. (منظورم از حرفیدن حرفیدنه طبیعیه نه موبایل یا پی سی یا هرچی)

این حرفای آخری رو نزدم که بگم برام مهم نبودی یا هرچی. خیلی هم برام مهم بودی و هستی و خواهی بود. فقط یه مشکلی هست. که اونم منم.

طولانی ترین دوستی رو با تو داشتم و امیدوارم تا ابد با تو داشته باشمش.

مرسی بابت این چند سال و سال های دیگه... ♥


منبع:

[130928] APink Official Fancafe Update - Park Cho Rong

بـرای دیدن بقیه عکسها برید ادامــه ... ^^



ممنوون از فن هایی که صبح زود به فرودگاه اومدن

ما کارمون رو به خوبی انجام میدیم ^-^و به سلامت برمیگردیم!

امیدوارم همه ی پانداها آخر هفته ی خوبی رو داشته باشند



منبع:

بای بای


یه روزی اینجا ،صاحاب  الافی داشت..!! (درست نوشتم؟)

که دم به دیقه ،تو کوچه پس کوچه های بلاگستان ول بود..!!

این صاحابه الاف هنوزم الافه...ولی این بار از نوع عیال بارش..!

اگر هم دوستاشو تنها گذاشت و دیگه نیست...

 بزار به پای بی معرفتی و الافیش ولی باور کنید .....دلش خیلی براتون تنگه میشه....


 



منبع:

لیدرهای فردا

با سلام

دوره اموزشی TL به زودی برگزار می شود و هر فرد با داشتن 5 نفر اکتیو در تیم خود میتواند از این دوره اموزشی فوق العاده بهترین استفاده را ببرد ...

افرادی که شامل دوره TL هستند :

1. وحید صدیقی

2. نادر علی محمدی

3. کیارش پیرایش

4. اشکان معانی

5. خانم تنهایی

6 . رضا تقی زاده

7 . ................. یــــا عـــلـــی


منبع:

t.w.i.t.t.e.r update young jae


노래 좋다~~~“@jieuntown:♥♥jc지은 마이너스의 'little boy'
디지털싱글 음원 발매 되었습니다.
노력한만큼많은관심과 사랑 부탁드릴게요~^^ ♥♥

آهنگ خوب ~ ~ ~ "@ jieuntown: ♥ ♥ JC ساخته شده منهای پسر کوچک '
یک منبع دیجیتال تک آهنگ منتشر شد.
به خاطـر تلاش بسیار نیازمند توجه و عشق شما هستیم ~ ^ ^ ♥ ♥

(واقعا کره کشوره موسیقیه هر لحظه یه آهنگ یه منبع)

Shia Upload .::. شیعه آپلود




منبع:

یه خبر جالب!


بچه ها سلام روز جمعه تون به خیر.یه چیزی تو یکی از سایتا خوندم گفتم به شمام بگم.هر کسی که گروه دابل اسو بشناسه می دونه اسم لیدرش کیم هیون جونگ یا همون جیهو توی پسران برتر از گلهاس.هر کسی هم که صداشو دوس داشته باشه حتما اهنگ lucky guy که مال سال فک کنم 2012 رو خونده و خیلییییییییی هم باحاله رو باید شنیده باشه.حالا چند روز پیش خواننده عزیز و هموطن ما فرزاد فرزین رفته کپی برابر همون اهنگ رو خونده به نام شوخی.هر کی دوس داره بره دانلودش کنه و یکم بخنده.حتی عکس کاور اهنگشم همونجوریه!سرقت هنری یعنی این!ولی هر کی این اهنگ رو ندیده بهش پیشنهاد می کنم ببینه.
یه سری هم به این ادرسه بزنین:

 http://korean-star1.blogfa.com/#


منبع:

Bbinid chi bhm mige

کی جز تو؟؟

کاش میشد دنیا وایسه برگردم برم عقب نذارم بیاااااااااااااااای

 خخخخخخخخ

چیه فک کردی خوشم میاد از تو؟

 کور خوندی شدید

 برو به جهنم خخخخ :(


منبع:

فنجــوלּ خـاطراتَــم رو مَـــ ـزه مَـــ ـزه مــے کُنَــم...

                 گاهــے همــ ـاننــב قَهــوه تلخـ اَســ ـتـ...

     گــ ـاهــے هماننـــב شَــ ـریَتـ سکَنجــبیـــ ـלּ شیــریــ ـלּ اســـتـ...

       کــ ـاش مــے شـــ ـב ... آرے کاشــ ـ مــے شُـ ـב یـهــ روزے בُکتـــر رو بهـــم بگهـ :

           " مُتــاسفَـــ ـم ، هیچــ امیـבے به بازگشتـــ حافظهـ اتوלּ نیســـ "

   اوלּ موقــ ـع اســتـ کهــ روے مــ ـاه خُـــ ـבا رو مــے بوسَــ ـم و بهــش مــے گَــم:

                " خـــבایــ ـا به خـــاطر همهـ چیـــز ممنونَــ ـم "


منبع:

معجزه امام حسین(ع)

روزی یکی از تاجرین کربلا که قبلا شاگرد حاج میر حسین بوده شب اول محرم ها روضه داشته .توی اولین شب هیچ چیزی دربساطش نبوده.به زنش میگه وسایلت رو جمع کن که بریم نجف.الان مهمون ها می آیند و آبرو مون میره.زنش میگه الان شب اوله محرمه چه جوری بزیم نجف؟مرد میگه اگر تا غروب صبر کنیم مهمان ها میانا!گروه اول میان تا ۴گروه دیگر.مرد به زنش میگه من که دیگه رفتم .داره آب رویم میره.زنش گفت کجا میری گفت میرم حرم.به مهمان ها هم بگو امشب چیزی نپختیم!بعد از خونه میره بیرون.می بینه که مغازه ای در نیمه های شب بتزه.کمی جلو تر میره میبنه که مغازه حاج میر حسینه!بعد از سلام و علیک حاجی بهش میگه مگخه روضه نداری امشب؟مرد میگه نه چون هیچی ندارم توی خونه!حاجی گفت هرچی میخوای بردار وبرو.وبعد چند نفر رو صدا کرد که بیان بار ها رو ببرن.بعد گفت این ۲تا شمع دان هم ماله مادرم فاطمه هست برو باهاش مجلس رو روشن کن.مردگفت صبر کن من باید با این  شاگرد ها برم تا در خونه یکدفعه دیدی که نه باری هست و نه باربری!بعد رفت خونه زنش گفت پیش کی آبرو گرو گذاشتی؟گفت پیش حاج میر حسین.گفت مرد چی میگی اون که ۲۰ ساله مرده؟دوباره رفتم در دکان دیدم که تار عنکبوت وخاک درب رو گرفته.بعد رفتم توی حرم و گفتم آقا ممنونم.من غلط کردم اگر این که گفتم با شما قهرم.! 


منبع:

.254

تو هم رفتی . .

خدا نگهدار !!

اون روز هم میرسه . .

تو هم تهنایی . .

تو هم چشمات خیس ِ . .

مثه این روزهای من،

تو هم دیونه ای، تو هم ویرونه ای .. !!!



منبع:

صبح که می شود....


و آنگاه که صبح بر بالین زندگان برای بیداری روحشان می آیی،


یادت باشد روح من تاب بیداری در عصر پر درد خفتگان بیدار صفت را ندارد.


....لطفا بیدارم نکنید....


منبع:

37

تابستون

این تابستون اصلاً تابستون نیست

خیلی مزخرف و ... :(

و هر کاری هم که میکنم نمیتونم خوشحال باشم :|

نه اینکه نباشم... یعنی چطور بگم

عینه اون قدیم ندیما از تابستون لذت نمیبرم :-w


دوست

دلم میخواد با یکی دوست بشم. ولی نمیشه انگار خودش نمیخواد یا چمیدونم. تا میام حرف بزنم حرفو تموم میکنه. یعنی دیگه جایی برای ادامه دادن صحبت نمیمونه. :/ و من هم نمیخوام اینطوری باشه! چون اینطوری حس میکنم که اون فکر میکنه هر دفعه که کارش دارم بهش پی ام میدم یا چمیدونم... :(

همینطوریش دوست پیدا کردن سخت هست برام الآن دیگه کلاً مشکله انگار..فقط انگار برام آیناز،مریم و سعیده موندن. :|


اعتماد

اعتماد! دیگه واقعاً به یک بنده خدایی اعتماد ندارم. :| از یک ور خودش یک چیزی میگه از یک ور دیگه یکی دیگه راجع به اون حرف یه چیز دیگه میگه... به هر حال مهم نیست. چون برای خودشم اهمیت نداره اگه دیگه بهش اعتماد نداشته باشم. اینطور به نظر میرسه.


همچنان خواب

خیلی ها در حینی که بیدارن خوابن. نمیدونن دور و برشون چی میگذره. فکر میکنن همه چیز اون چیزیه که خودشون فکر میکنن. فقط اگه من براشون تعریف کنم چیزایی که میدونم رو ... قیامت به پا میشه :) و این هم تقصیر کسیه که بهش اعتماد ندارم. 


عقب

به عقب که نگاه میکنم خیلی چیزا با الآن فرق کرده. و نمیدونم چرا که هرچی بیشتر به عقب نگاه میکنم بیشتر دلم میخواد تو عقب بمونم.


___________________________________________

+ دلم برای خنده های مسخره مون تنگ شده. خنده هایی که بی هیچ دلیلی شروع میشدند و بی هیچ دلیلی تموم میشدند. دلم برات تنگ شده. :(

+ چقدر دلم میخواست این آپم شاد و شنگول باشه و پر از چیزای وان دی باشه... حالا ببین...

+ بعضی وقتا بعضیا منو وارد رقابتی میکنن که حتی خودم ازش خبر ندارم

+ حس میکنم annoying هستم

+ No matter what i do I'll never be good enough.


منبع:

صـدای مـردانه ات دلم را میلرزاند!!!

دسـتان بزرگ و قوی ات،

مـرا یاد یک واژه می اندازد:

" امنیت "

آغـوشت همچون دریـایی پـر تلاطم است؛

و مـن

چـقدر غـرق شدن در این دریـا را دوست دارم!!!

تـ ـو فـقط مـرد من بـمان

و مـن نیز ،

بـانوی تـمام لحظاتت ...



منبع:

اَشک ها قَطره نیستند،بَلکه کَلَماتی هَستند کِه می اُفتند...

فَقَط بِه خاطِر اینکه:

پیدا نمی کنند کَسی را کِه مَعنی  این کَلَمات را بِفهمد!


منبع:

عمرکوتاه

وقتی به دنیامیایی در گوشت اذان میخوانند و وقتی میمیری بربدنت نمازمیخوانند...

چه کوتاست عمر...به فاصله ی اذان تانماز...


منبع:

فنجــوלּ خـاطراتَــم رو مَـــ ـزه مَـــ ـزه مــے کُنَــم...

                 گاهــے همــ ـاننــב قَهــوه تلخـ اَســ ـتـ...

     گــ ـاهــے هماننـــב شَــ ـریَتـ سکَنجــبیـــ ـלּ شیــریــ ـלּ اســـتـ...

       کــ ـاش مــے شـــ ـב ... آرے کاشــ ـ مــے شُـ ـב یـهــ روزے בُکتـــر رو بهـــم بگهـ :

           " مُتــاسفَـــ ـم ، هیچــ امیـבے به بازگشتـــ حافظهـ اتوלּ نیســـ "

   اوלּ موقــ ـع اســتـ کهــ روے مــ ـاه خُـــ ـבا رو مــے بوسَــ ـم و بهــش مــے گَــم:

                " خـــבایــ ـا به خـــاطر همهـ چیـــز ممنونَــ ـم "


منبع:

غَم ها بهتَرین آموزگارن ما هَستَند.

یک قطره اَشک می توانَد

مَسافَت دورتَری را به اِنسان نِشان دهد تا یِک تِلسکوپ...

"لرد بایرن"


منبع:

میدونم بعد خوندن این پست تو دلتون کلی فحشم میدین و میگین هرچی سرت بیاد حفته

من رفتم سر قرار...همسر هم خوشگل کرده و ارایشگاه رفته اومد ... دیگه بگذریم که کلی من زر زدم اون زار ! و نهایتا باز من خر شدم و دست در دست هم در خیابان قدم زنون و اخر شبم برگشتیم خونه ما !(البته مامانم نبود وگرنه منو دو قطعه می کرد!)

باز حکایت همون حکایته...باز مثل قبل ...یعنی مو نمیزنه ها بهشم میگم میگه خودمم میدونم ولی اینبار بخدا می خوام تلاش کنم درست شم!

من امیدی به این زندگی ندارم ولی با خودم حساب کتاب کردم دیدم فعلا بد نیست اشتی اشتی باشیم...

تهش معلوم نیست چه موجود بی خیال دیوانه ای از من در بیاد چون الان نسبت به دفعه قبل به شدت بی خیال ترم...یعنی اصن برام مهم نی ته ماجرا چی بشه...

بعدشم جدا شدن اسون نیس وقتی اون نمیاد منو طلاق بده... میدونم طلاق ندادنش بیشتر از ترس از دست دادنمه تا دوست داشتنم...

حالا نگید باز دو هفته دیگه نیای اینجا عر بزنی و ناله کنی که فلان کرد و چنان کرد...ایندفعه من با علم کامل دارم این غلطو می کنم...ولی اگرم اومدم تحملم کنید...چیزی هم نمیشه اگر دعام کنید...

هرکی یه مشکلی داره تو زندگیش...خیلی وقتا خواستم بگم خدا جون چرا من ولی نگفتم...خیلی وقتا هم گفتم ...خدا جون...مشکل همرو حل کن...به منم کمک کن...خدا جون...بهمون نگاه کن...

خدا جون شکرت.ممنونتم.

 


منبع:

t.w.i.t.t.e.r update daehyun

daehyun نوشته:

 الان دقیقا 600 روزه…wow ! زمان خیلی سریع پرواز میکنه. به خاطــر اینکه بیبی های ما باهامون بودن ما نفهمیدیم چه قدر زمان گذشته. امیدوارم همتون چوسوک شادی داشته باشید. مهم نیست بقیه چی میگن بیبی ها بهترینن. ممنونم!

(چوسوک ینی همون روز شکرگزاریشون)


Shia Upload .::. شیعه آپلود





منبع:

851


سه روز دیگه تولد م.ج ... کافه ی عزیزشم جمع کردن! انگار جاشو تغییر دادن. ولی کسی نمیدونست کجا...

تو فکرم بود واسش کادو بخرم...

ولی نمیشه! فکر کن یه دختری قبلا عاشق ع بوده! حالا که من دوست دخترشم، ع بره واسش کادو تولد بخره و بره طرف رو ببینه! خودم حکم قتلشو صادر میکنم!

ولی خیلی دلم میخواست ماجرا فرق داشت. من پارسال بهش قول دادم امسال تولدشو باهم باشیم! چرا من اینقدر احمقم که بهش همچین قولی دادم؟ واقعا آدم اینهمه بیشعور؟؟؟؟!!!!

تنها کادویی که براش خریدم یه فندک بود ! خریدم که اخرین سیگارشو با اون بکشه! ولی نه اون ترک کرد و نه من! البته از آدامس گرونام زیاد کش میرفت! :)) آشغال دوتا دوتا تیریدنت میخورد! منم از مارلبروهاش کش میرفتم!

زیاد ساعت مچی نمیبست! دلم میخواست واسش یه ساعت بخرم! یا شایدم باند خفن واسه ماشینش!

 حتی جوری کلاساشو میره که منو نبینه! نمیدونم چطوری اینکارو میکنه!!!

ولی نمیشه... حتی جواب اخرین اس ام اساشم ندادم.


منبع:

خدا یا ...........

204

چرا همه جا عدالت نیست؛ میشه عدالت باشه

میشه جنگ نباشه تبعیض نباشه؛ دنیا بدونه خونریزی و توپ و تیر و جنایت باشه

میشه دنیا پاک باشه؛ چرا اینطوره ؟! میشه جنایتکارا تو کار بقیه کشورها دخالت نکن

جنایتکارایی مث آمریکا  و اسرائیل

میشه کشورمون سیاست و فرهنگ و همه چیزش از قرآن کریم گرفته شده باشه

میشه مثل قبل همه روغن خوب بخورن؛ که این غذاهای کثیف رو به خورد مردم ندن

میشه دوباره عمر آدما بشه 120 یا بیشتر 150 بشه

حتی 300 سال هم داشتیم

میشه همه چیز دوباره خوب بشه ؛ خدا میشه


منبع:

+ پست ۵۴

من که الان فهمیدم سیروان 27 مرداد و 2 شهریور کنسرت داشته تو برج میلــآد چه جوریــم آقای مــُــیــری ؟؟


خداونـــدآ ... تو را سپآس ولی باید تا سال دیگه صبر کنم 



+ امروز رفتیم آرایشگاه ببینیم واسه رنگ کردن موی اطرافیان و مش کردن موی خاله چقدر میگیرن .. :) بعدم رفتیم خونه عروسمون ســآنــآز .. بسی زیبــآ :× به جز دیوارای آشپزخونه :|  و بعدم رفتیم امامزاده حسن واسه دوقلوهامون کفش بخریم با لباس عروسشون ســِــت شه :) میریم خونه عروسُ به زودی میچینیــــم :-> احساس رضایـــت .. هووووم :)

+ امروزم سگ بودم :| اصن به همه میپریــدم 

+ ایشششش ... اصن یه مدته رو مخمــه عجیــب !! گفت چه سه شنبه حالت خوب باشه چه نباشه باهم باید بریم سینما .. منم زدم تو برجکش گفتم چندوقته همه بهم میگن بیا بریم بیرون نمیرم و اینا ... گفت خــُب بهم بگو چت شده ؟ گفتمگاهی بعضی چیزا گفتنی نیستن ! گفت حتی به من ؟ گفتم با عرض پوزش بله !! :| اصن حس خوبی ندارم بهش .. هــِی به خودم میگم هلیــآ ؛ وقت بده به خودت !! شاید درست شد ولی هــِی بدترم میشه :|

+ نمیدونم چرا همه بهم میگن چقدر بیشعوری یادی از ما نمیکنی و اینــآ .. :)) همه هم همزمان دلشون واسم تنگ شده اس میدن بیا بریم بیرون ... مثل مائده که میگه بیا جمع شیم با بچه های اکیپ ما و شما بریم بیرون :دی البته اکیپ ما خلاصه میشه به من و حانیه و مهلا ( به قول مائده : ملیحه :دی ) منم گفتم این چندوقته سرم شلوغه فکر نمیکنم بتونم بیام

+ نتمون قطع خــآهد شد فردا پس فردا :| دیگه برگشتنم با خداست :))

+ هنرمندی جدید پرنیان و درنیان >> بهشون میگیم هاپوئـــه میگه ، میگن هاپ هاپ !! :دی پرنیان جوجوئه رو هم میگه چیــک چیــک !! :)) پرنیان بالاخره چهاردست و پا راه میره ولی همچنان نق میزنه که بقلم کنین خرس گنده :| :)) 

+ شاید خنده دار باشه ولی امروز با دیدن پسر خوش تیپ و فشنی که رو ویلچـر نشسته بود و ویلچرش حتی فرمون هم داشت ، گریه م گرفت ... وقتی دیدم یه پسربچه مسخره ش میکنه و اونم نمیتونه جواب بده و لاله بیشتر .. :( و وقتی با هدی تصادف کرد و دیدم به نشونه عذرخــآهی دستشُ گذاشته رو سینه ش خیلی بیشتر ... :(

+ هدی هم امتحانشُ داده و میگفت که از من خیلی مصاحبه کردن :) حالا نمیدونیم یا خیلی خوب داده یا خیلی بد :|


 روز دخترای گــُــل مبـــــآرک 



منبع:

Move to Sportsplex is home run for Fairfield fashion designer

Clothing designer Jennifer Butler has made a move that some business people might think is unusual: She has moved her fashion shop from a downtown Post Road address to the Sportsplex off Mill Plain Road. But being surrounded by gyms and yoga studios isn't a problem for the high-fashion businesswoman -- it's a plus, Butler said.

"The light is beautiful, the space is great and I could carve out the size I needed," she said from her third-floor fashion studio in the Sportsplex, 85 Mill Plain Road. "In downtown Fairfield the rents are astronomical," she said.

Jennifer Butler is not the only non-sports enterprise at the former industrial site. There is another clothing designer, a gourmet market, a vegan juice bar, an art studio, a tutoring business and a screen printing and embroidery enterprise among the 23 businesses there, according to Tamara Guarino, director of the Sportsplex.

Fashion DesignerJennifer Butler, who moved her business to the Sportsplex, will be presenting her fall collection in a runway show to benefit the Farifield Public Library. Photo: Contributed Photo / Fairfield Citizen

Butler has helped bring a creative side to the complex, Guarino said. This summer, Sportsplex hosted the Creative Camp, a camp where children worked with Butler on fashion design, on artwork in the complex's art studio called The Studio, and took cooking classes at Cinch Gourmet Meals, also on the Sportsplex campus.

In addition to finding the space she liked, Butler said that she had wanted to transition the format of her business away from retail. "Managing a retail store is a job unto itself," she said. Now, instead of the store taking almost 24/7 management, she sees her clients by appointment in her studio, which is how her business had evolved recently anyway, she said.

Butler enjoys the person-to-person contact when she designs clothing for her customers, mostly women, and the new location really hasn't changed how she does things. "The business is operating still the same way," she said.

Butler has been in the fashion business for 30 years, with shops previously in New Haven, and in a home studio for about 16 years after that. She moved to her shop on Post Road in Fairfield seven years ago, moving to the Sportsplex this year on June 1.

Fashion Designer Jennifer Butler moved her business to the Sportspex because she has more space, and the rent is more affordable, she said. Other non-sports related businesses have also moved there. She will be holding her annual fashion show there Oct. 3. Photo: Contributed Photo / Fairfield Citizen

As in previous years, she will present her fall collection in a runway fashion show at 8 p.m. Thursday, Oct. 3. Only this time in keeping with her new location, the full runway show will be in the Field House at Sportsplex. The show will include samples from her collection for women, men and girls. As before, Butler will donate proceeds of the show to the Fairfield Public Library.

Raising money for the library is close to her heart. "Lots of people think that they'll always be able to walk into the library every day, but that's not necessarily true," said Butler, a member of the Friends of the Fairfield Public Library. Supporting the library should be a community effort, she said.

And even though Butler said she misses her proximity to the library in her former shop's Post Road location, but otherwise, she is completely satisfied with her move.

prom dresses uk | purple bridesmaid dresses uk


منبع:

پایان مهلت درخواست تغییر کشیک

باعنایت به  پایات مهلت درخواست  تغییر کشیک وتنظیم لوحه های خدمت فصل پاییز ، ازخادمین محترم تقاضا میشود ازدرخواست تغییر کشیک خودداری فرمایند . دفترارشاد حرم مطهر

 


منبع:

.256

زیباترین کلمه یه زمانی "دوستت دارم" بود . .

خیلی ساده با واژه ها بازی شد،

"اگر دوستم داری تنهام بزار"

 از دوست داشتن ها سوء استفاده شد، به همین راحتی !!



منبع:

عادت می کنیم*

یه مدتی بنا به یه نذری چهل روز ِ، هر روز به یه قبرستونِ بزرگ می رفتم. اتفاقات و آدم های حاضر در قبرستون، که مثل آخرِ دنیا می مونه، برام خیلی جالب بود. یه روز عصر که از در ورودی رفتم تو، صدایِ ناله و شیون و زاریِ وحشتناکی شنیدم. نزدیک تر که رفتم دیدم جمعیت زیادی دور ِ یه جنازه اَن که تازه داشت دفن می شد. از شلوغی و شیون و گریه های دلخراش فهمیدم که متوفی باید جوون بوده باشه. حدسم درست بود. از عکسش معلوم بود جوونِ بیست و خرده ای ساله ای بوده. بینِ زنها یکی خیلی خودشه میزد و شیون میکرد. زنِ میانسالی بود. حدس زدم باید خواهرش بوده باشه. خیلی سریع از جلوشون رد شدم و رفتم دنبال کار خودم. فردای اون روز دوباره از جلوی همون قبر رد شدم. باز هم ازدحام جمعیت بود. زن داغدار دیگه شیون نمی زد ولی با صدای بلند گریه می کرد. روز سوم از تعداد جمعیت کم شده بود ولی صدای گریه ی زن هم چنان می اومد، اگرچه به شدت قبل نبود. روز چهارم از جمعیت خبری نبود. هفت-هشت تا زن به همراه زن عزادار دور قبر نشسته بودن و دعا و قرآن می خوندن. چندتا مرد سیاه پوش با فاصله ی چند قدم از اونا ایستاده بودن. زن به آرامی گریه می کرد؛ اشک پهنای صورتشو پوشونده بود ولی دیگه ضجه و فریادی نداشت. روز پنجم زن داغدار و دو سه تا زن دیگه کنار قبر نشسته بودن. دیگه نه شیوونی بود نه ضجه ای نه حتی گریه ای. زن به قبر خیره شده بود. چشم ها و صورتِ سرخش حکایت از اشک های چند ساعتِ قبلش داشت. ولی انگار دیگه چشمه ی اشکش خشکیده بود و فقط یه نگاه تهیِ خیره به دره ی سیاه و گنگ مرگ مونده بود. انگار هنوز تو بهت و ناباوری بود. روز ششم دوباره زن رو دیدم؛ قرآن می خوند ولی دیگه گریه نمی کرد... دیگه نه از شدت غم و نه از شدت بُهت و ناباوری خبری بود. فقط غمگین بود ... روز هفتم...زن به همراهِ دو سه تا زن دیگه کنار قبر نشسته بودند. صحبت می کردند و کلوچه می خوردند...

photo by: James Nachtwey

به همین سادگی ... تو هفت روز با مصیبت کنار اومد... به همین سادگی انسان عادت می کنه...آره آدمیزاد خیلی راحت عادت می کنه ؛ به وحشتناک ترین مصیبت ها و غم ها و بلایا و ... عادت می کنه! چون زندگی ادامه داره و مارو مثل یه موجِ قوی و با شتاب با خودش می کنه و میبره؛ حتی اگه خودمون نخوایم و مقاومت کنیم؛ نیروی زندگی قوی تر ِ و قدرت فراموشی و عادت سهمگین تر...و اگه این خصیصه رو نداشت آدمی، اگه فراموشی و عادت به فریادش نمی رسیدن چه کابوس غیر قابل تحملی می شد «زندگی»!!! 

شاید به قول نویسنده فراموشی یه دفاع طبیعی ِ:

«می‌گویند فراموشی دفاعِ طبیعی بدن است در برابر رنج! می‌گویند دردی که نوزاد، هنگام عبور از آن دریـچه‌ی تنگ متحمل می‌شود، چنان شـدید است که کـودک، ترجـیح می‌دهد رنجِ زاده شـدن را برای همــیشه از یاد ببرد...!»

(همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها--رضا قاسمی)


* «عادت می کنیم» عنوان رمانی از «زویا پیرزاد» 


منبع:

باز هم شرلوک هولمز و این بار یان مکلین ...

درحالیکه بسیاری از طرفداران منتظرند تا فصل جدید سریال خوش ساخت Sherlock بزودی از شبکه ی بی بی cپخش شود ، اما بنظر می رسد یکی از کارکتر های معروف و جهانی Arthur Conan Doyle یک پروژه ی جدید دیگری نیز پیدا کرده است و اینبار هم یک دیگر از ستاره های فیلم The Hobbit بنام Ian McKellen در ان حضور خواهد داشت . بتازگی خبری منتشر شده است به این صورت که Ian McKellen قرار است در پروژه ی جدید Bill Condon بنام A Slight Trick of the Mind ، نقش شرلوک هولمز بازنشسته را بازی کند .
کارگردان فیلمهای Kinsey و Dreamgirls ، برای این پروژه بسراغ سال ۱۹۴۷ خواهد رفت که در آنجا Sherlock Holmesدر یک دهکده ی خواب الود و کوچکی در انگلیس بنام ساسکس بهمراه مستخدمش و دستیار آماتورش زندگی می کند . باهوش ترین کاراگاه جهان درگیر پرونده ای مرموز می شود که قدمتی 50 سال دارد و Sherlock Holmes مجبور می شود تا یکبار برای همیشه این پرونده را درحالیکه حل کند که دوست و همکار قدیمی اش واتسون در کنارش نخواهد بود .
فیلم A Slight Trick of the Mind براساس کتابی به همین نام نوشته ی Mitch Cullin ساخته می شود و Jeffrey Hatcher از The Duchess فیلمنامه ی این پروژه را نوشته است . همچنین این پروژه یک بازگشت تازه برای Ian McKellenو Bill Condon می باشد که این دو در سال ۱۹۹۸ با ساخت فیلم Gods and Monsters نامزد اسکار شدند و Bill Condon نیز توانست جایزه ی بهترین فیلمنامه ی اقتباسی را دریافت کند . جدیدترین فیلم Bill Condon یکی از پر سر و صداترین پروژه های هالیوود نام دارد که در مورد خالق اصلی سایت WikiLeaks می باشد و The Fifth Estate عنوان فیلم است ، حال انتظار می رود تا ساخت پروژه ی A Slight Trick of the Mind در ماه آپریل در انگلستان اغاز شود و برای زمان جشنواره ها اکران خواهد شد .

آریا فیلم

سینما سنتر


منبع:

درد کوچکی

درد کوچک بودن تمام سلولهایم را گرفته، بی خوابم می کند یا از سر فرار از درد به زور به خوابی آشقته می بردم.

"طلب" درک حضور محضر بزرگان در درونم شعله کشیده...

ابهت بزرگی را می طلبم که این توهم بزرگی را در من خرد کند، ساکتم کند، ادعاهای بی اساس را در من ذوب کند، من را به من بیشتر بنمایاند، من را بشکند تا زانو بزنم در مقابل آن حقیقتی که بازتاب می شود از وجودش...

نفس بزرگان را کم دارم و دریغا که می دانم درک این حضور "طهارت" می طلبد و حالیا از من است که بر من است.



منبع:

key-birthday

سلاممممممممممم.من اومدم.البته ازمدرسه.واسه اولین روزبدنبود.امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه.

همونطورکه طرفدارای شاینی تاالان فهمیده ان امروزتولدکی همون عضووسطیه شاینه.تولدمامی شاینیه.

منم به این مناسبت براتون عکس هاوگیف های کیبومی رومیذارم.امیدوارم خوشتون بیاد.

تولدت مبارککککککککککک کیبومییییییی

بقیه ادامهههه.برین حال کنین


منبع:

851


سه روز دیگه تولد م.ج ... کافه ی عزیزشم جمع کردن! انگار جاشو تغییر دادن. ولی کسی نمیدونست کجا...

تو فکرم بود واسش کادو بخرم...

ولی نمیشه! فکر کن یه دختری قبلا عاشق ع بوده! حالا که من دوست دخترشم، ع بره واسش کادو تولد بخره و بره طرف رو ببینه! خودم حکم قتلشو صادر میکنم!

ولی خیلی دلم میخواست ماجرا فرق داشت. من پارسال بهش قول دادم امسال تولدشو باهم باشیم! چرا من اینقدر احمقم که بهش همچین قولی دادم؟ واقعا آدم اینهمه بیشعور؟؟؟؟!!!!

تنها کادویی که براش خریدم یه فندک بود ! خریدم که اخرین سیگارشو با اون بکشه! ولی نه اون ترک کرد و نه من! البته از آدامس گرونام زیاد کش میرفت! :)) آشغال دوتا دوتا تیریدنت میخورد! منم از مارلبروهاش کش میرفتم!

زیاد ساعت مچی نمیبست! دلم میخواست واسش یه ساعت بخرم! یا شایدم باند خفن واسه ماشینش!

 حتی جوری کلاساشو میره که منو نبینه! نمیدونم چطوری اینکارو میکنه!!!

ولی نمیشه... حتی جواب اخرین اس ام اساشم ندادم.


منبع:

صبح که می شود....


و آنگاه که صبح بر بالین زندگان برای بیداری روحشان می آیی،


یادت باشد روح من تاب بیداری در عصر پر درد خفتگان بیدار صفت را ندارد.


....لطفا بیدارم نکنید....


منبع:

9 درخت جالب و عجیب دنیا

درخت زندگی 

نمونه های بسیاری از درختان کهنسال وجود دارند اما نکته ی بسیار جالبی که در مورد این تک درخت ۴۰۰ ساله وجود دارد این است که توانسته در وسط بیابان و بدون هیچ منبع شناخته شده ای از آب دوام بیاورد. این درخت که درفاصله ی ۲ کیلومتری جبل دخان در بحرین قرار دارد یکی از عجایب طبیعی است. اگر می خواهید منحصر به فرد بودن این درخت را به خوبی درک کنید آن را در نقشه ی هوایی گوگل تماشا کنید و می بینید که از هر نوع گیاهی بسیار دور است.


نام: درخت زندگی.jpg نمایش: 3 اندازه: 41.0 کیلو بایت




منبع:

صـدای مـردانه ات دلم را میلرزاند!!!

دسـتان بزرگ و قوی ات،

مـرا یاد یک واژه می اندازد:

" امنیت "

آغـوشت همچون دریـایی پـر تلاطم است؛

و مـن

چـقدر غـرق شدن در این دریـا را دوست دارم!!!

تـ ـو فـقط مـرد من بـمان

و مـن نیز ،

بـانوی تـمام لحظاتت ...



منبع:

یک نفر نیست بپرسد از من 
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه شب منتظری 
همه جا می نگری 
گاه با ماه سخن می گویی 
گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی !
راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟


منبع:

شهادت امام صادق(ع) رئیس مذهب شیعه تسلیت باد.

اشک آن شب

photo by:Mahesh Balasubramanian


اشک رازی ست

لبخند رازی ست

عشق رازی ست

اشک آن شب لبخند عشقم بود

قصه نیستم که بگوئی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم

مرا فریاد کن

درخت با جنگل سخن می گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می گویم

نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده

من ریشه های ترا دریافته ام

با لبانت برای همه سخن ها گفته ام

و دست هایت با دستان من آشناست

در خلوت روشن با تو گریسته ام

برای خاطر روشن با تو گریسته ام

برای خاطر زندگان

و در گورستان تاریک با تو خوانده ام

زیباترین ِ سرود ها را

زیرا که مردگان این سال

عاشق ترین ِ زندگان بوده اند

دستت را به من بده

دست های تو با من آشناست

ای دیریافته با تو سخن می گویم

بسان ابر که با توفان

بسان علف که با صحرا

بسان باران که با دریا

بسان پرنده که با بهار

بسان درخت که با جنگل سخن می گوید

زیرا که من

ریشه های ترا دریافته ام

زیرا که صدای من

با صدای تو آشناست



احمد شاملو (الف.بامداد)


منبع:

اَشک ها قَطره نیستند،بَلکه کَلَماتی هَستند کِه می اُفتند...

فَقَط بِه خاطِر اینکه:

پیدا نمی کنند کَسی را کِه مَعنی  این کَلَمات را بِفهمد!


منبع:

عاشــــ♥ــــــق



عاشقـ یعنیـ کسی کهـ ...

 تو رو با همهـ یـ دیوونگـــیتـ و خلـ بازیاتــ قبــولـ داــشتهـ باشهـ

و تو رو به همــهـ نشــونـ بــدهـ و بگهـ

ایـنـ دیوونهـ خــل... عشــقـ و جیگر منهـ


{مثل R که همیشه به من میگفت}                


منبع:


دی؛

جِی؛

علی گیتور؟

اووکـــی؟ :دی


یه نکته بگم نسخ بگیرم

ب کسی ربطی نداره

کدوم پست مال کیه

و کی چی نوشته

چرا؟

چون این ک شما میگی

جدا میکنی مارُ

اما ما یکی هسیم

حله؟

اگه نی یجوره دگ خدمت برسیم

بلدم مرگ تو :))


بسه دگ

ببند

جراتم داری نظر بده

خود دانی


نکته دوم

نکته ک ن

نطقه

بلید ایت اوت :دی

داریم میریم مسافرت

همونجا ک ازش اومدیم

و عاشق تر شدیم

و باقیشم ب شوماها نیس مربوط

عاره دگ..

میریم و عاشق تر تر" میایم

کور شود آنکس ک نتوان دید

یه چی شبیه این حالا

اصلُ بچسب

دیر میایم

شاید!

د

و

س

ت


د

ا

ر

م

:

*


منبع:

الان داره چیکار میکنه؟ بابارو میگم...خوشحاله که حال ما هم گرفته اس؟ خودش که الان بهتره چون الان پیش رفیق یا رفیقاشه.جاش خوبه. داره نفرت از مارو مرور می کنه. ما هم که دشمن خونیش باید باشیم ادم با دوستش که اینجوری رفتار نمی کنه، میکنه؟

کاش یه راه فراری از این زندگی برای مامانی بود حتی برای یه مدت کوتاه. مگه حتما باید معتاد یا قاچاقچی می بود تا بد باشه ؟ یعنی مرد هرچی عوضی باشه تا معتاد و زنباز نباشه بد به حساب نمیاد؟ خوبه؟ هرکی گفته یا مرد بداخلاق و عوضی از نزدیک ندیده بوده یا خودش مرد بوده.

بابا فکر کرده کیه؟اصلا میدونه کیه؟ 


منبع:


یادَش بخیر


التماست کردم:


"سیگار نکِش!حیف از آن جاذِبه ی نگاهت نیست

 

 که سیگار تارَش کُند؟!"


گفتی:


"بفَهم!نمیتونم تَرکش کنم!"


اما نمیدانم چه شد


یک لَحظه که سَرَم را برگرداندم


تَرکم کردی...


لَعنتی!


اندازه ی یک نَخ سیگار هَم نمی ارزیدم؟؟

 

http://upload7.ir/images/14348203358256271128.jpg

 


منبع:

یه خبر خوب......

youngjae در تو.ییتر یه خبر خوب داده که:


헐..“ 안녕하세요. 세계 각지 베이비 여러분들!

B.A.P가 MTV EMA 2013의 “한국 최우수 신인가수” 후보에 올랐다는 기쁜 소식을 전해드립니다! 본 부분은 향후 Worldwide Act 부분을...

خوش آمدید.همه ی شما baby ها در سرار جهان...

خبر خوب BAP برای MTV EMA 2013 نامزد دریافت جایزه "بهترین خواننده جدید کــــــره" شد و آن را دریافت خواهد کرد!(مبارکتون باشه :-*)



منبع:

199

ارزش قلب به عشق

ارزش سخن به صداقت

ارزش چشم به پاکی

ارزش دست به یاری

ارزش قدم به برداشتن

و ارزش دوست به وفای اوست

*******

بهتر است تنها باشید

اما خوشبخت

تا اینکه با کسی باشید

که همه کار برایش میکنید

و او در عوض هیچ..!


وقتی آدما شما را ترک میکنند؛ مانعشان نشوید...!       شما با کسانی که رهایتان میکنند آینده ای ندارید، آینده شما آنهایی هستند که در زندگیتان می مانند و در همه حال همراه و همقدم شما هستند.


منبع:

+ پست ۵۳

دایــی حمــیــد اومده با کلی سوغاتــی که شـاید خیلی کوچیکم نباشن .. 

به قول محمد : دایی حمیــد ریــپیــتی !! :| افسون : نشنید ولی من شنیدم !! :) ... احتمــآلا سال دیگه نمیــآن و میرن اروپــآگردی ... بخدا حق دارن :| فکر کنم نصف پولی رو که سوغاتی میخرنُ میتونن بدن برن هتل 5ستاره تو جزایــر قنــآری :|

حتــی فکرشــم نمیکردم که اینقدر دلــم دایــی علــی رو بخــآد .. البته این حرف دل خیلــیــآست ... :) :× آخ که چقـــدر جـــآش خـــآلیــه ... :( :× هرلحــظــه احســآس میشه 


+ دو قسمت از ومپــآیــرُ بالاخره دانلود کردم :دی

+  امروز با محمد حکم دو نفره بازی کردیـم ... کلــی تقلب میکردم بازم اون میبرد :|

+ دارم تمرین میکنم به زندایــی بگم افسون جــون !! :| اصن تو دهنم نمیچرخه لامصــب !! اونــم خیلی بدش میــآد میگم زندایــی !! :دی

+ امشب که 21 زدیــم ، فهمیدیــم ایــن دایــی مثِ اون دایــی نیست !! رحم و مروت نداره :دی همه ش بانک میخوند مثلا 5 تومــن بعد میگفت 1 پونده !! :| ولی امشب من خیلــی خوووووب بردم :دی

+ امشب داشتن دختــرا رو اینجــآ ترور میکردن که مگه دخــتر ارزش داره اینقدر که پول جهیزیه بدیــم و اینــآ ... خلاصه همه یه طرف منــم یه طرف ... جواب میدادم :|

+ فردا هدی امتحــآن زبان داره یـَنی همه چی یادش رفته ... امروز اینقدر باهم خندیدیم که نگووو :)) میگفت مــآی هازبــَــند :|

+ امشب عجیب دلم میخــآست یه بار دایــی علــی رو بقل کنم ... الانم که بهش فکر میکنم اشک تو چشمام جمع شد :( :×

+ :| نوچ نوچ نوچ نوچ ... خیــلــی بد شدم که اصن اس نمیدم :)) ...

+ به محمدحسین میگیم بهلــولــی :دی

اینم محض تنوع 

     


منبع:

چیزی ک بهش میگن""راز""

هر آنچه در زندگی شما رخ میدهد، ب خاطر قانون جاذبه است. شما تمام اتفاقات ، حتی کوچکترین چیزها را 

ب خود جذب میکنید.....

پاول هرینگتون از کتاب قدرت برای نوجوانان....


حالا یه سوال پیش میاد حداقل برای ن پیش اومده....

و اون اینکه.....

من خواستم جذب کنم ک تو مسابقه فوتبال چند روز پیش تیمم ....بهترین باشم....بهترین هم شدم.....ولی بعدش

 پا و ستون فقرات تا چند روز درد گرفت... حالا میخوام بدونم من که اتفاقات زندگیم رو میخوام خودم جذب کنم و به

 گفته همین کتاب تصافی زندگی نکنم......و خودم نتاب کردم ک عالی باشم.......اون درد ناگواتر رو هم جذب

 کردم؟؟؟




کسی چیزی میدونه...ک بگه؟؟/


منبع:

تیمارستان خوب کجا برم ؟ مدرسان شریف :دی

کرم میدونین چیه ؟؟ کرم دارم بنویسم :دی :دی

در حدی خابم میاد که گاهی یه چشمم رو میبندم با یکی میبینم باز اون یکی رو میبندم =)))

ولی کرمی درون ک.ون مبارک وول میخوره ک بنویسم :دی

بسمی تعالی :دی

عاقو دیرو رفتم واسه ثبت نام دانش گ.وه :دی

دهنم سروووووووووووووووووووووووووووویسه :l

مسیر خونه تا دانشگا اصن یه وضیه ک بیا و ببین...سه تا اتوبوس باس عوض کنم تا برسم :l

تاکسی خور هم نی , البته میشه دربست گرف که خدا شاهده این گ.ه خوریا به من نمیاد =)))

نزدیک به یه ساعت یه ساعت و نیم توی راه هستم من :l

ینی اگه کلاس ساعت 8 داشته باشم بنده باید 6 و نیم بیدار شم :l

من چطوری خودم رو بکشم که طبیعی به نظر برسه :l

حالا راه رو ولش کن , عجب جای ت.خمی ای بود :l

عجیب منو یاده اردوگاه ثامن الحجج مینداخ :l  خدا به سر شاهده من عاشق این اردوگاهم =)))

چه قر و فری هم داش لامصب :دی

در کل که عاقو ما هم دانشجو شدیم :دی =))

تو بگو یــــــــــــــــــــــــــــــــه ذره خوشال باشم نیستم =)))))

بگو یه ذره شوق داشه باشم ندارم =)))

بگو یه ذره دلهره داشته باشم ندارم =)))

وختی اومدم خونه ننه م با یه لبخند گشاد اومد گف خوشالی ؟ منم دقیقن با این قیافه =» :l

گفتم نع 

=)))

این روزا همه تبریک میگن...فقط یه نفر حرف حق رو زد...

دایی امرو گف خاک بر سرت =))))))

دختر دایی دار شدم :دی :دی

اسمش حلما  :l   l:  l:

این چه اسماییه میزارن ؟؟؟ والاع...من که در جریانید واسه هرکی یه اسمی میزارم...

این یکی رو هم عمرن حلما صدا کنم :دی

هنو ندیدمش...اعصاب ونگ ونگ نوزادم ندارم البته...ولی خب میرم ببینم چه شکلیه ...اخه ننه باباش جفتشون

 خوشگلن :دی

پ.ن : امرو نیشم یه سره باز بود ؛ با همه شوخی میکردم ، با همه میخندیدم , حتا جلو اون جوری رفتار کردم ک

 انگار هیچ دلخوری ای نیست...

ولی خودم که میدونم روزایی که بیشتر میخندم بیشتر داغونم....

چن وختی هس که حالم رو نمیفهمم...عجیب غریب شدم...همش بغض دارم...همش دلم گرفته...همش کلافه

 م...همش گیجم...

اما اینا مهم نیست...

یه جوری شدم...اره واقه عن باید اعتراف کنم منی ک همیشه دورم پــــــــــــــــُره آدم بود...منی که همیشه دورم

 شلوغ بود...

منی که صفت بارزم اجتماعی بودن بود...

از آدما میترسم...اره میترسم...نمیدونم شاید ترس نی...

ولی مث اینایی که میترسن نمیتونم به کسی نزدیک بشم...حس میکنم خطر دارن...

نمیدونم ...نمیدونم...

جواب هیچ کس رو نمیدم...تلفن هیچ کس رو ج نمیدم...به هزارتا بهانه در میرم از دیدارهای حضوری...

نمیدونم چم شده...واقه عن نمیدونم...

و جالبه که بیشتر از همیشه نیاز دارم به یکی که کنارم باشه...ک حواسش هر لحظه بهم باشه....

اره به قول محی من باید بستری شم توی تیمارستان...من همیشه متناقضم...

لعنت به من..

پ.ن : فردا با فاطی میخایم بریم بیرون...باید اغفالش کنم بریم یکم خوش بگذرونیم...واقه عن نیاز دارم حتا شده

 یه ساعت به چیزی فک نکنم...


منبع:


خیلی خیلی سخته وقتی برای چیزی که مقصرش تو نبودی ، یا لااقل شروع تقصیر با تو نبوده،

همه به خاصمانه ترین شکل ممکن تو رو مقصر بودن و هرچی هم دست و پا بزنی کسی به حرفت گوش نده و انگشت حکم همه رو به تو باشه!

تاکید می کنم ؛

خیلــــــــی سخته !


منبع:

به کدامین گناه مجازات می شوند؟

«پیر» من معتقد است:

«اجرای حدود اسلامی در همه ی شرایط مجاز نیست. تنها در جامعه ای  که حداقل ها وجود داشته باشد، احکام قابل اجراست و فراهم کردن این حداقل ها بر عهده ی دولت اسلامی است؛ و دولت اسلامی فقط در این صورت است که مجاز به اجرای حدود می باشد. جامعه ای که فقر دارد؛ احکام دزدی نمی تواند و نباید در آن اجرا شود. اگر زمینه ها فراهم بود و در این شرایط کسی دست از پا خطا کرد، در اینجاست که خطا، عصیان و گناه محسوب می شود. اگر گناه از سر استیصال باشد، معصیت است ولی مجازات ندارد. پدری که خود معتاد است حق ندارد توقع مدارج بالای علمی و رشد فرهنگی و اجتماعی از فرزندش داشته باشد...» 

پدرانِ مجرم و فاسدِ اجتماعی بر اساس کدام قانون و با چه مجوزی فرزندانِ بی پناه -اگرچه خطاکارِ- تان را، که محصول شرایط ایجاد شده توسط خود شمایند، محکوم و مجازات می کنید؟؟؟



منبع:

اگه انقد بده چرا انقد بوسش میکنم؟

چرا دلم انقد الان هواشو کرده؟

مجرد که بودم در ذهنمم همچین احوالاتی نمی گنجید... هم انقد ببوسی کسیو هم فکرکنی زندگی بدون اونم ممکنه.

شادی رویاها دروغند...نه دوست ندارم فکرکنم هرچی ندارم دروغه و وجود نداره

شاید قرار نیست برای همه یک جور باشه...اره شاید برای من اینجوریه چون من اینجوریم.وو

شاید باید یاد بگیرم که فقط دوست داشتنشو جدی بگیرم و همین ...شاید باید بقیه اشو ignoreکنم و همین...چاییدم!چاره ی دیگه ای هم نیست!

بعد صیغه ی عقد که دیگه دختر و پسر نیستیم زن و شوهریم...بد و خوبمونم مال هم دیگس...همینه که هست...کاش همیشه و هر لحظه اینقد عاقل و ناز بودم!



منبع:

How to Use Facial Massage for Wrinkle Reduction

Tired of trying “wonder” wrinkle-relieving beauty products which don't deliver? Are you considering facelift surgery? According to beauty experts, facial massage is a painless and effective way to reduce the appearance of wrinkles. Here is how to use facial massage to prevent wrinkles or reduce them.

Why Use Facial Massage for Wrinkles

- It stimulates circulation, encouraging the exchange of nutrients and the elimination of waste and toxins.

- It tightens and lifts the facial muscles.

- By stimulating circulation, it opens up those areas where wrinkles have emerged.

- It helps you get rid of puffiness.

- It releases endorphins.

Spa Facial Massage

Facial Massage Techniques

1. Circular Massage Method

This is a very effective method of massage for wrinkles, which you can do at home. Cleanse your face and hands to keep bacteria at bay. You can use your regular moisturizing lotion as massage oil. Do not use a product that contains oil if you've got acne-prone skin. Massage the areas most vulnerable to wrinkling (forehead, cheeks, mouth), using gentle, circular motions. Continue for about 20 minutes.

2. Patting Method

This is another quick and easy form of massage for wrinkles, which will stimulate blood flow and invigorate the skin. Leaning forward slightly, pat your face using the bottom side of your fingers. Continue for 15 to 20 seconds.

3. Massage & Moisturize

This is a very easy massage for wrinkles routine which you can incorporate with moisturizing. You can use your moisturizing lotion or a natural oil, such as jojoba or apricot kernel oil.

- Pour the oil in the palm of your hands and rub it lightly.

- Slowly run your hands upwards along your cheekbones until the bottom part of your palms reaches your temples. Continue for 1 to 2 minutes.

- Rub one palm over your forehead, along a horizontal line, changing hand directions. Do this for one minute. Place your thumbs under your chin and gently massage up and down.

4. Acupressure Point Massage for Wrinkles

Possibly the best technique of massage for wrinkles is acupressure point massage. The main facial acupressure points are situated in the inner edge of the eye orbits, the inner ends of the eyebrows, at the temples, next to the nostrils and just under your nose. An acupressure facial massage consists in pressing these and other acupressure points on the face, stimulating blood, oxygen and energy flow.

Wrinkle Free Complexion

5. Massage for Wrinkles around the Mouth

Zigzag: Laying one hand on each cheek, massage the skin around the mouth using zigzag movements.

Fast lifting: Cup hands round the chin and lift upwards across the cheek using a light and rapid movement.

6.Massage for Wrinkles on the Neck

Knuckling: Using your knuckles, massage your upper chest, shoulders and neck area, working in small circular movements.

Kneading: Using a kneading motion, massage the skin of your upper chest, shoulders and neck between your fingers and thumb, pushing it upwards.

Lifting Movements Facial Massage

7. Yoga-Inspired Facial Poses

Facial massage movements can also be mediated by yoga-inspired facial poses The Roaring Lion Pose of Simhasana is a very effective way to strengthen your facial muscles. In a kneeling position, with your back straight, place your palms on your knees. Slowly open your mouth and bring your tongue out. While exhaling, stretch your tongue out completely. Keeping your tongue in the same position, hold your breath, open your eyes wide and expose your teeth. The clue is in the name: You should look like a 'Roaring Lion'. Try to hold the pose as long as you can. Release and repeat.

When to Do Facial Massage for Wrinkles

The best time of day to do a facial massage for wrinkles is first thing in the morning, so as to stimulate circulation and reduce puffiness.

Warning

Whenever doing a facial massage, be gentle, as the skin on your face is very delicate. Always use a lotion or moisturizer and avoid the delicate under-eye area.

pink bridesmaid dresses | cheap prom dresses under 100


منبع:

فال روز 2شنبه 1 مهر

فروردین: امروز عاقلانه است که رفتار خود را ملایم تر کنید، چرا که نسبت به همیشه پرخاشگرتر شده‌اید. حالا که بهرام یعنی سیاره بخت شما عطارد را گرم می‌کند شاید شما نتوانید تشخیص بدهید که چقدر از نیروی خود را باید صرف صحبت کردن بکنید. اگر شما بتوانید با انعطاف بیشتری نظر خود را ابراز کنید، موفق تر خواهید بود.



منبع:

فیلم پیشنهادی هفته (4) :The Hobbit: An Unexpected Journey

qo1k4ucr4975kkfjrn45.jpg

تهیه کننده : پیتر جکسون
کارگردان : پیتر جکسون
نویسنده :پیتر جکسون از کتاب جی جی تالکین

ژانر: تخیلی
تاریخ نمایش: 13 دسامبر 2012
فیلمبردار: اندرو لسنی
موزیک: هاوارد شور
بودجه: ؟؟؟؟ میلیون دلار
فروش: در حال اکران
زمان فیلم: 169 دقیقه
کشور سازنده: هالییود
IMDB Rate :8.7 از 10
بازیگران
مارتین فریمن
یان مکلین
کیت بلانشت
کریستوفر لی
الیژا وود
اندی سرکیس
یان هولم

منبع:

Lee Min Ho's Social Network Updates - 26.09.2013

خب اینم فک کنم آخرین آپ
مین هو فیس بوکشو آپ کرده و عکسای مجله ی   10+Star گذاشته

http://s3.picofile.com/file/7951625913/590204422807.jpg

ببین ابروهای خوشگلتو چیکار کردی؟؟؟

http://s3.picofile.com/file/7951626020/590205189494.jpg


اینم عکس کاور فیس بوکشه که زمان شروع فیلمه

http://s3.picofile.com/file/7951626127/1231285_679445558747479_1622160680_n.jpg

اینم عکس پروفایل فیس بوکش که عوض کرده


http://s3.picofile.com/file/7951627632/561986_679881988703836_563278368_n.jpg


منبع:

به سلامتی لپ تاپمم ترکید

با مینی عزیز اومدم...میدونم که دیگه اون لپ تاپو تعمیر نمی کنم...اخرین یاد هم خود به خود از بین رفت ! همه عکسا و خاطره ها و نوشته ها ... همش اونتو بود...

اول ممنون از دختر بهاری عزیزم بابت اون پست...عزیز دلم شرمندم که نگرانت کردم...شدم مثه بچه ای که می خوان بزرگترین سرگرمیشو ازش بگیرن و داره خودشو به در و دیوار بکوبه ممنون که نگرانمی واقعا نمی دونم چجوری ازت تشکر کنم حس اینکه یکی مثه یه خواهر بزرگتر باهات حرف میزنه خیلی خوب بود...مرسی عزیزم...

سفر که بودم خیلی فکر کردم...خیلی فکر کردم به این عشق و علتش و از بین رفتنش...راستش وقتی به حقیقت رسیدم اونقدر به نظرم وحشتناک اومد که سریع برگشتم...خواستم چند روزی توی خونه هم تنها باشم...

فعلا نمی تونم چیزی بگم.بر می گردم زود

دوستای گلم...من سعی می کنم مچور تر رفتار کنم ولی چند پاکت سیگار و درینک و غذا نخوردن کسی رو نمی کشه که

حتی قرصای توهم فضایی هم نمی تونن منو بکشن :)

پ.ن: همون طور که خط اخر پست قبل برای همسر نبود اینم نیست ... هی تو...ممنون که نگرانمی...ممنون که زنگ میزنی با اینکه میدونم درست نیست...ممنون.


منبع:

کـاش ، جــایِ پـایــیز ؛ تــو بـا"مِــهــر" مــی آمــدی....

هَـــــمـــــهـ چـــــــی اَز یــــــــادِ آدَمـ مـــــــیــــرهـ ....

مَـــــــگــــهـ یــــــــادِشـ ، کــــــهـ هَـــــمـــــیــــشــــهـ یــــــــادِشـــــهـ ....

" حُـــــسِــــینـ پَـــــــــناهـــــــی"


منبع:

باز هم شرلوک هولمز و این بار یان مکلین ...

درحالیکه بسیاری از طرفداران منتظرند تا فصل جدید سریال خوش ساخت Sherlock بزودی از شبکه ی بی بی cپخش شود ، اما بنظر می رسد یکی از کارکتر های معروف و جهانی Arthur Conan Doyle یک پروژه ی جدید دیگری نیز پیدا کرده است و اینبار هم یک دیگر از ستاره های فیلم The Hobbit بنام Ian McKellen در ان حضور خواهد داشت . بتازگی خبری منتشر شده است به این صورت که Ian McKellen قرار است در پروژه ی جدید Bill Condon بنام A Slight Trick of the Mind ، نقش شرلوک هولمز بازنشسته را بازی کند .
کارگردان فیلمهای Kinsey و Dreamgirls ، برای این پروژه بسراغ سال ۱۹۴۷ خواهد رفت که در آنجا Sherlock Holmesدر یک دهکده ی خواب الود و کوچکی در انگلیس بنام ساسکس بهمراه مستخدمش و دستیار آماتورش زندگی می کند . باهوش ترین کاراگاه جهان درگیر پرونده ای مرموز می شود که قدمتی 50 سال دارد و Sherlock Holmes مجبور می شود تا یکبار برای همیشه این پرونده را درحالیکه حل کند که دوست و همکار قدیمی اش واتسون در کنارش نخواهد بود .
فیلم A Slight Trick of the Mind براساس کتابی به همین نام نوشته ی Mitch Cullin ساخته می شود و Jeffrey Hatcher از The Duchess فیلمنامه ی این پروژه را نوشته است . همچنین این پروژه یک بازگشت تازه برای Ian McKellenو Bill Condon می باشد که این دو در سال ۱۹۹۸ با ساخت فیلم Gods and Monsters نامزد اسکار شدند و Bill Condon نیز توانست جایزه ی بهترین فیلمنامه ی اقتباسی را دریافت کند . جدیدترین فیلم Bill Condon یکی از پر سر و صداترین پروژه های هالیوود نام دارد که در مورد خالق اصلی سایت WikiLeaks می باشد و The Fifth Estate عنوان فیلم است ، حال انتظار می رود تا ساخت پروژه ی A Slight Trick of the Mind در ماه آپریل در انگلستان اغاز شود و برای زمان جشنواره ها اکران خواهد شد .

آریا فیلم

سینما سنتر


منبع:

Tri & Su: What is the agenda?

Aaj kal na roads pe chalna, tehelna really mushkil ho gaya hai. I’m always scared that those two gori-gori chicks, Trinny and Susannah, will pounce on me. You see, after lifting spirits and sagging boobies in the UK, they have now arrived in India and can be found policing the streets of Mumbai and Delhi, looking for losers like me — out of shape bodies that are covered to be invisible to the world.

I, for example, have days when I only wear dirty-white rajaicovers because either nothing fits me, or when something does fit me, it’s from the days when men and women sat on tree branches and sang nasal songs to each other, which, loosely translated, went: “Dear, I would like to a turn into a forest chirpy, and go chirpy-chirpy in the forest...”

What’s worse is that Trinny & Susannah (TLC) have no laaj, no sharam. They ambush women while they are doing every day, mundane things in public places, like walking around markets aimlessly, and start insulting them bhare-bazaar. “You are hiding from the world! Surely you don’t go to parties, surely you don’t like hanging with friends! Surely your life is one long chore!”

Safed chudails.

Yeh bhi koi baat hui? Kissiyan-vissiyan kar ke they dump on you. Like they did to Leena Bhasin, 32, whom they caught in Khan Market and asked, “Why do you think you dress like this, darling? You look old.” They did the same to this adorable wrestler Deepika. And this mother-daughter team — glamour-babe mommy, dumpy daughter. Most of the women Tri & Su corner have grown up with families and friends telling them that their legs are manly, that they have big-big dole-shole, and it’s best that they not be seen. So, after T&S piss on you and give you low self-esteem, you quietly follow them to their studios, to do their bidding. There they squeeze your stuff and make you try on one ugly ensemble after another: “Change your bra. Your body shape is that of a skittle. You have nice boobies.” And because they want you to wear stuff that, on you, would be considered a public offence, they utter big-big jhoots. They wanted to get this motu mummyji into a figure-hugging size 800 orange dress. So they told her, “Oh, your shape is like Marilyn Monroe’s.” Hain?!? Mummyji was more like a team of Marilyn Monroes, all 11 of them.

After the women are brainwashed and made to love themselves, they arrive all groomed and nahai-dhoi to walk the ramp in front of their gaping families who are mostly thinking, “Mummyji, where’s your salwar?”, or, “Baby, where is your dimag?”

Kuch toh agenda hai.

Yeh Trinny and Susannah ka, that they are getting all our bharatiya naris into western dresses. Mujhe toh lagta hai that it’s to help all the fira-ngi clothing brands that have come to India. Because, you see, young-young girls happily wear dresses, but the older lot only stares longingly at dresses in shop windows, not daring to even touch one lest the annoying sales girls and their gay brethren fall on the floor laughing.

Whatever their business plan, and despite their limited and rather boring fashion sense, what Tri & Su manage to do for some women is quite amazing. Because, you see, burqa is not the only cloak of invisibility. Most Indian women are trained to hate their bodies and so as soon as they are married and have bachchas, they slip into sacks and rajaicovers and become dead to the world.

So, madam, the next time you put on something, ask yourself, “Are my clothes a wall between me and the world?”

If the answer is yes, then take off your clothes and stand in front of a mirror. If you don’t like what you see, immediately get back into your sack. It’s best, I think, for you and us, that you choose to stay adrishya.

But if you like what you see, then rush to the two white women loitering on the streets and lure them with your baggy track pants and two-size-too-large sweat-shirt. They just can’t get past that.

high low prom dresses | kissydress prom dresses


منبع:

اولین مجله ی کی پاپ در ایران


پروژه ی جدیدی انجمن هواداران کی پاپ در ایران به پایان رسید


اولین مجله ی کی پاپ در ایران با همکاری اعضای انجمن و همچنین فن کلاپ های گــروه ها در ایران منتشر شد


این مجله ی 90 صفحه ای

به قیمت 28 هزار تومان + 4000 هزار تومان پول پست 

به فروش میرسد تمامی صفحه های این مجله برگه ی گلاسه 100 گرمی است

برای اطـــــــلاعات بیشتر تمامی گــروه های نام برده در مجله حداقل 2 صفحه را شامل میشوند و گــروه های معروف تا 5 صفحه هم هستند 

دوستان از امروز میتونید سفارش بدید ! 

برای سفارش مجله بر روی گزینه زیر کلیک کنید تا تمامی اطـــــــلاعات خرید به شما داده بشه 


http://kpop-fans.com/private.php?action=send&uid=2


به تمامی نقاطـــــــ ایران ارسال میشه مجله


منبع:

نگاه



دست های اورا کـــــــه گرفتـــــی

 



دیگـــر به مـــن نگاه نکن ....



نگاه تـــو ...

 



بیشتـــر از دیـــدن دستهایتان آتشـــم میـــــــزنــــــد ....


 


396977_340242736010249_568347078_n1.jpg


منبع:

ژسـت هایـی کـه بـاعث ارتقاء شـغلی‌تان مـیشود

تحقیقات نشان می دهد که ژست می تواند هورمون ها و رفتار شخص را تغییر دهد. تمرین ژست گرفتن در خانه منجر به افزایش هورمون تستوسترون در بدن می شود. این هورمون با انجام  رفتار هایجسورانه و مطمئنانه درارتباط است.

 
گرفتن "ژست مقتدرانه" می تواند باعث کاهش کورتیزول-هورمون استرس-در بدن شود و به فرو نشاندن علایم ظاهری استرس مانند جویدن لب و خنده های همراه با نگرانی کمک می کند.

 
یافته ها نشان می دهد که قبل از مصاحبه کاری افرادی که حس اقتدار دارند احتمال اینکه برای ان کار انتخاب شوند زیاد است.

 
تست زیر را انجام دهید تا متوجه شوید کدام ژست اثر مثبتی دارد و کدام ژست باعث کاهش موفقیت می شود.
 
 
خم شدن به سمت جلوي میز و قرار دادن دستها به طور محکم روی میز 
بر طبق یافته ها این حالت نشان دهنده سطح بالای تستوسترون و سطح پایین هورمون استرس کورتیزول می باشد.این حالت به شما حس جسارت و اطمینان می دهد.

 

 

 
حالت باز دستها
این حالت نشان دهنده قدرت و تسلط می باشد.

 

 
دست به سینه نشستن پشت میز
این ژست حالت تدافعی بودن را نشان می دهد

 

 
لمس گردن یا صورت با دستان
این حالت حس اضطراب ،نگرانی و عدم کنترل را نشان می دهد

 

 
قرار دادن دست ها و پاها به حالت ضربدری
این حالت نشان دهنده این است که  فضایی که در ان قرار دارید باعث نگرانی و تشويش شماست

 

 

 
قرار دادن دست ها پشت سر و قرار دادن پاها روی میز
این حالت قدرتمند ترین حالت را نشان می دهد


منبع:

از خون جوانان وطن لاله دميده ....

امشب يك بنده خدايي در مورد شهدا صحبت ميكرد 


به خودم ميگفتم چطور اينقدر خدا بهش توان داده در مورد شهدا صحبت ميكنه ....


واقعا با اين وضعي كه شاهد اون هستيم .... 


شرمندگي بسه، يكم درعمل پيرو راه شهدا باشيم...


منبع:

دکتر شریعتی

همیشه حرف هاییست برای گفتن ..

و حرف هاییست برای نگفتن ..

و ارزش هر انسان به اندازه حرف هاییست که برای نگفتن دارد ..

حرف هایی برآمده از دل ..

هبوط در کویر ...


منبع:

Seoul Tongyi FM Schedule

Tongyi در شهر سئول فن میتینگ برگزار می کند،
که
به صورت یک تور هستش و از 2 نوامبر شروع
میشه تا 5 نوامبر
2013.
همه ی مارماهی ها و طرفداران لطفا قلب خود را
محکم نگهدارید. این 4 روز و 3 شب تور کره ای،
نه تنها شما می توانید مناظر زیبا در کره را ببینید،
بلکه مهمتر از همه شما جانگ کیون سوک و
پارک مین یانگ را ملاقات می کنید!
بعدشم توضیح داده بود که چه طوری می تونند
بلیط تهیه کنن. منم می خوام :((

9933061276_b72cdf6fac_z.jpg


منبع:

847


دیشب اتاقو ریختیم بیرون که تمیز کنیم! عجب جهنمیییییی بود! هنوزم نیومدن تمیز کنن و تی بکشن!

زیر تختا پر اشغالو خاک! اصا افتضاح!

دوش گرفتمو اینا هم کولرو روشن کردن! یخ زدم دیگه!

صب رفتم سرکلاسم...

ع اومد در کلاس. چقد ناز شده بود عوضی!

ساعت 1 شد و بچه ها رفتن فست فود ناهار ولی منو ع رفتیم بیرون.

حرف زدیم... جفتمون داغون بودیم. نمیدونستیم کجا میخوایم بریم. من شام نخورده بودم. صبحانه هم همینطور!

ناهار بودو گشنم نبود!

افشین و بچه ها هم همون غذاخوریه بودن که همیشه غذا میگیرم.

ع گفت شروع کن به خوردن اشتهات میاد.

تصمیم گرفتیم غذا بگیریمو بریم.

غذا خوردیم... من از اون حاله بدم در اومدم! نمیدونم چی شد امروز... انگار بیدار شدم مثلا!

تازه دیدم دارم چیکار میکنم! من خرم! ع حتی دلستر نمیخوره که هیکلشو بسازه! بخاطر من!!! اونوقت من درگیر اینم که "م"  کــــــــــــــــــــ... ش پارسال چیکار کرده؟ یا مثلا تولدشه؟ بره به جهنم!

یه گردنبد قبل از گردنم اویزون بود. پلاکش یادگاری من بود. رو مخ ع بود همیشه. ع داشت با تبلتش کار میکرد...

 قلبه رو درش اوردمو با تمام قدرتم پرتش کردم یه جای دور...

باهام سرد بودم... نگاهش درد داشت... خیلی حرف زدیم. دعوا کردیم بد جور...!!! دوبار با حالت دعوا  پاشدم برم ولی خوب نزاشت. چقدر گریه کردم... سرم داره میترکه!

بهش گفتم "م" دیگه تموم شد... نمیخوام از دستت بدم. نمیخوام بخاطر فکرای بد رابطم خراب شه...

فقط حالم داغون بود... نیاز داشتم به زمان تا به خودم بیام... دلش شکسته بود!

حرفامو واسم تکرار کرد...

خیلی خیلی حرف زدیم... از 2 ظهر تا 8 شب ! زیاد حرف زدیم...

پلاکمو روی گردنم ندید! گفت پلاکت کو؟ گفتم شوتش کردم ! خندید. معلوم بود خوشحال شده...

هیچی دیگه بعد صحبت های طولانی درست شدیم...! سعی کردم از دلش در بیارم!

بعدش باهام تا در دانشگاه اومد...

گفتم ببین ع من دوست دارم. میدونم دوسم داری... عشقتو بهم کم نکن... ولی گاهی بزار تشنه باشم به محبتت...

گفت اتفاقا میخواستم از امروز باهات سرد باشم که شاید درست شی... ولی تا دیدمت نتونستم!

باهم از خاطره هامون گفتیم. از اتفاقات تولدامون! از اهنگای مشترکمون... از اون بوسه که توی پارک لپشو بوس کردم!

از همه چی...


امروز دوباره حسه ارامش رو چشیدم... ارامش داشتنه یه نفر که دوسم داره و دوسش دارم...

خوشحالم دوستیمو بخاطر "م" نابود نکردم!



منبع:

کــــــــــاش در کودکی میماندیم، 

جایی که فقط تلخیه زندگی ام شربت ســــــــــــــــرماخــــــــوردگی بود ...



منبع:

.....................

یکی از دوس پسرای قدیميم دیشب خیلی عاشقانه اس ام اس داده :


عاشقت هستم اگر چه هدفی بیهوده است


دوستت دارم اگرچه حرفی تکراریست

.

.

منم خیلی شیک و مجلسی بهش اس ام اس دادم:


گــُه بخـور اگر چـه می دونم بد مــزه است...!

.

فک کنم تو این واقعه به طور کامل نابود شد...!!

untitled-4.gif

منبع:

آتش عشق...

 

   مرا به تختم ببندید و سیگاری برایم روشن کنید و تنهایم بگذارید 

      هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید

       من دارم او را ترک میکنم !!!

      عادت ندارم سیگارم را با آتش دیگران روشن کنم 

      دلم با آتش دیگران سوخت برایم کافی بود


 


منبع:

تـــــنـهاییــــــــ


非主流白色图片 空间唯美意境_他给你的温暖

باز منـ ماندهـ امـ

و

نیمکتیـ پر هیاهو...!!

در میانـ اینـ همهـ بودنـها

چهـ غریبانهـ تنهامـ ...!!


http://s4.picofile.com/file/7872231070/beautiful_cute_fashion_girl_hair_Favim_com_111271.jpg


وقتــــی آدم یک نفر را دوســـت داشته باشد بیش‌تر تنــــهاست.

چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که

چه احساسی دارد.

و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند،

تنهایی تو کامل می‌شود...!


پ.ن:خبر ندادم آپم ببینم کیا با معرفتن...



منبع:

صبح که می شود....


و آنگاه که صبح بر بالین زندگان برای بیداری روحشان می آیی،


یادت باشد روح من تاب بیداری در عصر پر درد خفتگان بیدار صفت را ندارد.


....لطفا بیدارم نکنید....


منبع:

همیشه نه...

هـــمــیــشـــﮧ نـــــﮧ

ولــــﮯ گـــاهـــﮯ

مــیــاטּ بوـــבטּ و خـــواســتـטּ

فـ ـاصـلـــﮧ مـــﮯ اُفــتــב

وقـ ـتــهــایـــﮯ هـــســت کــــﮧ

کــســﮯ را بـــا تــمـــاҐ وجــــوב میخواهــــﮯ

ولــــــﮯ نــــبـــــــایــــב کــنـــارش بــــاشـــﮯ ...

منبع:

.257

چی فکر می کردم چی شد...؛

چه ساده و بی آلایش و عاشقانه از من خواست برای آن مردی که دوستش دارد دعا خِیر کنم...

آن مرد را به من معرفی کن،

تا عاشق تو بودن را یادش بدهم،

مهم نیست آن مرد من نیستم،

مهم این است،

کسی کمتر از عشق به تو نگوید!



منبع:

41

Do You Ever Get The Feeling That You Were Meant To Do Something Extraordinary?

امروز آخرین قسمت از فصل اول بود.

آخرش خیلی غم انگیز بود موقعی که نیتن اومد پیش پیتر و حرفایی که کلر زده بودو زد که چمیدونم ... :((

نزدیک بود گریه م بگیره :|

این سایلر هم خیلی چیزه ها :-دبلیو

دلم میخواد جرش بدم :| و در عین حال حس دوست داشتنه خاصی بهش دارم. جیگره آخهههه. ولی من از شخصیت های منفور بدم میاااد .

پیتر عشخهههه :ایکس

از همون روز اول که دیدم عاشخش شدم ;;)

و واقعا میگم :|

تو عمرم اینقدر عاشق یه سریال نشده بودم. و میدونید؟ :( شانس هم که ندارم. تو ویکی پدیا رفتم دیدم اینو نوشته:

توقف ساخت
ساخت این سریال پس از پایان بخش چهارم از فصل چهارم متوقف شد. با اینکه در آخرین قسمت از فصل چهارم، عبارت "ادامه دارد..." مشاهده می شود، اما گویا بدلیل نظرسنجی ای که در امریکا صورت می گرفت و بر اساس آن بیننده ی این سریال خیلی کاهش یافته بود، این سریال متوقف شد.

گور بابای اون ملت :| من اینجااااااام من اینجااااااام من سریالو میخواااااام ادامه شو میخواااااااااام :|

فکر کنم اگه تو خارج بودم بعد مثلا بابام یه شخص سرشناسی چیزی بود به خواست من و پدرم سریال رو ادامه میدادن :| باور کن -_-

ولی به هر حال یه جا خوندم فصل پنجمش به صورت کمیک میاد بیرون :|

عزیزم من تو نارنیا زندگی میکنم. و دقت کنید. ن ا ر ن ی ا همه ی حروف ا ی ر ا ن رو داره. من میرم گریه کنم میام...

خب برگشتم :| ببینید تو ویکی پدیا دیگه چی نوشته:

در سال ۲۰۱۰ اعلام شد فصل جدیدی از قهرمان ها هرگز ساخته نخواهد شد و داستان با یک فیلم سینمایی (احتمالاً ) به پایان می رسد. تخیلی شدن بیش از حد، باعث ریزش قشری از مخاطبان و عملاً تبدیل قهرمانان به یک سریال کودکان شده بود.

کودکان؟؟؟؟؟ مردم قدرت تخیل ندارن به من چه :((((((((( برن بمیرن اون مردم :((((((((

ایش :( کاش لااقل اون فیلم سینمایی رو برای پایانش میساختن :-<

کاش...

به هر حال :) هیچ سریالی جای قهرمانان رو برام نمیگیره. هیچ وقت :)

http://up.vbiran.ir/uploads/Heroes_logo_34562137909143612007.png


منبع:

یه سپاس کوچولو برای با مراما :)

هیچ کدومتون نمیدونید بضی وختا نظرای شما در چه حد منو دلگرم میکنه...

و هیچ کدومتون نمیدونید من سره تک تک پستا منتظر این دلگرمی هستم...

ولی بدونید چاکریم :دی


منبع:

f22

باز هم پاییز
 باز هم صدای قدم زدن های بی تو
 باز هم برگهایی
 که نبودت را به رخم می کشند
 یادت هست؟
 پاییز که می شد ...
 راه ها تمام روز منتظرمان میماندند!
 تا چشمهایمان را ببندیم و
 بی حرف
فقط گوش کنیم و راه برویم ...
منبع:

t.w.i.t.t.e.r update jongup

jong up نوشته:

خیلی زود 600 روز گذشت بعد از badman

600 روز ما کار های سر گرم کننده انجام دادیم!

خیلی زود ما کار های بیشتری انجام میدهیم...هه


Shia Upload .::. شیعه آپلود


منبع:

852


امروز از اون روزاس که خیلی عصبی ام!!! من نمیفهمم این چه وضع کار کردنه بدنه؟! هی هورموناش بهم میریزه و با احساساتمون بازی میکنه اصا! دختر بودنم سخته والا!

با مامانم بحث این بود که دختر پسرایی که باهم دوستن بغل میکنن همو و از این حرفا!

گفتم اره بغل میکنن و میبوسن همو دیگه! عادیه!

گفت کجای همو میبوسن؟ هااا؟

زدم زیر خنده! کاهو هم تو دهنم بود! داشتم خفه میشدم :))))))))) قیافه ی مامانم خعلی باحال بود!

گفتم همه جای همو!

گفت نگوووووووووووووووووو! بگو صورت همو!

گفتم صورتو لبو ...

گفت لب نه! بفهمم کسی لبتو بوسیده میکشمتاا :)))))))))

یه رب داشتم قهقهه میزدم ! عاللللی بود! میگفت لپ همو ببوسن! لب نه! زن و شوهر که نیستن !:)))

هی میگه ع بهت پیشنهاد نداده؟ میگم نه! ولی شاید بده!

میگه اگه کسیو خیلی دوست داشتی باهاش دوست شو هااااا! بعدا نزنی زیرش!

کلا کشته منو مامانم :)))))))


میخواستم برم انقلاب کتاب بخرم. ع ذوقمو کور کرد...! گفت چرا میری دیونه! از دانشگاه بخر و این حرفا...

منم سگ بودم گفتم چرا شوقمو گرفتی! خوب دلم انقلاب میخواست!


عصری قراره نمو بیاد و باهام بحرفه. سرویس کرده منو! منو حوصله ندارم.


منبع:

Eyebrow Growth Home Remedies

Eyebrows are an important feature, which can make or break your look. Having sparse eyebrows can be frustrating at times, but here are some highly effective home remedies for eyebrow growth which often work better than expensive eyebrow growth products.

1. Castor Oil

You can use castor oil for eyebrow growth. You should apply it twice a week, before going to bed, massaging it into your brows. It helps nourish the root of the brow hair.

2. Olive Oil

You can also use olive oil for eyebrow growth. Massage it into your brow daily, following the direction of hair growth, for darker and thicker eyebrows.

Eyebrow Growth Home Remedies

3. Coconut Oil

Looking for other effective eyebrow growth home remedies? Try coconut oil massages. As you apply it on your hair, you can massage the remaining oil into your brows.

4. Aloe Vera Gel

Aloe vera gel is a very reliable eyebrow growth remedy as well, which will give you thicker eyebrows and soft and shiny skin.

5. Milk

Pondering on other eyebrow growth home remedies you could try? Milk works wonders as well. Massage it into your brows using a cotton dab, whenever you have the time. Coconut milk will work as well.

6. Fenugreek Seeds

Fenugreek seeds make another effective remedy for eyebrow growth. Grind them into a paste and rub it into your brows at night or early in the morning.

7. Almond Oil

The list of eyebrow growth home remedies wouldn't be complete without almond oil. Massage it into your brows. You can also mix it with the fenugreek seed paste and apply it on your brows.

8. Essential Oils

Essential oils are also great eyebrow growth home remedies. Mix equal quantities (1 teaspoon each) of lavender oil, rosemary oil, thyme oil, lemon and olive oil together and massage it into your brows every night. This mixture works wonders for hair as well.

9. Onion Juice

It may seem a surprising addition to our eyebrow growth home remedies list, but fresh onion juice can also help with eyebrow growth.

10. Egg

Beat an egg yolk and apply it on your eyebrows using a cotton ball. Keep on for 15-20 minutes and rinse off with cold water. This helps strengthen the hair follicle.

Other Eyebrow Growth Home Remedies

Vitamin deficiency is one of the main causes for slow eyebrow growth, so make sure you have a vitamin-rich diet, which you may supplement by taking vitamin and mineral supplements. Magnesium, silica, biotin, zinc, sulfur and vitamin B6 are essential for hair growth.

red prom dresses | chiffon prom dresses uk


منبع:

37

تابستون

این تابستون اصلاً تابستون نیست

خیلی مزخرف و ... :(

و هر کاری هم که میکنم نمیتونم خوشحال باشم :|

نه اینکه نباشم... یعنی چطور بگم

عینه اون قدیم ندیما از تابستون لذت نمیبرم :-w


دوست

دلم میخواد با یکی دوست بشم. ولی نمیشه انگار خودش نمیخواد یا چمیدونم. تا میام حرف بزنم حرفو تموم میکنه. یعنی دیگه جایی برای ادامه دادن صحبت نمیمونه. :/ و من هم نمیخوام اینطوری باشه! چون اینطوری حس میکنم که اون فکر میکنه هر دفعه که کارش دارم بهش پی ام میدم یا چمیدونم... :(

همینطوریش دوست پیدا کردن سخت هست برام الآن دیگه کلاً مشکله انگار..فقط انگار برام آیناز،مریم و سعیده موندن. :|


اعتماد

اعتماد! دیگه واقعاً به یک بنده خدایی اعتماد ندارم. :| از یک ور خودش یک چیزی میگه از یک ور دیگه یکی دیگه راجع به اون حرف یه چیز دیگه میگه... به هر حال مهم نیست. چون برای خودشم اهمیت نداره اگه دیگه بهش اعتماد نداشته باشم. اینطور به نظر میرسه.


همچنان خواب

خیلی ها در حینی که بیدارن خوابن. نمیدونن دور و برشون چی میگذره. فکر میکنن همه چیز اون چیزیه که خودشون فکر میکنن. فقط اگه من براشون تعریف کنم چیزایی که میدونم رو ... قیامت به پا میشه :) و این هم تقصیر کسیه که بهش اعتماد ندارم. 


عقب

به عقب که نگاه میکنم خیلی چیزا با الآن فرق کرده. و نمیدونم چرا که هرچی بیشتر به عقب نگاه میکنم بیشتر دلم میخواد تو عقب بمونم.


___________________________________________

+ دلم برای خنده های مسخره مون تنگ شده. خنده هایی که بی هیچ دلیلی شروع میشدند و بی هیچ دلیلی تموم میشدند. دلم برات تنگ شده. :(

+ چقدر دلم میخواست این آپم شاد و شنگول باشه و پر از چیزای وان دی باشه... حالا ببین...

+ بعضی وقتا بعضیا منو وارد رقابتی میکنن که حتی خودم ازش خبر ندارم

+ حس میکنم annoying هستم

+ No matter what i do I'll never be good enough.


منبع:


دی؛

جِی؛

علی گیتور؟

اووکـــی؟ :دی


یه نکته بگم نسخ بگیرم

ب کسی ربطی نداره

کدوم پست مال کیه

و کی چی نوشته

چرا؟

چون این ک شما میگی

جدا میکنی مارُ

اما ما یکی هسیم

حله؟

اگه نی یجوره دگ خدمت برسیم

بلدم مرگ تو :))


بسه دگ

ببند

جراتم داری نظر بده

خود دانی


نکته دوم

نکته ک ن

نطقه

بلید ایت اوت :دی

داریم میریم مسافرت

همونجا ک ازش اومدیم

و عاشق تر شدیم

و باقیشم ب شوماها نیس مربوط

عاره دگ..

میریم و عاشق تر تر" میایم

کور شود آنکس ک نتوان دید

یه چی شبیه این حالا

اصلُ بچسب

دیر میایم

شاید!

د

و

س

ت


د

ا

ر

م

:

*


منبع:

Ferrino E-Catalog

خیلییییییییییییییییییییییی عکساش عالی شده :)))
اصلا دلم نیمد هیچکدومو توی ادامه مطلب بذارم
همرو همین جا گذاشتم.

ferrino3.1.jpg


ferrino3.jpg


ferrino2.1.jpg


ferrino1.jpg


ferrino7.jpg


ferrino6.1.jpg


ferrino5.jpg


ferrino4.1.jpg

ferrino4.jpg

ferrino.1.jpg


منبع:

Seoul Tongyi FM Schedule

Tongyi در شهر سئول فن میتینگ برگزار می کند،
که
به صورت یک تور هستش و از 2 نوامبر شروع
میشه تا 5 نوامبر
2013.
همه ی مارماهی ها و طرفداران لطفا قلب خود را
محکم نگهدارید. این 4 روز و 3 شب تور کره ای،
نه تنها شما می توانید مناظر زیبا در کره را ببینید،
بلکه مهمتر از همه شما جانگ کیون سوک و
پارک مین یانگ را ملاقات می کنید!
بعدشم توضیح داده بود که چه طوری می تونند
بلیط تهیه کنن. منم می خوام :((

9933061276_b72cdf6fac_z.jpg


منبع:

سبزی های سم زدا

بدن انسان بر اثر غذاهایی که می خورد دارای باکتری ها و سمومی می شود که در دراز مدت می تواند باعث بروز بیماری های متفاوت باشد.
سبزی ها از موادی هستند که می توانند به انسان در دفع این سموم کمک کنند. در این مطلب نگاهی خواهیم داشت به تعدادی از سبزی های سم زدا.



منبع:

+ پست ۵۱

شاید باورتون نشه ولی از ساعت 12 تا همین الان مشغول دانلود کردن یه قسمت از ومپایــِر دایریز بودم :دی

چیه ؟؟ لابد الانم فکر میکنین دانلودش موفقیت آمیز بود و میشینم میبینم !!! :)) اصن همچین فکری نکنید که ناراحت میشم ... :)) بالاترین رکوردی که زدم تو دانلود 20 مگ بوده :| هی قطع میشه ... :(( اصن تو روح مسئولان صلوات :| والــآ با این نوناشون :|

اصن تصور کنین سرعت نت ما چقدر پایینه ... بعد فیل تر شکنم روشن باشه ... بعد کامپیوترم که ویروسی باشه ... اصن چه توقعی دارم دیگه من !! :|

نمیدونم چرا با همه ی اینا باز از رو نمیرم دوباره میزنم که دانلود شه :|

امشب یه فیلم دیدم که مستر بین توش بازی میکرد Keeping Mum :دی مثلن مورد دار نبود و داداشم واسم اورده بود :| البته فقط مثلن :| کل فیلم اصن موضوعش خیانت و اینا بود :)) دختره هر روز یه پسرُ میورد خونه شون ... باباش میخاست پسرا رو صدا کنه اینجوری میگفت : کارل ، اِ نه مارک ... دیوید !! :دی بعد خود پسره خودشُ معرفی میکرد :| اونوقت به ما اجازه نمیدن بریم خونه دوستمون :|



+ محمد اس داده جای من خالی نباشه ناراحت تباشید فردا میام :)) اعتماد به سقفه ینیــآ :| گفتم اتفاقا اصن خالی نیست با مامان ندا و بابا حسین داریم 21 میزنیم :دی


منبع:

...

ﺑﺎﺧﺘﻢ ﻭﻟﯽ ” ﻣﺴﻴﺮ ” ﺭﺍ ﻳﺎﻓﺘﻢ !
ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺮﺍﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺭﺍﻫَﺖ “ﺭﺍﺣَﺖ ” ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮد
ﻫﺮ ” ﭼﺎﻟﻪ ﺍﯼ ” ” ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ” ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﻜﺮ ﻛﻦ، ﻓﺮﺻﺖﻫﺎ ” ﺩﻭﺑﺎﺭ ” ﻧﻤﻴﺸﻮﻧﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﯼ ﺍﺯ ” ﭘﺲ ﺭﻓﺖ ” ﭘﺲ، ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻓﺖ

منبع:

به سلامتی لپ تاپمم ترکید

با مینی عزیز اومدم...میدونم که دیگه اون لپ تاپو تعمیر نمی کنم...اخرین یاد هم خود به خود از بین رفت ! همه عکسا و خاطره ها و نوشته ها ... همش اونتو بود...

اول ممنون از دختر بهاری عزیزم بابت اون پست...عزیز دلم شرمندم که نگرانت کردم...شدم مثه بچه ای که می خوان بزرگترین سرگرمیشو ازش بگیرن و داره خودشو به در و دیوار بکوبه ممنون که نگرانمی واقعا نمی دونم چجوری ازت تشکر کنم حس اینکه یکی مثه یه خواهر بزرگتر باهات حرف میزنه خیلی خوب بود...مرسی عزیزم...

سفر که بودم خیلی فکر کردم...خیلی فکر کردم به این عشق و علتش و از بین رفتنش...راستش وقتی به حقیقت رسیدم اونقدر به نظرم وحشتناک اومد که سریع برگشتم...خواستم چند روزی توی خونه هم تنها باشم...

فعلا نمی تونم چیزی بگم.بر می گردم زود

دوستای گلم...من سعی می کنم مچور تر رفتار کنم ولی چند پاکت سیگار و درینک و غذا نخوردن کسی رو نمی کشه که

حتی قرصای توهم فضایی هم نمی تونن منو بکشن :)

پ.ن: همون طور که خط اخر پست قبل برای همسر نبود اینم نیست ... هی تو...ممنون که نگرانمی...ممنون که زنگ میزنی با اینکه میدونم درست نیست...ممنون.


منبع:

خداحافظی موقتی

خب از اونجایی که از خدا حافظی های غم انگیز خسته شدیم همگی.

گفتم یکم براتون آپ کنم و بعد یه خداحافظی شاد داشته باشیم.

من نمیدونم نتم کی تموم میشه امروز فردا یا... بالا خره چند روز بیشتر نمونده اگه نتم قد داد نظرای این پستارم تایید میکنم اگرم نه دست نسترن عزیزمو میبوسه


خب انی ها چندتا نکته بگم اینکه
صبا رفت وب میسا نیومد پیش ما


مدیریت سایت مطمئنا با نسترنه.نسترن جون مدیریت فنو به هیییییچکس نمیدی اگرم نویسنده با شرایطی که گفتم اومد فقط میتونه نویسنده باشه بخش مدیریتو تیک نمیزنی اینا حرفای انی سولمازه هاااا

من تلفنی باهاش صحبت کردم.

دیگه ه ه ه .....هیچی دیگه همتونو خیلی دوست دارم میبوسمتون تا دیدار بعد

راستی تو نظرا دیدم چندتا انی دیگه مارو پیدا کردن مثل مامان بزرگ و pola و ... خیییییلییییی خوشحال شدم

مامان بزرگ از دست تو خییلیی ناراحت بودم که تو وب میساکی هستی ولی نمیای بقیه نوه هاتو ببینی

عه!!!!!میبینی هی گفتم یه چیزی میخوام بگم یادم رفت اگه احیانا زبونم لال خداااای نکرده تا من برگردم اینجا منحل شد دوست ندارم ارتباطم باهاتون قطع شه این آدرس ایمیل منه

tuana2011ghatrebarun@yahoo.com

تو فیس بوکم اسمم اینه

romina asgarpoor

برام ایمیل بفرستین و خودتونو معرفی کنین همین امروزم باشه بهتره چون بعدا یادتون میره اگه خواستین اد کنید


تاکید میکنم واسه همیشه نمیرممم.برمیگردم

خب دیگه من برم دوستون دارممم بای باااااااااای


منبع:

How to Use Facial Massage for Wrinkle Reduction

Tired of trying “wonder” wrinkle-relieving beauty products which don't deliver? Are you considering facelift surgery? According to beauty experts, facial massage is a painless and effective way to reduce the appearance of wrinkles. Here is how to use facial massage to prevent wrinkles or reduce them.

Why Use Facial Massage for Wrinkles

- It stimulates circulation, encouraging the exchange of nutrients and the elimination of waste and toxins.

- It tightens and lifts the facial muscles.

- By stimulating circulation, it opens up those areas where wrinkles have emerged.

- It helps you get rid of puffiness.

- It releases endorphins.

Spa Facial Massage

Facial Massage Techniques

1. Circular Massage Method

This is a very effective method of massage for wrinkles, which you can do at home. Cleanse your face and hands to keep bacteria at bay. You can use your regular moisturizing lotion as massage oil. Do not use a product that contains oil if you've got acne-prone skin. Massage the areas most vulnerable to wrinkling (forehead, cheeks, mouth), using gentle, circular motions. Continue for about 20 minutes.

2. Patting Method

This is another quick and easy form of massage for wrinkles, which will stimulate blood flow and invigorate the skin. Leaning forward slightly, pat your face using the bottom side of your fingers. Continue for 15 to 20 seconds.

3. Massage & Moisturize

This is a very easy massage for wrinkles routine which you can incorporate with moisturizing. You can use your moisturizing lotion or a natural oil, such as jojoba or apricot kernel oil.

- Pour the oil in the palm of your hands and rub it lightly.

- Slowly run your hands upwards along your cheekbones until the bottom part of your palms reaches your temples. Continue for 1 to 2 minutes.

- Rub one palm over your forehead, along a horizontal line, changing hand directions. Do this for one minute. Place your thumbs under your chin and gently massage up and down.

4. Acupressure Point Massage for Wrinkles

Possibly the best technique of massage for wrinkles is acupressure point massage. The main facial acupressure points are situated in the inner edge of the eye orbits, the inner ends of the eyebrows, at the temples, next to the nostrils and just under your nose. An acupressure facial massage consists in pressing these and other acupressure points on the face, stimulating blood, oxygen and energy flow.

Wrinkle Free Complexion

5. Massage for Wrinkles around the Mouth

Zigzag: Laying one hand on each cheek, massage the skin around the mouth using zigzag movements.

Fast lifting: Cup hands round the chin and lift upwards across the cheek using a light and rapid movement.

6.Massage for Wrinkles on the Neck

Knuckling: Using your knuckles, massage your upper chest, shoulders and neck area, working in small circular movements.

Kneading: Using a kneading motion, massage the skin of your upper chest, shoulders and neck between your fingers and thumb, pushing it upwards.

Lifting Movements Facial Massage

7. Yoga-Inspired Facial Poses

Facial massage movements can also be mediated by yoga-inspired facial poses The Roaring Lion Pose of Simhasana is a very effective way to strengthen your facial muscles. In a kneeling position, with your back straight, place your palms on your knees. Slowly open your mouth and bring your tongue out. While exhaling, stretch your tongue out completely. Keeping your tongue in the same position, hold your breath, open your eyes wide and expose your teeth. The clue is in the name: You should look like a 'Roaring Lion'. Try to hold the pose as long as you can. Release and repeat.

When to Do Facial Massage for Wrinkles

The best time of day to do a facial massage for wrinkles is first thing in the morning, so as to stimulate circulation and reduce puffiness.

Warning

Whenever doing a facial massage, be gentle, as the skin on your face is very delicate. Always use a lotion or moisturizer and avoid the delicate under-eye area.

pink bridesmaid dresses | cheap prom dresses under 100


منبع:

کاش باران بگیرد و

 شیشه بخار کند
و من همه ی دلتنگیهایم را رویش “ها” کنم
و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم

و 

خلاص ...



منبع:

من از دست خودم خسته ام

بازم ناپرهيزي كردم...

ميگن شرط عزم به يه تصميم چندتا جيزه:

مشارطه،مراقبه و محاسبه...

اين وبلاگ براي مشارطه و محاسبه است.

قسمت سختش مراقبه است...

من گويا عزمم كنه...




منبع:

به سلامتی لپ تاپمم ترکید

با مینی عزیز اومدم...میدونم که دیگه اون لپ تاپو تعمیر نمی کنم...اخرین یاد هم خود به خود از بین رفت ! همه عکسا و خاطره ها و نوشته ها ... همش اونتو بود...

اول ممنون از دختر بهاری عزیزم بابت اون پست...عزیز دلم شرمندم که نگرانت کردم...شدم مثه بچه ای که می خوان بزرگترین سرگرمیشو ازش بگیرن و داره خودشو به در و دیوار بکوبه ممنون که نگرانمی واقعا نمی دونم چجوری ازت تشکر کنم حس اینکه یکی مثه یه خواهر بزرگتر باهات حرف میزنه خیلی خوب بود...مرسی عزیزم...

سفر که بودم خیلی فکر کردم...خیلی فکر کردم به این عشق و علتش و از بین رفتنش...راستش وقتی به حقیقت رسیدم اونقدر به نظرم وحشتناک اومد که سریع برگشتم...خواستم چند روزی توی خونه هم تنها باشم...

فعلا نمی تونم چیزی بگم.بر می گردم زود

دوستای گلم...من سعی می کنم مچور تر رفتار کنم ولی چند پاکت سیگار و درینک و غذا نخوردن کسی رو نمی کشه که

حتی قرصای توهم فضایی هم نمی تونن منو بکشن :)

پ.ن: همون طور که خط اخر پست قبل برای همسر نبود اینم نیست ... هی تو...ممنون که نگرانمی...ممنون که زنگ میزنی با اینکه میدونم درست نیست...ممنون.


منبع:

داشتم الان پستهای وبلاگمو نگاه می کردم چقدر شکل بیانیه شدن این آخریا!

بیانیه یا جمله نغز یا حکم یا همچین چیزی .

نکنه خودمم دارم تبدیل می شم به یکی از اون نفرت انگیز های قاضی اون بیرون!؟


منبع:


خسته شدم از “تو” نوشتن ،

کمی از خودم می نویسم …

“من” دوستت داشتم لعنتی !


حـــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــلالت نمـــــــــــــــــــــــــــــــیکنم.


منبع:

Threshold

باز هم از سر کنجکاوی و شاید نوستالژی روزگار آی پی ام، این هفته مدرسه ای در حوزه ی نورولوژی را می روم به عنوان تعطیلات تابستانی! و باز پیچیده ترین روشهای ریاضی و مدل سازی و تحلیل داده برای یافتن عملکرد مغز را می شنوم از دانشمندان شماره 1 دنیا و همینقدر می فهمم که با تمام این پیشرفتها و تلاشها چه قدر هنوز نمیدانند و نمی فهمند و من که در فهم حرفهای آنها هم بسیار مشکل دارم دیگر چه قدر کوچکم...

بزرگی در حوزه ی نوروساینس امروز از گذاشتن مرز قراردادی (threshold) برای قابل قبول بودن محاسبات میگفت که قرارداد ما همیشه محدود می کندمان ولی مجبوریم جایی محاسبات را متوقف کنیم هر چند دل خیلی ها راضی نمی شود و آن را نتیجه به حساب نمی آورند...
از خود می پرسم آیا می شود بدون گذاشتن این حد بر سر سوالهای ذهن از چرایی و فلسفه ی زندگی، زندگی کرد

اگر دلت راضی نشود چه؟

کاش اینجا متکلم وحده نبودم و کسی بود که کمی در این حوزه ها با او حرفی بزنم و ؟ی را به نقطه ای برسانم...

پ.ن: حس می کنم چه قدر میتوان بزرگ بود و توانمند و چه قدر من کوچکم و نادان و نیازمند...


منبع:

خـــــ ـدایا...!

تو دنیای ما ادمـآاا 

یهـ حالتـ هسـتــ 

بنام کم اوردنُ ...

تو که خدایی نمیتونی تجربش کنی! 

خوشـ بـهـ حالتــ........



منبع:

چجوری هنوز اینجامو نمی دونم ولی همش کار توئه خدا

من اینجا...بعد شنیدن حرفایی که که پشتمو لرزوند...بعد گذاشتن قلبم کنار حلقه نامزدی روی میز خونشون...من اومدم...لبخند زدم وقتی قلبم گریه می کرد...فریاد میزد جام نذار...ضجه میزد منو بردار...من برگشتم...زنده ام بعد حادثه ای که فکر می کردم می کشتم...

و ایمان دارم که قوی تر از این حرفام...که من حقمو از این زندگی می گیرم بالاخره...که باز روزای روشن میرسن...

نارس بودم سر شاخه....تو رویای میوه شدن...ولی دست روزگار منو چید بعد پرتم کرد رو زمین...خشک شدم ولی دونه هام جوونه میزنن باز...

ایمان دارم که هستی...امید من فقط تویی و لطف و کرمت خدا...دستمو بگیر...کمکم کن بلند شم...

دستشو بگیر...خوشبختش کن...هواشو داشته باش...

 


منبع:

847


دیشب اتاقو ریختیم بیرون که تمیز کنیم! عجب جهنمیییییی بود! هنوزم نیومدن تمیز کنن و تی بکشن!

زیر تختا پر اشغالو خاک! اصا افتضاح!

دوش گرفتمو اینا هم کولرو روشن کردن! یخ زدم دیگه!

صب رفتم سرکلاسم...

ع اومد در کلاس. چقد ناز شده بود عوضی!

ساعت 1 شد و بچه ها رفتن فست فود ناهار ولی منو ع رفتیم بیرون.

حرف زدیم... جفتمون داغون بودیم. نمیدونستیم کجا میخوایم بریم. من شام نخورده بودم. صبحانه هم همینطور!

ناهار بودو گشنم نبود!

افشین و بچه ها هم همون غذاخوریه بودن که همیشه غذا میگیرم.

ع گفت شروع کن به خوردن اشتهات میاد.

تصمیم گرفتیم غذا بگیریمو بریم.

غذا خوردیم... من از اون حاله بدم در اومدم! نمیدونم چی شد امروز... انگار بیدار شدم مثلا!

تازه دیدم دارم چیکار میکنم! من خرم! ع حتی دلستر نمیخوره که هیکلشو بسازه! بخاطر من!!! اونوقت من درگیر اینم که "م"  کــــــــــــــــــــ... ش پارسال چیکار کرده؟ یا مثلا تولدشه؟ بره به جهنم!

یه گردنبد قبل از گردنم اویزون بود. پلاکش یادگاری من بود. رو مخ ع بود همیشه. ع داشت با تبلتش کار میکرد...

 قلبه رو درش اوردمو با تمام قدرتم پرتش کردم یه جای دور...

باهام سرد بودم... نگاهش درد داشت... خیلی حرف زدیم. دعوا کردیم بد جور...!!! دوبار با حالت دعوا  پاشدم برم ولی خوب نزاشت. چقدر گریه کردم... سرم داره میترکه!

بهش گفتم "م" دیگه تموم شد... نمیخوام از دستت بدم. نمیخوام بخاطر فکرای بد رابطم خراب شه...

فقط حالم داغون بود... نیاز داشتم به زمان تا به خودم بیام... دلش شکسته بود!

حرفامو واسم تکرار کرد...

خیلی خیلی حرف زدیم... از 2 ظهر تا 8 شب ! زیاد حرف زدیم...

پلاکمو روی گردنم ندید! گفت پلاکت کو؟ گفتم شوتش کردم ! خندید. معلوم بود خوشحال شده...

هیچی دیگه بعد صحبت های طولانی درست شدیم...! سعی کردم از دلش در بیارم!

بعدش باهام تا در دانشگاه اومد...

گفتم ببین ع من دوست دارم. میدونم دوسم داری... عشقتو بهم کم نکن... ولی گاهی بزار تشنه باشم به محبتت...

گفت اتفاقا میخواستم از امروز باهات سرد باشم که شاید درست شی... ولی تا دیدمت نتونستم!

باهم از خاطره هامون گفتیم. از اتفاقات تولدامون! از اهنگای مشترکمون... از اون بوسه که توی پارک لپشو بوس کردم!

از همه چی...


امروز دوباره حسه ارامش رو چشیدم... ارامش داشتنه یه نفر که دوسم داره و دوسش دارم...

خوشحالم دوستیمو بخاطر "م" نابود نکردم!



منبع:

How to Use Facial Massage for Wrinkle Reduction

Tired of trying “wonder” wrinkle-relieving beauty products which don't deliver? Are you considering facelift surgery? According to beauty experts, facial massage is a painless and effective way to reduce the appearance of wrinkles. Here is how to use facial massage to prevent wrinkles or reduce them.

Why Use Facial Massage for Wrinkles

- It stimulates circulation, encouraging the exchange of nutrients and the elimination of waste and toxins.

- It tightens and lifts the facial muscles.

- By stimulating circulation, it opens up those areas where wrinkles have emerged.

- It helps you get rid of puffiness.

- It releases endorphins.

Spa Facial Massage

Facial Massage Techniques

1. Circular Massage Method

This is a very effective method of massage for wrinkles, which you can do at home. Cleanse your face and hands to keep bacteria at bay. You can use your regular moisturizing lotion as massage oil. Do not use a product that contains oil if you've got acne-prone skin. Massage the areas most vulnerable to wrinkling (forehead, cheeks, mouth), using gentle, circular motions. Continue for about 20 minutes.

2. Patting Method

This is another quick and easy form of massage for wrinkles, which will stimulate blood flow and invigorate the skin. Leaning forward slightly, pat your face using the bottom side of your fingers. Continue for 15 to 20 seconds.

3. Massage & Moisturize

This is a very easy massage for wrinkles routine which you can incorporate with moisturizing. You can use your moisturizing lotion or a natural oil, such as jojoba or apricot kernel oil.

- Pour the oil in the palm of your hands and rub it lightly.

- Slowly run your hands upwards along your cheekbones until the bottom part of your palms reaches your temples. Continue for 1 to 2 minutes.

- Rub one palm over your forehead, along a horizontal line, changing hand directions. Do this for one minute. Place your thumbs under your chin and gently massage up and down.

4. Acupressure Point Massage for Wrinkles

Possibly the best technique of massage for wrinkles is acupressure point massage. The main facial acupressure points are situated in the inner edge of the eye orbits, the inner ends of the eyebrows, at the temples, next to the nostrils and just under your nose. An acupressure facial massage consists in pressing these and other acupressure points on the face, stimulating blood, oxygen and energy flow.

Wrinkle Free Complexion

5. Massage for Wrinkles around the Mouth

Zigzag: Laying one hand on each cheek, massage the skin around the mouth using zigzag movements.

Fast lifting: Cup hands round the chin and lift upwards across the cheek using a light and rapid movement.

6.Massage for Wrinkles on the Neck

Knuckling: Using your knuckles, massage your upper chest, shoulders and neck area, working in small circular movements.

Kneading: Using a kneading motion, massage the skin of your upper chest, shoulders and neck between your fingers and thumb, pushing it upwards.

Lifting Movements Facial Massage

7. Yoga-Inspired Facial Poses

Facial massage movements can also be mediated by yoga-inspired facial poses The Roaring Lion Pose of Simhasana is a very effective way to strengthen your facial muscles. In a kneeling position, with your back straight, place your palms on your knees. Slowly open your mouth and bring your tongue out. While exhaling, stretch your tongue out completely. Keeping your tongue in the same position, hold your breath, open your eyes wide and expose your teeth. The clue is in the name: You should look like a 'Roaring Lion'. Try to hold the pose as long as you can. Release and repeat.

When to Do Facial Massage for Wrinkles

The best time of day to do a facial massage for wrinkles is first thing in the morning, so as to stimulate circulation and reduce puffiness.

Warning

Whenever doing a facial massage, be gentle, as the skin on your face is very delicate. Always use a lotion or moisturizer and avoid the delicate under-eye area.

pink bridesmaid dresses | cheap prom dresses under 100


منبع:

کـاش ، جــایِ پـایــیز ؛ تــو بـا"مِــهــر" مــی آمــدی....

هَـــــمـــــهـ چـــــــی اَز یــــــــادِ آدَمـ مـــــــیــــرهـ ....

مَـــــــگــــهـ یــــــــادِشـ ، کــــــهـ هَـــــمـــــیــــشــــهـ یــــــــادِشـــــهـ ....

" حُـــــسِــــینـ پَـــــــــناهـــــــی"


منبع:


دی؛

جِی؛

علی گیتور؟

اووکـــی؟ :دی


یه نکته بگم نسخ بگیرم

ب کسی ربطی نداره

کدوم پست مال کیه

و کی چی نوشته

چرا؟

چون این ک شما میگی

جدا میکنی مارُ

اما ما یکی هسیم

حله؟

اگه نی یجوره دگ خدمت برسیم

بلدم مرگ تو :))


بسه دگ

ببند

جراتم داری نظر بده

خود دانی


نکته دوم

نکته ک ن

نطقه

بلید ایت اوت :دی

داریم میریم مسافرت

همونجا ک ازش اومدیم

و عاشق تر شدیم

و باقیشم ب شوماها نیس مربوط

عاره دگ..

میریم و عاشق تر تر" میایم

کور شود آنکس ک نتوان دید

یه چی شبیه این حالا

اصلُ بچسب

دیر میایم

شاید!

د

و

س

ت


د

ا

ر

م

:

*


منبع:

39

سشیبلات!!!!!!!!!!!!!!!!! سشیبلات منکن!!!!!!!!! این اولین طالع بینی ای بود که انقدر با من صدق میکرد!!!! :||||||||||| توی هر {} حرف های خودمه!!! ;;)


اسفندی که باشی تو اوج ناراحتی هم که باشی، اما بازم تا اراده کنی می تونی یه جمعی رو به نشاط بیاری و لبخندو رو لباشون بنشونی..! {نه تو جمع :| تو یاهو و کنفرانس شاید =))}
اسفندی که باشی حواست هست دل کسی و نشکنی و ناراحتش نکنی، هر چند به راحتی همین کارو باهات کرده باشن...! {همین الآن عذر میخوام اگه دله کسیو شکوندم ولی باور کنید واقعا قصد چنین کاریو نداشتم :| همونطور که تو این جمله گفته!}
اسفندی که باشی عالم و آدمو به راحتیِ آب خوردن درک می کنی اما دریغ از یه درک کوچولو واسه خودت...!{این کاملاً راستههههههههههههه!! کاملاً راستهههههههههههه!!! بهتون اطمینان میدم!!!}
اسفندی که باشی دلت نازکه و زودی میشکنه اما دم نمی زنی و بازم می خندی...!{من فقط میدونم دلم نازکه و زودی میشکنه و زودی گریه میکنم :| ولی خب قسمته بعدیش هم راسته! تاحالا چندبار شده دلمو شکوندن ولی هیچی نگفتم!}
اسفندی که باشی معنی سکوتت رو فقط خودت میفهمی و بس!{دقییییییییییییییییییییقاً}
اسفندی که باشی گاهی خودتم نمی دونی چته! درکت خارج از توان اطرافیانت میشه..!{صد در صد راسته:|}
اسفندی که باشی دل همه رو زود به دست میاری و همه بدونِ اینکه بدونن " چرا " زود باهات انس میگیرن..!{اینو نمیدونم باید از شما ها بپرسم=)) جواب بدین! یا تو یاهو یا تو نظرات!}
اسفندی که باشی خیلی چیزارو میفهمی ولی به روی خودت نمیاری!{واقعا همینطوره :|}
اسفندی که باشی حد وسط نداری! یا مثبتِ مثبت ، یا منفی ِ منفی!{اوم... نمیدونم. ولی خب منفی نیستم!}
اسفندی که باشی یه آهنگو اینقدر گوش میدی تا جیغ همه رو در بیاری!{یادمه مهر ماه که بالاخره رفتم آهنگ WMYB رو بعده یه ماه دیدن موزیک ویدیو تو PMC دانلود کردم و دخی عمه م هم اونجا بودم و اونقدر گوش دادم به این آهنگه که صدای دخی عمه م در اومد :| بلی....}
اسفندی که باشی همه تیپا یه طرف، تیپ تمام مشکی هم یه طرف...!{این تیپ رو خیلی دوست دارم ولی خب جدیدا چیز میز مشکی ندارم :|}
اسفندی که باشی رنگای مورد علاقت ، بیشتر توو مشکی و قرمز و بنفش خلاصه میشه...!{ how the heck did you know that? :| من قرمز و بنفش خیلی دوست دارم :| جاستین هم یه جا خوندم همین رنگا رو دوست داره... :| -یاسمین هستم در حال سکته}
اسفندی که باشی همیشه یه تبسم آرامش بخش رو چهرته...!{والا من همیشه اخم رو چهرمه :| بقیه که تبسم من رو دیدن نظر بدن!!:))}
اسفندی که باشی گاهی یه اخم کوچیک باعث جذابیت صد برابری چهرته که جذبتو بیشتر می کنه...!{همونطور که گفتم من همیشه تو حالت اخم هستم. اونایی که اخمم رو دیدن نظر بدن :|}
اسفندی که باشی میشی یه " مرد اسفندی " که جذابیت زیادی واسه خانومای ماه های دیگه داری...!{من مرد نیستم ولی خب اوم... با مرد اسفندی هم رو به رو نشدم!! :))}
اسفندی که باشی بهترین مشاور واسه همه ای، اما به خودت که میرسی نمی دونی چی درسته و چی غلط..!{این کاملا درسته!! کاملا درسته!! همیشه دیگران رو نصیحت میکنم ولی به خودم که میرسه....؟! :|}
اسفندی که باشی گاهی خیلی بد اخم و عصبی هستی ، گاهی هم خیلی خوش خنده و دیوونه ...!{این رو هم میشه در کنفرانس های یاهو مشاهده نمود :))}
اسفندی که باشی میتونی توو یه لحظه، کامل از خود بیخود بشی و عرش و به فرش بدوزی...!{بلی بلی...حواستون باشه منو عصبانی نکنید... :دی}
اسفندی که باشی همین تفاوت ها ،یعنی منحصر به فرد بودنِ تو!{I'm fab}


خودم داشتم اینارو میخوندم شاخ در اوردم!!! :دی

------------------------------------------------------------------------------------

بقیه شو پیدا کردم.... ^_^

اسفندی که باشی رنگ ماهت ارغوانیه...! { بلی اصولاً ارغوانی هم دوست دارم;;)}

اسفندی که باشی میشی یه "زن اسفندی" که میتونی آرزوی هر مردی باشی...! {آقایون؟؟ شما نظر بدید!!!:))))))))))))}

اسفندی که باشی گاهی حس میکنی تو اصلا مال این زمان نیستی! متعلق به دوره ی دیگه ای هستی...! {حرف دلمو زد کصافط :(((((((((}

اسفندی که باشی همیشه مثه آبِ روی آتیش می مونی و این یه نکته رو هزاران نکته ی مثبت تو به حساب میاد ...!{یکی واسه من ترجمه کنه من اینو نمیفهمم :-s}

اسفندی که باشی ،میشی ته تغاریِ خدا...!
هواتو همیشه بیشتر داره چون میدونه دلت کوچیکتر از 11 ماه ِ دیگه اشه...! {asdfghjkl!!! نکن با من اینکارو! نکن!! :)) اوا....من حتی 8 ماهه هم هستم.. :-j از هر دو ور یه ماه کم دارم!! =))}


منبع:

.261

وقتی تنها شدم، به خیلی از آدما دل بستم،

به آدمای کثیف، به خیابان های زشت

به کارای زشت ..

شهر من جایی واسه خوب بودن نداره!!


پ - ن : من قایقی شکسته، در هوای طوفانی



منبع:

:'(

ﯾﻬﻮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﻋﻮﺽ ﺷﯽ

ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻣﯿﺰﺍﺭﯼ

نشون میدی که به آینده امیدواری

 ﺁﻫﻨﮓ ﺷﺎﺩ ﭘﻠﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ

 به زور لباس میپوشی با دوستات بیرون میری شیطنت میکنی

 ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯿﺪﯼ

ﻭﻟﯽ

ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﺭﯼ

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻟﺒﻮﻡ ﺁﻫﻨﮕﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﮕﯿﺘﻮ ﭘﻠﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ

 دیگه از خونه بیرون نمیری

 زود عصبانی میشی

 هر کسی میاد سمتت پسش میزنی

 حتی آدمش از جاهای شلوغ فرار میکنی

تعداد پاکت سیگارت بیشتر میشه با خودت لج میکنی

 ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻤﻮﻡ ﺍﻭﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ.....

 بازم میشی همون اذمه قبل هیچ فایده ای نداره...


منبع:

نتایجماندی نایت راء | 12 آگوست 2013

سلام

با نتایج ماندی نایت راء در خدمتتون هستم ...


Wade Barrett Vs. Daniel Bryan



هر دو استار درون رینگ هستند که اعلام می شود داور مخصوص این بازی برد مدوکس جنرال منیجر برند راء است .

بازی شروع میشه و برایان در همین ابتدا Drop Kick میزنه . برایان حالا بر روی پای وید برت کار می کند و کنترل

بازی رو بدست دارد . درخارج از رینگ ... دو استار درگیر هستند و برت برایان را به دیواره تماشاگران می کوباند .

حالا برت , برایان را به پلکان آهنی می کوباند . حالا دو استار به درون رینگ می رود و برایان کنترل بازی رو بدست

میگیره و Missile Drop Kick رو میزنه و سپس ضربات پا مخصوص خودش رو وارد می کنه . حالا ناگهان برت زرنگی

میکنه و رول آپ میکنه و برد مَدوکس خیلی سریع می شمارد : 1.2.3 !!

Winner : Wade Barrett

پس از مسابقه دنیل برایان به برد مدوکس به شدت اعتراض می کند اما مدوکس به سوی رَمپ می رود و

برایان درون رینگ شعار NO NO NO را سر می دهد .

Damien Sandow Vs. Randy Orton



دو استار درون رینگ هستند و کودی رودز نیز در کنار گزارشگران قرار دارد و زنگ مسابقه به صدا در میاد .

در همین ابتدا سندو Head Lock را انجام می دهد اما اورتن زود خلاص می شود . اورتن ضربات آرنج وارد می کند و

سپس در گوشه رینگ بر روی سندو کار می کند . کش و قوس هایی انجام میشه و این بار اورتن Head Lock را

انجام می دهد . حالا اورتن , سندو را به سمت Apron می فرستد و با Drop Kick او را به خارج از رینگ می فرستد و

به کامرشال می رویم . در بازگشت از کامرشال سندو , اورتن را به گوشه رینگ می فرستد . حالا اورتن به خارج از رینگ

فرستاده میشه و سندو او را به رینگ میاره و کاور میکنه اما موفق نیست . حالا اورتن ضربه ای وارد میکنه و سپس

Powerslam رو میزنه . اورتن Top Rope DDT رو میزنه . حالا کودی رودز میخواد کیف سندو رو که در گوشه رینگ هست

بردارد و حواس سندو پرت می شود . سندو بر می گردد و از اورتن R.K.O دریافت می کند و کاور : 1..2..3

Winner : Randy Orton

دِ شیلد در بکستیج پرومویی کات میکنه و در مورد بَتِل رویالی که قراره انجام بشه صحبت هایی انجام میدن .

اونا خودشون رو یک نسل جدید می دونند .

در بکستیج , پانک مصاحبه انجام میده و در مورد هیمن و لزنر صحبت هایی رو میکنه و پیش بینی میکنه که

امشب براک لزنر رو ببینه .

The Great Khali & Natalya Vs. AJ Lee & Big E Langston



مسابقه شروع میشه و همین ابتدا ای جی یک سـیـلـی به گرت کالی میزنه . حالا ناتالیا وارد میشه و ضرباتی رو به

AJ وارد میکنه تا اینکه AJ یک Spin Kick میزنه و کاور میکنه اما موفق نیست . در بکستیج زیگلر و کیتلین را می بینیم که

در حال تماشای مسابقه هستند . AJ در گوشه رینگ ضرباتی به ناتالیا وارد میکنه و کاور میکنه : 1..2.. اما موفق نیست .

حالا ای جی Drop Kick میزنه و باز هم کاور میکنه اما باز هم موفق نیست . حالا ناگهان ناتالیا کـام بَــک میکنه و شارپ شوتر

را انجام میده و AJ تسلیم میشه اما داور نمی بیند . ناتالیا دوباره این سابمیشن را انجام می دهد و این بار AJ تسلیم میشه و

داور هم می بینید .

Winners : The Great Khali & Natalya

درون رینگ کالی و ناتالیا خوشحالی می کنند که بیگ ای ناگهان از پشت حمله میکنه و سپس سراغ هورنسواگل میره و به او هم

ضرباتی میزنه اما ناگهان ضربات سنگینی از گرت کالی دریافت میکنه و کالی و ناتالیا و هورنسواگل درون رینگ می رقصند !

به کامرشال می رویم ...

در بازگشت از کامرشال وینس مکمن ChairMan کمپانی وارد می شود و در مورد مسابقه بین دنیل برایان Vs وید برت که

امشب برگزار شد صحبت میکنه . وینس از مدوکس میخواد که وارد شه و مدوکس میاد و میگه : من یکم هیجان زده بودم و

به صورت تصادفی زود شمردم . وینس مکمن میگه : انسان جایز الخطاست ( ) ! مدوکس میخواد که یک شانس دیگه

داشته باشه تا این اشتباه ــش رو جبران کنه . وینس میخواد اعلام کنه که مدوکس داور ویژه بازی سینا Vs برایان باشد که ...



تریپل اچ وارد میشه . تریپل اچ میگه : قبول دارم ! باید یک نفر باشه که مسابقه بر سر تایتل Wwe در سامراسلم رو کنترل کنه اما

اون شخص نباید برد مدوکس باشه . حالا ناگهان تریپل اچ میکروفن رو میندازه و به مدوکس Pedigree میزنه و کول هم اعلام میکنه که

هانتر داور ویژه مسابقه بر سر تایتل Wwe در سامراسلم است .




Kane Vs. Titus O'Neil



مسابقه شروع میشه و کین شروع به حمله به اونــیـــل میکنه . کین خیلی زوووووووود با زدن Chokeslam و کاور

می تواند تــیـتـوس اونــیــل را شکست دهد . !

Winner : Kane

پس از مسابقه چراغ ها خاموش می شود و دِ وایِت فَمیلی ظاهر می شوند . حالا کین از رینگ خارج شده و اریک و لوک

سعی می کنند حمله کنند . حالا آتش بازی کین انجام می شود و بری وایت می خندد !

Alberto Del Rio Vs. Kofi Kingston



ابتدا قهرمان کمربند سنگین وزن البرتو دلریو بدون ریکاردو رودریگز و سپس کوفی کینگستون وارد می شود و زنگ مسابقه

به صدا در میاد . ابتدای مسابقه , هیچ یـــک از استاران نمی توانند کنترل بازی رو کاملاً به دست خود بگیرند و کش و قوس هایی

انجام می شود . کوفی بر روی تاپ روپ می رود و می پرد که دلریو ضربه ی زانو به او وارد می کند . دلریو کنترل بازی رو بدست

دارد تا اینکه کوفی کینگستون Drop Kick و سپس Boom Drop را وارد می کند . در ادامه دلریو کنترل بازی رو بدست میگیره و

سابمیشن کِـــراس آرم بــرکـــر رو اجرا میکنه و کوفی کینگستون تسلیم میشه .

Winner : Alberto Del Rio

مارک هنری در بَــکـســــتــیـــج در حال آماده شدن برای بـَـتـل رویـال می باشد ...

The Real Americans Vs. The Usos



ابتدا The Real Americans وارد می شود و طبق معمول زب کولتر یک پرومو کات می کند و این بار این پرومو در مورد کـالـیـفـرنـیـا

می باشد . به کامرشال می رویم ... در بازگشت از کامرشال استاران آماده انجام مسابقه هستند و زنگ مسابقه به صدا در میاد .

سزارو و یکی از اوسو ها مسابقه را شروع می کنند و سزارو یک Big Boot وارد می کند . حالا سواگر وارد می شود و با سزارو

کمی کار های تیمی انجام می دهد . حالا سواگر Swagger Bomb رو میزنه و حالا با سزارو تگ میکنه تا کمی کار های تیمی

انجام دهند . در ادامه سواگر و جِـــی اوسو درون رینگ هستند و جی Samoan Drop رو وارد میکنه . حالا جِی کاور میکنه اما

سزارو , سواگر را به بیرون رینگ می کشد تا کاور را بهم بزند . حالا The Usos حرکت سویساید دایو رو انجام می دهند و سپس

درون رینگ با یک حرکت تیمی موفق به پیروزی می شوند .

Winner : The Usos

به کامرشال می رویم ...

در بازگشت از کامرشال رینگ برای انجام MizTV آماده است و مهمانان این شوء وارد می شوند :

دنــیــل بــرایــان , جــان ســیــنــا

سینا شروع به صحبت میکنه : من خیلی خوشحال شدم که تـریـپـل اچ داور مخصوص بازی ـمون در سامراسلم شد .

یکشنبه شما یک جنگ تمام عیار را مشاهده خواهید کرد . دِ میز می خواهد صحبت کند اما برایان نمی گذارد و میگوید

اگر میز خفه نشود با مُــشـــت به صورت او خواهد کوباند . برایان میگه : من نمی فهمم ! چرا همه فکر می کنند که

من قادر به انجام یک جنگ خوب هستم ! سینا می خواهد دخالت کند اما برایان نمی گذراد و صحبت هایی در مورد Style

سینا انجام می دهد . حالا سینا یک پرومو در مورد " باور داشتن " کات می کند . او در مورد طرح " Make A-Wish "

صحبت می کند و هواداران به شدت او را تشویق می کنند . سینا میگه : من به این چیزی که هستم افتخار میکنم .

سینا میگه که برای برایان احترام قائل نیست . برایان میگه : سینا جوری که با شان مایکلز و دِ راک مبارزه کرد با من

مبارزه نمیکنه چون برای اونها احترام قائل بود . او در ادامه میگه : من دوست دارم برای اولین بار قهرمان تایتل Wwe

شوم . این مسابقه , بزرگترین مسابقه عُــمــر ـم خواهد بود . برایان میگه : در ژاپن یک سنتی وجود دارد که برای هایپ

کردن مسابقه ـشون قبل از مسابقه به یکدیگر سیلی می زنند . حالا برایان با سینا Face To Face می شود ...



برایان میگه : سینا یک رسلر نیست و شایسته این تایتل نیست . برایان چندین بار این مسئله رو تاکید میکنه . سینا برایان را هُل می دهد .

حالا تریپل اچ وارد می شود و بین این دو قرار می گیرد .. حالا ناگهان اورتن وارد می شود و بر روی استیج می ایستد .

Fandango Vs. R-Truth



ابتدا فـانـدانـگـو و سپس آر تروث وارد می شود که آر تروث هم کمی می رقصد و فـانـدانـگـو را مسخره می کند . در حالی که

تروث می رقصد فاندانگو به او حمله می کند . آنها به هم ضرباتی وارد می کنند , آر تروث ضربات سنگینی وارد می کند و

فاندانگو از رینگ فرار میکنه ...

Battle Royal Match | Winner Will Be #1 Contender For U.S Title



افراد حاضر در این مسابقه :

Rob Van Dam, Tensai, Brodus Clay, Heath Slater, Jinder Mahal, Drew McIntyre, Ryback,

Mark Henry, Justin Gabriel, Jimmy Uso, Jey Uso, Jack Swagger, Antonio Cesaro, The Great Khali, R-Truth,

Fandango, Darren Young, Titus O'Neil, Kofi Kingston, Wade Barrett

ابتدا تعدادی از استاران وارد می شوند و زنگ مسابقه به صدا در میاد . استاران درگیر هستند و ما به کامرشال می رویم ...

در بازگشت از کامرشال تعدادی از استاران حذف شده اند . تنسای و رایبک با هم درگیر هستند ...

تنسای حذف میشه . تیتوس و سزارو با هم درگیر هستند ... 3MB یکی از اوسو ها را حذف می کنند !

هنری بر روی کوفی و کالی بر روی سواگر کار می کند . وَن دَم سعی می کند رایبک را حذف کند اما موفق نمیشه .

تیتوس و برت هنری را زمین می زنند . برودس و اسلیتر درگیر می شوند . کوفی با رایبک درگیر می شود .

کالی هم ضرباتی به وید برت وارد می کند . آر تروث , فاندانگو رو حذف می کند ولی فاندانگو به رینگ بر می گرده و

تروث رو به خارج از رینگ می فرستد و او را هم حذف می کند . به کـامــرشـــال می رویم ...

در بازگشت از کامرشال برودس , کالی و 3MB حذف شدند . سواگر و سزارو دیگر اوسو را حذف می کنند .

آنها بر روی هنری کار می کنند , وَن دَم تیتوس را حذف می کند ! کوفی حرکت جالبی انجام می دهد اما حـذف می شود .

سپس هنری هر دوی سواگر و سزارو را حذف می کند . هنری و وَن دَم با کمک هم رایبک را حذف می کنند .

آر وی دی هم موفق به حذف هنری و پیروزی می شود .

Winner & New #1 Contender : R.V.D

پس از مسابقه دِ شیلد وارد می شوند و آر وی دی و هنری را که درون رینگ هستند احاطه می کنند . حالا ناگهان

بیگ شو وارد می شود به رینگ می آید و به آر وی دی و هنری می پیوندد .

به کامرشال می رویم ..

CM Punk Vs. Paul Heyman



در بازگشت از کامرشال پائول هیمن وارد می شود اما او لباس برای مبارزه نپوشیده است . او براک لزنر را معرفی میکنه و

لزنر وارد میشه . هیمن میگه : من در صورتی با پانک مبارزه میکنم که مسابقه هَـنـدیـکَــپ باشد و لزنر کنار من باشد .

هیمن تقاضای پاسخ می کند . حالا موزیک سی ام پانک زده می شود اما ناگهان او از طرف دیگر وارد می شود و دوربین

را از فیلمبردار می گیرد و با دوربین به لزنر ضربه وارد می کند و او را به خارج از رینگ می فرستد . حالا پانک سـویـسـایـد دایـو

را انجام می دهد و سپس چندین ضربه صندلی به لزنر وارد می کند . پانک , هیمن را تا رَمپ دنبال می کند که ناگهان اکسل

وارد می شود و پانک به او G.T.S می زند و شوء راء همین جا در حالی که لزنر به رینگ تکیه داده و پانک بر روی رَمپ است

Air OFF می شود !


منبع:

فقط یه نفر

非主流白色图片 空间唯美意境_他给你的温暖


لطفا تویـ اینـ پستـ هیچـ کسـ جـز یهـ نـفـر نظـر ندهـ

{البتهـ بـا عرضـ معذرتــ}


پ.ن:دیر میای اما میدونم میای و نظر میدی





منبع:

شبهای قدر

 

خدایا

بابت هر شبی که بی شکر تو سر به بالین نهادم


بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم


بابت لحظات شادی که به یادت نبودم


بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم


بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر تو را دانستم


{مرا ببخش }

شبهای قدر نزدیکه از همه ی دوستان عزیزم التماس دعادارم

 

خواهش میکنم منوودوستاموازدعاتون محروم نکنین

 



منبع:

201

درک کنید

که آدم ها عوض میشوند

و گاهی دیگر با زندگی ما سازگار نیستند.

باید بیاموزیم که این را بپذیریم؛ مسیرمان را جدا کنیم و به راه خود ادامه دهیم.


منبع:

Kerry Washington’s Emmy Beauty Look

For the first-time Emmy nominee Kerry Washington, the red carpet rigmarole has become a sort of exercise in fashion’s master class. (For the awards show, she wore a romantic Marchesa runway gown plucked from the recent spring 2014 show.) But what about beauty? Last night, after Ms. Washington walked the Emmy red carpet, I spoke with her longtime makeup artist, Carola Gonzalez, who also works with Naomie Harris and Padma Lakshmi, on how Ms. Washington’s look comes together.

How did you first meet Kerry?

I met her when she was attending the NAACP Awards in 2004, when I first did her makeup and we hit it off. Then she kept requesting me, and as she grew as an actress, she started requesting me more and more and we established a working relationship and I’d say a friendship, too. It’s been nine and a half years now.

I imagine most of these bookings would have been for appearances and so she’d have to be photo ready.

Sure. Usually for the camera, I’ll do contouring on my other clients because it really fine-tunes your face. It gives it shape and makes you look thinner. In Kerry’s case though, she doesn’t really need it because she has such prominent cheekbones. Otherwise, what’s different about camera makeup is the foundation. You have to make sure it’s going to last.

Speaking of foundation, I’ve heard from some runway makeup artists that finding the right foundation colors for non-white women can still be an issue.

Yes, it can be a challenge, but nowadays there are many more choices out there. The most important thing for an African-American woman or any ethnic woman is that the foundation fits her needs, whether it’s coverage or whether you’re going for a matte look. And then find the right shade. Armani, the Luminous Silk foundation, is one brand that has good diverse choices. It’s what I have in my kit.

On Kerry, for the Emmys, I was working with Hourglass and I used the Immaculate Liquid Powder Foundation in warm beige. They have great warm shades. They’re not ashy or too cool. I do believe warmer tones are more flattering for the skin tone. The foundation is also matte and I didn’t want her to be shiny and didn’t want her having to blot throughout the night. Also, it doesn’t turn ashy as it sets. A lot of oil-free or matte foundations, the color turns. That’s something to test out. This one stays true to the color.

The rest of her look seemed fairly neutral or at least was on the softer side.

We didn’t want to do anything too dramatic because the dress is very airy and delicate. It didn’t feel like it called for a lot of makeup, and Kerry wanted to look soft and radiant. We stuck with pinks and purples so that it would complement the dress colors.

How far in advance did you start prepping the look?

I saw the dress about a week and a half ago, so I’ve been thinking about it. Originally, I wanted to do a dark lip. I wanted her makeup to stand out a little more. But I hadn’t seen the dress in person. I saw it from a picture, and in person it was much more delicate, so I went with a completely different idea.

How did it change?

Her eyes are more accentuated than anything else. I used a light lilac with some pink in it on the lid and all the way to the brow bone. With an eggplant shade, I used it on the outer edge of the eye to accentuate and then blended all the way into the crease. Then black mascara and the Hourglass Script liner in black, which draws a very fine line. She also had fake lashes. I used the Ardell natural lashes in 110. It’s a strip as opposed to individuals.

Lips and cheeks?

I used a nude lip gloss with some pink in it. I wanted that little bit of shine because the skin was matte. I did add some luminosity by mixing the Hourglass Ambient Powder with Lancôme blush in sparkling rose. Both of the products have shimmer, and I applied them to the forehead, chin and nose. You want radiance on the red carpet, to make your skin look alive, not dead, because it translates to photos. It’s what you call “glow,” but it should be controlled glow.

black prom dresses | short prom dresses


منبع:

تیمارستان خوب کجا برم ؟ مدرسان شریف :دی

کرم میدونین چیه ؟؟ کرم دارم بنویسم :دی :دی

در حدی خابم میاد که گاهی یه چشمم رو میبندم با یکی میبینم باز اون یکی رو میبندم =)))

ولی کرمی درون ک.ون مبارک وول میخوره ک بنویسم :دی

بسمی تعالی :دی

عاقو دیرو رفتم واسه ثبت نام دانش گ.وه :دی

دهنم سروووووووووووووووووووووووووووویسه :l

مسیر خونه تا دانشگا اصن یه وضیه ک بیا و ببین...سه تا اتوبوس باس عوض کنم تا برسم :l

تاکسی خور هم نی , البته میشه دربست گرف که خدا شاهده این گ.ه خوریا به من نمیاد =)))

نزدیک به یه ساعت یه ساعت و نیم توی راه هستم من :l

ینی اگه کلاس ساعت 8 داشته باشم بنده باید 6 و نیم بیدار شم :l

من چطوری خودم رو بکشم که طبیعی به نظر برسه :l

حالا راه رو ولش کن , عجب جای ت.خمی ای بود :l

عجیب منو یاده اردوگاه ثامن الحجج مینداخ :l  خدا به سر شاهده من عاشق این اردوگاهم =)))

چه قر و فری هم داش لامصب :دی

در کل که عاقو ما هم دانشجو شدیم :دی =))

تو بگو یــــــــــــــــــــــــــــــــه ذره خوشال باشم نیستم =)))))

بگو یه ذره شوق داشه باشم ندارم =)))

بگو یه ذره دلهره داشته باشم ندارم =)))

وختی اومدم خونه ننه م با یه لبخند گشاد اومد گف خوشالی ؟ منم دقیقن با این قیافه =» :l

گفتم نع 

=)))

این روزا همه تبریک میگن...فقط یه نفر حرف حق رو زد...

دایی امرو گف خاک بر سرت =))))))

دختر دایی دار شدم :دی :دی

اسمش حلما  :l   l:  l:

این چه اسماییه میزارن ؟؟؟ والاع...من که در جریانید واسه هرکی یه اسمی میزارم...

این یکی رو هم عمرن حلما صدا کنم :دی

هنو ندیدمش...اعصاب ونگ ونگ نوزادم ندارم البته...ولی خب میرم ببینم چه شکلیه ...اخه ننه باباش جفتشون

 خوشگلن :دی

پ.ن : امرو نیشم یه سره باز بود ؛ با همه شوخی میکردم ، با همه میخندیدم , حتا جلو اون جوری رفتار کردم ک

 انگار هیچ دلخوری ای نیست...

ولی خودم که میدونم روزایی که بیشتر میخندم بیشتر داغونم....

چن وختی هس که حالم رو نمیفهمم...عجیب غریب شدم...همش بغض دارم...همش دلم گرفته...همش کلافه

 م...همش گیجم...

اما اینا مهم نیست...

یه جوری شدم...اره واقه عن باید اعتراف کنم منی ک همیشه دورم پــــــــــــــــُره آدم بود...منی که همیشه دورم

 شلوغ بود...

منی که صفت بارزم اجتماعی بودن بود...

از آدما میترسم...اره میترسم...نمیدونم شاید ترس نی...

ولی مث اینایی که میترسن نمیتونم به کسی نزدیک بشم...حس میکنم خطر دارن...

نمیدونم ...نمیدونم...

جواب هیچ کس رو نمیدم...تلفن هیچ کس رو ج نمیدم...به هزارتا بهانه در میرم از دیدارهای حضوری...

نمیدونم چم شده...واقه عن نمیدونم...

و جالبه که بیشتر از همیشه نیاز دارم به یکی که کنارم باشه...ک حواسش هر لحظه بهم باشه....

اره به قول محی من باید بستری شم توی تیمارستان...من همیشه متناقضم...

لعنت به من..

پ.ن : فردا با فاطی میخایم بریم بیرون...باید اغفالش کنم بریم یکم خوش بگذرونیم...واقه عن نیاز دارم حتا شده

 یه ساعت به چیزی فک نکنم...


منبع:

بعضیــــــ هــــــــا

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

تنهاییـــ را فقطـــ بعضیــــ اشخاصــــ میـــ توانند درک کنند 

سربازیـــــــ میـــ تواند درکــــ کند کهــــ دور از عشقشـــــ استـــــ

معشوقیـــــــــ میـــــ تواند کهــــ عشقشـــــ ترکشـــــ کردهـــــ

خستهــــ ایـــــ میــــ فهمد کهـــ از بهــــ دنبالـــــ عشقشــــــ گشتنـــــ هیچــــ گاهـــ خستهـــ نمیــــ شود

منــــ همـــ میـــ توانمــــ بفهممــــ بهــــ طور واضحیــــ میــــ توانمــــ چرا کهـــ

دوریــــ از عشقمــــــ را درکــــ کردهــــ امـــــ

رفتنــــــ عشقمــــــ را تماشا کردهــــ امـــــ

و همینـــــ طور

خستهــــ امــــ  ولیــــ از گشتنـــــ بهـــــ دنبالتـــــ هیچــــ گاهــــ خستهـــــ نمیــــ شومــــ


منبع:

Seoul Tongyi FM Schedule

Tongyi در شهر سئول فن میتینگ برگزار می کند،
که
به صورت یک تور هستش و از 2 نوامبر شروع
میشه تا 5 نوامبر
2013.
همه ی مارماهی ها و طرفداران لطفا قلب خود را
محکم نگهدارید. این 4 روز و 3 شب تور کره ای،
نه تنها شما می توانید مناظر زیبا در کره را ببینید،
بلکه مهمتر از همه شما جانگ کیون سوک و
پارک مین یانگ را ملاقات می کنید!
بعدشم توضیح داده بود که چه طوری می تونند
بلیط تهیه کنن. منم می خوام :((

9933061276_b72cdf6fac_z.jpg


منبع:

سوء تفاهم نشه!!!

سلام انی های عزیزم خوبین؟؟؟
انی ها یه چیزی رو میخواستم روشن کنم انی صبا رفته وب میساکی درسته و من رفتم وب میساکی یه سر بزنم دیدم صبا اولین پستش درباره ی نیومدنش به اینجاست.
نوشته بود واسه ی این نیومده که سولماز نذاشته.
صبا میدونی من تورو دوست خودم میدونم و باهات مشکلی هم ندارم ولی این کارت اصلا درست نیس که از روی ناراحتی یاهر چیز دیگه ای موضوع رو یه جور دیگه بگی.
تو این موضوع حد اقل من شاهد بودم.
همین یه کلاغ چهل کلاغا باعث میشه وجهه سولماز خراب شه و همه ی تقصیرا رو میندازین گردن اون همه ی انی هاام بعدا خراب میشن سر سولماز که تو باعث شدی همه جداشن.
ولی اینجوری نیس.

حالا من مجبورم بگم چی شد.
انی ها عین حقیقت اینه که صبا گفت میخواد نویسنده شه منم با سولماز حرف زدم گفت چه بهتر واسش یه بخش باز کردم واسه اونای که نمیدونن بگم وقتی واسه یه نویسنده بخش باز میکنی چندتا گزینه داره که به چی دسترسی داشته باشه



من تمامشو تیک زدم به جز آخری که مدیریت بود صبا گفت که میخواد تمام دسترسی هاش باز باشه من به سولماز گفتم میخوام مدیریت وبو بدم به صبا سولمازم گفت نه از این به بعد هرکی بیاد فقط نویسنده میشه اختیار تام بهش نمیدم.

انی های ماهم اینم بگم که قبلا هم همین جوری بود من تا حالا به همه چی دسترسی نداشتم صبا و سارا که رفتن سولماز اجازشو به من داد و منم که دارم موقتا میرم به نسترن دادم و اِلا همه که مدیریت نمیکنن.

جوری که صبا گفته همه ی دیدها رو نسبت به سولماز عوض میکنه و انقد حرف پشت سرش درست میشه که سولماز میگه نمیخوام برگردم همه باهام ضد شدن من به زور راضی نگهش میدارم و میگم هنوزم دوسش داریم تا شاید وقتی کاراش تموم شد برگرده انی ها خواهش میکنم هر چی شنیدین همون لحظه باور نکنین.
حالا خودتون میدونین من عین واقعیتو گفتم قسم میخورم.اگه بهم اعتماد داشته باشین باور میکنین...


منبع:

اگه انقد بده چرا انقد بوسش میکنم؟

چرا دلم انقد الان هواشو کرده؟

مجرد که بودم در ذهنمم همچین احوالاتی نمی گنجید... هم انقد ببوسی کسیو هم فکرکنی زندگی بدون اونم ممکنه.

شادی رویاها دروغند...نه دوست ندارم فکرکنم هرچی ندارم دروغه و وجود نداره

شاید قرار نیست برای همه یک جور باشه...اره شاید برای من اینجوریه چون من اینجوریم.وو

شاید باید یاد بگیرم که فقط دوست داشتنشو جدی بگیرم و همین ...شاید باید بقیه اشو ignoreکنم و همین...چاییدم!چاره ی دیگه ای هم نیست!

بعد صیغه ی عقد که دیگه دختر و پسر نیستیم زن و شوهریم...بد و خوبمونم مال هم دیگس...همینه که هست...کاش همیشه و هر لحظه اینقد عاقل و ناز بودم!



منبع:

اشتباهیـــــــ بچهــــــــ گانـــــــــــ


از وقتیـــــــ راهمانــــــــ جدا شدهـــــــ
همـــــــــ زندگیـــــــ منــــ بهتر استــــــــ همــــ تو
چونــــــــــ رابطهــــــــ یـــــــ بینـــــــــ ما
 فقطـــــــ اشتباهیــــــــ بچگانهـــــــــ بود

منبع:

فیلم پیشنهادی هفته (4) :The Hobbit: An Unexpected Journey

qo1k4ucr4975kkfjrn45.jpg

تهیه کننده : پیتر جکسون
کارگردان : پیتر جکسون
نویسنده :پیتر جکسون از کتاب جی جی تالکین

ژانر: تخیلی
تاریخ نمایش: 13 دسامبر 2012
فیلمبردار: اندرو لسنی
موزیک: هاوارد شور
بودجه: ؟؟؟؟ میلیون دلار
فروش: در حال اکران
زمان فیلم: 169 دقیقه
کشور سازنده: هالییود
IMDB Rate :8.7 از 10
بازیگران
مارتین فریمن
یان مکلین
کیت بلانشت
کریستوفر لی
الیژا وود
اندی سرکیس
یان هولم

منبع:

.:آدرسـ عوضـ شد:.

اصلا دوست ندارم با بقیه یکی بشم . .

وقتی با بقیه فرق دارم

به نظرم ارزشش رو نداره . . .

:|

مشکل از جای دیگست !!!..

                                                         

                                                      هستم و خواهم ماند اما جوری دیگر ..

 

 


منبع:


یادَش بخیر


التماست کردم:


"سیگار نکِش!حیف از آن جاذِبه ی نگاهت نیست

 

 که سیگار تارَش کُند؟!"


گفتی:


"بفَهم!نمیتونم تَرکش کنم!"


اما نمیدانم چه شد


یک لَحظه که سَرَم را برگرداندم


تَرکم کردی...


لَعنتی!


اندازه ی یک نَخ سیگار هَم نمی ارزیدم؟؟

 

http://upload7.ir/images/14348203358256271128.jpg

 


منبع:

باز هم شرلوک هولمز و این بار یان مکلین ...

درحالیکه بسیاری از طرفداران منتظرند تا فصل جدید سریال خوش ساخت Sherlock بزودی از شبکه ی بی بی cپخش شود ، اما بنظر می رسد یکی از کارکتر های معروف و جهانی Arthur Conan Doyle یک پروژه ی جدید دیگری نیز پیدا کرده است و اینبار هم یک دیگر از ستاره های فیلم The Hobbit بنام Ian McKellen در ان حضور خواهد داشت . بتازگی خبری منتشر شده است به این صورت که Ian McKellen قرار است در پروژه ی جدید Bill Condon بنام A Slight Trick of the Mind ، نقش شرلوک هولمز بازنشسته را بازی کند .
کارگردان فیلمهای Kinsey و Dreamgirls ، برای این پروژه بسراغ سال ۱۹۴۷ خواهد رفت که در آنجا Sherlock Holmesدر یک دهکده ی خواب الود و کوچکی در انگلیس بنام ساسکس بهمراه مستخدمش و دستیار آماتورش زندگی می کند . باهوش ترین کاراگاه جهان درگیر پرونده ای مرموز می شود که قدمتی 50 سال دارد و Sherlock Holmes مجبور می شود تا یکبار برای همیشه این پرونده را درحالیکه حل کند که دوست و همکار قدیمی اش واتسون در کنارش نخواهد بود .
فیلم A Slight Trick of the Mind براساس کتابی به همین نام نوشته ی Mitch Cullin ساخته می شود و Jeffrey Hatcher از The Duchess فیلمنامه ی این پروژه را نوشته است . همچنین این پروژه یک بازگشت تازه برای Ian McKellenو Bill Condon می باشد که این دو در سال ۱۹۹۸ با ساخت فیلم Gods and Monsters نامزد اسکار شدند و Bill Condon نیز توانست جایزه ی بهترین فیلمنامه ی اقتباسی را دریافت کند . جدیدترین فیلم Bill Condon یکی از پر سر و صداترین پروژه های هالیوود نام دارد که در مورد خالق اصلی سایت WikiLeaks می باشد و The Fifth Estate عنوان فیلم است ، حال انتظار می رود تا ساخت پروژه ی A Slight Trick of the Mind در ماه آپریل در انگلستان اغاز شود و برای زمان جشنواره ها اکران خواهد شد .

آریا فیلم

سینما سنتر


منبع:

یکی از سحر انگیزترین شهرهای هند ! + تصاویر

 

 

یکی از سحر انگیزترین شهرهای هند ! + تصاویر

 

كلكته یكی از هندی‌ترین شهرهای هندوستان است. در كتاب‌های تاریخ مدارس اسم كلكته را زیاد شنیده‌ایم اما این شهر به راستی چه جور جایی است؟
كلكته، یکی از شهرهای مهم هند است که تا چند سال پیش پرجمعیت‌ترین شهر هند بود ولی اکنون دهلی و بمبئی از آن پرجمعیت‌ترند. از سال ۱۷۷۲ تا ۱۹۱۱ کلکته پایتخت هندوستان بود و پس از آن مرکزیت حکومت به دهلی نو انتقال یافت.
از سال ۲۰۰۱ نام این شهر را به «کولکاتا» برگرداندند تا به تلفظ بنگالی آن نزدیک‌تر باشد ولی همچنان در نوشته‌های فارسی مانند برخی دیگر از زبان‌ها همان صورت قدیمی به‌کار می‌رود.


منبع:


دی؛

جِی؛

علی گیتور؟

اووکـــی؟ :دی


یه نکته بگم نسخ بگیرم

ب کسی ربطی نداره

کدوم پست مال کیه

و کی چی نوشته

چرا؟

چون این ک شما میگی

جدا میکنی مارُ

اما ما یکی هسیم

حله؟

اگه نی یجوره دگ خدمت برسیم

بلدم مرگ تو :))


بسه دگ

ببند

جراتم داری نظر بده

خود دانی


نکته دوم

نکته ک ن

نطقه

بلید ایت اوت :دی

داریم میریم مسافرت

همونجا ک ازش اومدیم

و عاشق تر شدیم

و باقیشم ب شوماها نیس مربوط

عاره دگ..

میریم و عاشق تر تر" میایم

کور شود آنکس ک نتوان دید

یه چی شبیه این حالا

اصلُ بچسب

دیر میایم

شاید!

د

و

س

ت


د

ا

ر

م

:

*


منبع:

t.w.i.t.t.e.r update jongup

jong up نوشته:

خیلی زود 600 روز گذشت بعد از badman

600 روز ما کار های سر گرم کننده انجام دادیم!

خیلی زود ما کار های بیشتری انجام میدهیم...هه


Shia Upload .::. شیعه آپلود


منبع:

روز شکوفه ها =)))

اینم از اولین روز...

اوووم خوب گذش..انتظار بدتری داشتم , فک میکردم حوصله م سر میره , خابم میگیره وشتناک , کلافه میشم ؛

به خاطر کم حوصلگیم نمیتونم آدما رو تحمل کنم...

فک میکردم چارتا استاد خنگه عقده ای گیرم میاد...ولی هیچ کدوم نشد...

کلاس اول حسابداری داشتیم با استاد زن که خوشم اومد ازش...زن صبوری بود =)))

کلاس دوم هم مبانی مدیریت بود با یه استاد مرد که از اینم خوشم اومد...مرد ک.س خلی بود =))

و اما وقایع :دی

یه دختره سیر ترشی هس که تو دو تا کلاسم بود و فک میکنم کلن این ترم باهم باشیم :دی

ردیف اول میشینه به شدت هم بد صداس به شدت هم حس نخود بودن داره بچه م ...

ینی مگس بال بزنه این نظر میده در موردش =)))))

استادا هردوشون آخر کلاس این دهن باز میکرد رسمن بهش میگفتن تو یکی خفه =))))

من و دو تا از بچه ها هم قاطی کردیم چن تا تیکه انداختیم بهش :دی

یکی از بچه ها بهش گف دوست عزیز دبیرستان تموم شد بیا بیرون :دی

یکی دیگه گف چرت خونت کم نشه یه وخ :دی

منم یه جا که یه نظر به معنای واقعی ک.س شر داد گفتم آبم قطه در ضمن :دی

ولی مگه از رو میرف د.یوث ؟؟؟

تا آخرین نفس ادامه داد نخود بودنش رو...

پ نتیجه میگیریم اسمش شد چی ؟؟؟ آورین به هرکی حدس زد...نخـــــــــــــــــود :ذی

دو تا دختر دیگه هم بودن...یکی از یکی عــ ن تر :l

ملت رو مسخره میکردن هار هار میخندیدن...اونم بی موردا...

اه چقد بدم میاد کسی رو الکی مسخره کنن بخندن :l

بقیه افراد کلاس هنو اون باطن پلیدشون رو نشون ندادن :دی 

تا اینجا همین نخود رو اعصابه و اون عــ ن خانوم :دی

و بــــــــــــــــاز هم مث همیشه بهار ردیف آخر مینشیند =))))

از دره کلاس ک اومدم تو , سرم رو انداختم پایین هوررت نشستم ردیف آخر صندلی های گوشه =)))

ینی مشخصه من چه نوع دانشجویی خواهم شد :دی

بر اساس اینکه حوصله هیچ احدی رو ندارم و همه ی ادما رو اعصابن...قصد دارم برعکس همیشه که یه عالمه آدم

 دوره خودم جم میکردم و مث احمقا با همه رفیق میشدم این دفه میخام تنهایی سر کنم...

ینی تو بگو یه ذره حوصله دارم ندارم :دی

ولی خب مگه میشه من یه چی بخام و خدا هم همون رو بخاد ؟ =))

استاد مبانی که حالا توصیفش خواهم کرد :دی گف باید گروه های دو نفره بشید واسه کلاس من :l

جا داره عرض کنم عمه ی ایشون هیچ وخ نمیبخشنش :دی

خلاصه که با یه نفر دست مشارکت دادم...تاکید میکنم فقــــــــــــط مشارکت...

امیدوارم دیگه موردی پیش نیاد واسه ارتباط با کسی.

و اما استاد ها :دی

حسابداری که خب من راضی ام ازش =)))

هیچ اسمی هم نمیزارم روش بدبخ زنه بسیار خوبیه :دی

اما استاد مبانی :دی :دی

یه پسره کاکُل به سر اونم از نوع فرق وسط دار =)))))))))))))))

این وارد شد یه کوچولو زدم زیر خنده :دی

قیافه ش با جاله اصن :دی چاررررررررشونه , فرق وسط موهاشم ریخته دو طرف صورتش ؛ اصن یه وضی :دی

اول که اومد قران خوند =))))))))))))))))))))))

بعدم شعر حافظ :دی :دی

بعدم شرو کرد به ادبی صبت کردن...

میخاسم بپرسم جسارتن اینجا کلاس ادبیاته اوســـــــــــــــــــــــتاد =))

اما کم کم ادم شد...راضی ام ازش :دی

فقط یکم بی نمکه و حس با نمکی میکنه :l

تیکه های لوس میندازه دخترا هم هار هار میخندن فک میکنه خبریه :l

ولی دمش گرم...از این لحاظ که از همین اول دو تا تحقیق داد بهمون =)))

ینی من فقط همین رو میخاستم...ک سرم شلوغ شه...ک نفهمم کی شب میشه کی روز...

خدا توفیق بده من خر خون هم میشم برا همین هدف مشغله :دی :دی

...

کلاسای فاطی اینا کنسل شده بود کلن...این هفته هم نداره کلاس به جز یدونه فک کنم...

ولی بهش گفتم یه امرو رو بمون من تهنام :دی

اینم موند بعد ننه ش زنگید این یه دروغای شاخی میگف که من از این ور غش کرده بودم از خنده :دی

مخصوصن اون تیکه ش ک گف...الان میام مهدیه =)))))))

بعدم به مناسبت قبولی خودمون رفتیم پیتزا پیتزا...

حالا هردومون سیر شده بودیم به زور میخوردیم لوزای آخرو...هر دو رو ب موت شدیم از حالت تهوع =))

در کل روزه خوبی بود...

الانم تحقیق فردام رو انجام دادم اومدم نت ...تشویق بفرمایید :دی

پ.ن : اینکه میگید خوشالم...اره راضی ام از اینکه خونه نیسم... از اینکه تمام هفته از صب تا عصر بیرونم...

از اینکه سرم شلوغ میشه یکم...از اینکه فکرای مزاحم کم تر میاد سراغم...از اینکه کم تر توی این خونه م از همه

 مهمتره...

ولی مطمئن باشید بچه ها...در حال حاضر هیچی منو خوشال نمیکنه...

پ.ن: کسایی که هنوز اینجا رو میخونن و من ادرسشون رو دارم...باور کنید من پستاتون رو همیشه میخونم...حتا

 حاضرم خلاصه کنم براتون تا باورتون شه...

ولی نمیتونم نظر بدم...

میخونم حتا نظرات رو باز میکنم...ولی نمیتونم نظر بدم :l

شرمسارم :دی


منبع:

هکرباز چه کسی است

دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
________________________________________
هک چیست؟ هکر کیست؟ انواع هکرها
 
چند تعریف اوليه :
Hacker کيست؟
هکر کسی است که با سيستم های کامپيوتری آشناست و می‌تواند با روش‌هايی خاص (بدون اجازه) وارد آنها شود... اين انسان می‌تواند خوب يا بد باشد (در هر حال هکر است )

*** Hacker واقعی = سامورايی :
کسی که هدفش از نفوذ به سيستم‌ها نشان دادن ضعف سيستم‌های کامپيوتری است نه سوءاستفاده ...

*** Wacker (واکر):
کسی که هدفش از نفوذ به سيستم‌ها، استفاده از اطلاعات آن سيستم‌هاست (جرو هکر‌های کلاه‌ سياه )

*** Cracker (کراکر):
کسی که هدفش از نفوذ به سيستم‌ها، خرابکاری و ايجاد اختلال در سيستم‌های کامپيوتری است. (جرو هکر‌های کلاه‌ سياه )

*** Preaker :
از قديمي‌ترين هکرها هستند که برای کارشان نياز (و دسترسی) به کامپيوتر نداشتند و کارشان نفوذ به خطوط تلفن برای تماس مجانی، استراق‌سمع و ... بود. اين جزو آموزش من نيست چون کار خيلی بديه
البته در مورد این هکرها در پایین مطلب بیشتر توضیح دادم!
هک (HACK) در لغت به معنای همان هک کردن روی چیزی یا عامیانه تر تغییر و نفوذ در یک چیزی بکار میره و همانطور که حدس می زنید هک تاریخچه قدیمی داره و فقط مختص کامپیوتر نیست ولی چون در کامپیوتر روش و نفوذ ها ملموس تر هست بیشتر منظور از هک ، هک کردن کامپیوتر هستش
توضیح و تاریخچه هک :
اولین هک کردن تاریخ(البته اون چیزی که در تاریخ ثبت شده و اگرنه هک قبل از اینها هم بوده ) مربوط بوده به هک کردن تلفن و برقراری ارتباط رایگان بوده که مربوط است  به یک دامپزشک ویتنامی که در سال ۱۹۷۱ با یکسری ابزار ساده و اولیه اقدام به برقراری تماس رایگان آن هم از راه دور می کرده و چون اینکارش جواب می دهد خیلی یاد می گیرن و انجام می دهند تا جایی که یک سال بعد استیو وزنیاک و استیو جابز ( موسسین شرکت اپل ) که در آن زمان هم کلاسی بودن اقدام به ساخت و فروش این دستگاه برای تماس تلفنی رایگان می کنند .
اما اولین هک و گروه هک کامپیوتری طبق مستندات تاریخی توسط باشگاه ( آشوب کامپیوتری ) در سال ۱۹۷۸ و در آلمان به وجود می آید .
در سال ۱۹۸۴ با زیاد شده هک و هکر ها مجلس سنا قانون دستبرد و تقلب کامپیوتری را تصویب و بر طبق آن نفوذ غیر قانونی به سیستم های کامپیوتری یک جرم شناخته می شود .
در سال ۱۹۸۸ کوین میتنیک بزرگترین هکری که دنیا تا به حال به خودش دیده شروع به کنترل پیام خای الکترونیکی MCI ، مرکز محاسبات عددی مقام های رسمی امنیتی می کند و باعث خسارت ۴ میلیون دلاری در آن زمان (سال ۱۹۸۷ ببینید چقدر بوده اون زمان)  و دزدیدن یک ابر کامپیوتر و دست یابی به کدهای امنیتی آن از طریق کامپیوتر های دانشگاه لس آنجلس و انگلستان می شود . پلیس اینترپل پس از چند ماه تلاش بلاخره کوین را پیدا می کند ، کوین حدود ۵ ماه را در زندان و ۶ ماه را هم در یک بخش بازپروری سپری می کنه و حتی ۲ سال او را از دست زدن به کیبورد و موس  قدغن می کنن .
تقسیم بندی نوع هکر ها و فعالیتشان :
-هکر کلاه سفید :
این قشر را معمولاً سامورایی یا کلاه سفید می خوانند و اینان اکثراً متخصصین شبکه و امنیت هستند و کار اصلی آنها نشان دادن نقاط ضعف و قوت یک سیستم می باشد ، و بخاطر همین بسیاری از این هکر ها در شرکت های بزرگ کامپیوتری در بخش امنیت مشغول به کار هستند و تعداد زیادی از آنها توسط ماکروسافت و گوگل و سایت های دیگر استفاده می شود و توسط آنها باگ ها و حفره هایی که باعث نفوذ در سیستمشان می شود را شناسایی و از بین می برند .
-هکر کلاه سیاه:
نام دیگر آنها واکر هست ، این گروه همان طور که از رنگ کلاهشان پیداست کارشان ایجاد اختلال و مزاحمت برای سیستم ها است و کاری جز این ندارند و در کل این هکر ها دقیقاً کاری عکس هکرهای کلاه سفید انجام می دهند و به طور میانگین بیشترین صدمات کامپیوتری را این گروه از هکر ها انجام می دهند برای مثال در تاریخ ۲۰۰۲/۱۰/۲۱ ساعت ۴ بعدازظهر به وقت آمریکا یکی از بزرگترین حملات این گروه بر روی ۱۳ سرور اصلی کل شبکه اینترنت انجام شد و آنها موفق شدند ۹ سرور را از کار بی اندازند که واقعاً این یک فاجعه بود چون تا حدود یک هفته بعد شبکه اینترنت بطور عملی از کار افتاده بود در کل هدف این گروه از هکر ها به رخ کشاندن قدرت شان است و معروف شدن و کسب در آمد با استفاده از کلاه برداری هایشان است  .
- هکر کلاه خاکستری :
این هکر ها ترکیبی از هکر های بالا هستند یعنی هم کلاه سفید هستند و هم کلاه سیاه برای همین هم کلاهشون شده خاکستری ، این هکر ها همون طور که کلاهشون ترکیبی از سیاه و سفیده کارشون هم ترکیبی از این دو تا است یعنی اینکه همینطوری و برای تفریح هک نمی کنند بلکه مقاصد باارزش تری دارن مثلاً اگه بخاطر داشته باشین چند وقت قبل که یکی از روزنامه های دانمارکی اقدام به توهین به اسلام و شخص پیامبر (ص) کرد که این باعث شد یکی از هکر های ایرانی اعتراض خودش را با هک کردن بیش از ۱۰۰۰ سایت از چند سرور دانمارکی نشان بدهد یعنی با اینکه سیستم های دانمارکی را هک کرد ولی هر کس متوجه بشه میگه دستش درد نکنه .
- هکر های کلاه صورتی :
این سری را قشر سنی ۱۵-۲۵ سال تشکیل می دهد که این افراد برای نشان دانش (دانش نداشته خود ) در هک به دیگران اقدام به هک می کنند و این هکر های از خود هیچ خلاقیتی ندارند و سواد علمی اشان در حد نوشتن برنامه هک مختص به سیستم های مورد نظر و … نیست و فقط بلد هستند با یک سری برنامه بوتر یا sub7 در چت روم های اقدام به هک بکن و اگر این ساب سون را بکنی ساب سیکس sub6 دیگر نمی تونن حتی با برنامه کار کنند .
- هکر های کراکر :
این گروه جزء همان هکر های کلاه سیاه هستند با این تفاوت که کارشان بجای به هم ریختن سیستم ها و خسارت به آنها ، دستکاری برنامه های کامپیوتری است و این کار جهت بهره از نرم افزارهایی است که برای استفاده باید کاربران هزینه بپردازند و با این کار این هکر ها برنامه نویسان در عذاب هستند زیرا که تمام تلاش آنها را از بین می برند و تمام هزینه هایی که شخص برنامه نویس استفاده کرده به هدر می رود و نمی تواند سودی که باید از برنامه خود که برای آن زحمت کشید ببرد. و قضیه  این کپی رایتی که میگن همین است یعنی یک برنامه نویس با کلی زحمت میاد یک برنامه تهیه می کنه و بعد انتظار داره با فروش برنامه زحماتش جبران بشه ولی این کراکر ها با ساخت کرک برنامه ها آن ها را رایگان می کنند و با مبلغی ناچیز آن را در اختیار دیگران قرار می دهند . البته ناگفته نماند که این کار کراکر ها هر جا خوب نباشد تو ایران که خیلی خوب هست الان خود شما تا به حال چند نرم افزار که اصل شرکتش باشه خریدید و قانون کپی رایت را رعایت کردید من فکر می کنم تاحالا به این موضوع فکر هم  نکرده باشین مثلاً در بازار سی دی ها گران ترین نوع آن ها به ۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ تومان می رسد حال این در حالی است که قیمت واقعی یک برنامه ویروس یاب مثل کسپرسکی حدود ۴۰۰۰۰ تومان می باشد  !
هکر های باستانی :
این نوع از هکر ها که نه  کلاهی داشتند و نیازی به کامپیوتر اینان کارشان استراق سمع ، تلفن زدن مجانی ، گرفتن پپسی ها رایگان از دستگاه های خودکار پخش پپسی و … بوده که کماکان این هکر ها هنوز هم به بقای خود ادامه می دهند


منبع:

853


دوستم کلی وقت گذاشت واسم قالب وبلاگ درست کنه! نمیدونم چرا با فایرفاکس درست باز نمیشد!

خیلی خوشگل بود! :( فردا شاید بتونه درستش کنه!


نمو نیومد امروز! گفت هفته ی بعد.

ع هم ارتودنسی رو شروع کرد. دکترش گفته دوسال طول میکشه! الان یکم داره اذیت میشه! لوس شده! غر میزنه! عزیزمممم! :* هی میگه تو مخمه!


اینو بگم! استاد گیتارم که یه ماه فقط کلاسشو رفتم، (پ) یه ساله گیر داده بیام ببینمت؟ بیا ببینمت!!!

الان یهوووو اس داد چطوری؟ سرت شلوغه ها! گفتم اره دیگه!

گفت پس خوش بحال اونا!

گفتم اونا کین؟

گفت باکسی هستی ؟

گفتم اره!


یکم ساکت شد!!! الان دوباره اس داده و میگه من ( یعنی خودش! ) خشن و پر انرژی ام! دخترا سرد مزاج دوس دارن جدیدن!

پ جان یهو بیا بگو صکثی ام!!!! خشنشم دوس دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تارف میکنی؟ :))


دقیقا این جمله رو الان گفت : کسی که با من دوست میشه باید آتیشی باشه ! :|


و الان بهم گفت که اگه بی اف نداشتی واقعا دوست داشتم باتو باشم! عجب!!!

آخ قلبم :)))) گفت خیلی تعجب کردی من بهت پیشنهاد دادم! مگه نه؟


گفتم نه ! عادیه برام :))))))))))))))))))))) قهوه ای شد!

وای دقیق روزی که میخواسته بهم پیشنهاد بده دیگه کلاساشو نرفتم!!! تازههه واسم کادو هم خریده بوده :D

ای خدا! هی به من میگفت کلاس خصوصی واست میزارمو کم قیمت حساب میکنم... پس دلیل داشته :))) هاهاها! وای این آدم سوژه س!!!


منبع:

9 درخت جالب و عجیب دنیا

درخت زندگی 

نمونه های بسیاری از درختان کهنسال وجود دارند اما نکته ی بسیار جالبی که در مورد این تک درخت ۴۰۰ ساله وجود دارد این است که توانسته در وسط بیابان و بدون هیچ منبع شناخته شده ای از آب دوام بیاورد. این درخت که درفاصله ی ۲ کیلومتری جبل دخان در بحرین قرار دارد یکی از عجایب طبیعی است. اگر می خواهید منحصر به فرد بودن این درخت را به خوبی درک کنید آن را در نقشه ی هوایی گوگل تماشا کنید و می بینید که از هر نوع گیاهی بسیار دور است.


نام: درخت زندگی.jpg نمایش: 3 اندازه: 41.0 کیلو بایت




منبع:

[130928] APink Official Fancafe Update - Park Cho Rong

بـرای دیدن بقیه عکسها برید ادامــه ... ^^



ممنوون از فن هایی که صبح زود به فرودگاه اومدن

ما کارمون رو به خوبی انجام میدیم ^-^و به سلامت برمیگردیم!

امیدوارم همه ی پانداها آخر هفته ی خوبی رو داشته باشند



منبع:

درمان تشنگی با خرفه

خرفه گياهي يک ساله با برگ هاي ضخيم و آبدار به رنگ سبز و ساقه هايي قرمزرنگ است و گل هاي کوچک و سفيدرنگي توليد مي کند که به تخم هاي ريز و سياهي تبديل مي شود.




منبع:

:'(

ﯾﻬﻮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﻋﻮﺽ ﺷﯽ

ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻣﯿﺰﺍﺭﯼ

نشون میدی که به آینده امیدواری

 ﺁﻫﻨﮓ ﺷﺎﺩ ﭘﻠﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ

 به زور لباس میپوشی با دوستات بیرون میری شیطنت میکنی

 ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯿﺪﯼ

ﻭﻟﯽ

ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﺭﯼ

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻟﺒﻮﻡ ﺁﻫﻨﮕﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﮕﯿﺘﻮ ﭘﻠﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ

 دیگه از خونه بیرون نمیری

 زود عصبانی میشی

 هر کسی میاد سمتت پسش میزنی

 حتی آدمش از جاهای شلوغ فرار میکنی

تعداد پاکت سیگارت بیشتر میشه با خودت لج میکنی

 ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻤﻮﻡ ﺍﻭﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ.....

 بازم میشی همون اذمه قبل هیچ فایده ای نداره...


منبع:

جوک و مطالب با حال (سری پنجم )

http://berna.ir/wp-content/uploads/2013/04/sms-jock-new.jpg



سربازی راهیِ واسه آدم کردنِ پسرا.

.

.

.

.

.

.

.

اما دخترا از هیچ راهی آدم نمیشن :|


پسرا جییییییغ دست هورااااااا ;))))


آخه دخترا فرشته ان و فرشته ها آدم نمیشن

.

.

دخترا جیییییییغ دست هووورااااا ;)))

.

.

.

اما مقام ادم از فرشته بالاتره


پسرا موج مکزیکیییییییییییییییییییی ;)))






سوالات رایج مربوط به موبایل:
سال ۷۶ : آنتن دهی ش چطوره؟
سال ۷۹ : چقدر شارژ نگه میداره؟
سال ۸۲ : دوربینم داره؟
سال ۸۵ : دوربینش چند مگا پیکسله؟
صداش چطوره؟
سال ۸۸ : تاچه؟یا از این معمولیاس؟
سال ۹۱ : اندرویده؟
. .
سال ۹۴ : هوشمنده؟ یا معمولیه؟
سال ۹۷ : اخلاقش چطوره؟!
سال ۱۴۰۰: درکت میکـنــه ؟! یا نه؟
سال ۱۴۰۳: به اندازۀ کافی بهت توجه میکنـه؟
یا میخوای باهاش به هم بزنی؟
والا…!



تلویزیون بچهه رو نشون داد حافظ کل قرآن بود.

آقام گفت یاد بگیر همسن توئه!

یهو باباشم نشون دادن که اونم حافظ کل قرآن بود آقام کانالو عوض کرد!


فقط تو ایرانه که موقع سبقت از ماشین جلویی

تمام سر نشینان دو ماشین همدیگه رو نگاه میکنن !



یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت :

یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن ! فقط با اره یا نه جواب منو بده ! باشه ؟

گفتم : باشه

گفت: اوضاع اونجا چه جوریه ؟!






سلام ببخشید دیدم بعضیا خیلی از این پستم بدشون اومد برا همین چن تا جک هامو برداشتم ب جاش چن تا دیگه گذاشتم اگه کسی ناراحت شده بود واقعا شرمنده قصدم خدایی توهین نبود
در ضمن ایندفعه جوک های قشنگ ترو تو ادامه مطلب گذاشتما!!!


منبع:

Tri & Su: What is the agenda?

Aaj kal na roads pe chalna, tehelna really mushkil ho gaya hai. I’m always scared that those two gori-gori chicks, Trinny and Susannah, will pounce on me. You see, after lifting spirits and sagging boobies in the UK, they have now arrived in India and can be found policing the streets of Mumbai and Delhi, looking for losers like me — out of shape bodies that are covered to be invisible to the world.

I, for example, have days when I only wear dirty-white rajaicovers because either nothing fits me, or when something does fit me, it’s from the days when men and women sat on tree branches and sang nasal songs to each other, which, loosely translated, went: “Dear, I would like to a turn into a forest chirpy, and go chirpy-chirpy in the forest...”

What’s worse is that Trinny & Susannah (TLC) have no laaj, no sharam. They ambush women while they are doing every day, mundane things in public places, like walking around markets aimlessly, and start insulting them bhare-bazaar. “You are hiding from the world! Surely you don’t go to parties, surely you don’t like hanging with friends! Surely your life is one long chore!”

Safed chudails.

Yeh bhi koi baat hui? Kissiyan-vissiyan kar ke they dump on you. Like they did to Leena Bhasin, 32, whom they caught in Khan Market and asked, “Why do you think you dress like this, darling? You look old.” They did the same to this adorable wrestler Deepika. And this mother-daughter team — glamour-babe mommy, dumpy daughter. Most of the women Tri & Su corner have grown up with families and friends telling them that their legs are manly, that they have big-big dole-shole, and it’s best that they not be seen. So, after T&S piss on you and give you low self-esteem, you quietly follow them to their studios, to do their bidding. There they squeeze your stuff and make you try on one ugly ensemble after another: “Change your bra. Your body shape is that of a skittle. You have nice boobies.” And because they want you to wear stuff that, on you, would be considered a public offence, they utter big-big jhoots. They wanted to get this motu mummyji into a figure-hugging size 800 orange dress. So they told her, “Oh, your shape is like Marilyn Monroe’s.” Hain?!? Mummyji was more like a team of Marilyn Monroes, all 11 of them.

After the women are brainwashed and made to love themselves, they arrive all groomed and nahai-dhoi to walk the ramp in front of their gaping families who are mostly thinking, “Mummyji, where’s your salwar?”, or, “Baby, where is your dimag?”

Kuch toh agenda hai.

Yeh Trinny and Susannah ka, that they are getting all our bharatiya naris into western dresses. Mujhe toh lagta hai that it’s to help all the fira-ngi clothing brands that have come to India. Because, you see, young-young girls happily wear dresses, but the older lot only stares longingly at dresses in shop windows, not daring to even touch one lest the annoying sales girls and their gay brethren fall on the floor laughing.

Whatever their business plan, and despite their limited and rather boring fashion sense, what Tri & Su manage to do for some women is quite amazing. Because, you see, burqa is not the only cloak of invisibility. Most Indian women are trained to hate their bodies and so as soon as they are married and have bachchas, they slip into sacks and rajaicovers and become dead to the world.

So, madam, the next time you put on something, ask yourself, “Are my clothes a wall between me and the world?”

If the answer is yes, then take off your clothes and stand in front of a mirror. If you don’t like what you see, immediately get back into your sack. It’s best, I think, for you and us, that you choose to stay adrishya.

But if you like what you see, then rush to the two white women loitering on the streets and lure them with your baggy track pants and two-size-too-large sweat-shirt. They just can’t get past that.

high low prom dresses | kissydress prom dresses


منبع:

نرگس

شعری از دوستان خوبم که در برای من سرود:


تو نرگسی ز آذری

گل بهشت داوری

ز دختران هم نوا فراتری فراتری


داشتن دوستان خوب هم نعمتی ست



منبع:

دلنوشت! (نمیدونم چندمی میشه شاید چهارمی توی این وب شایدم پنجمی)

واااااااااااااااهی

مخم داره میترکه!!

بق بقو راست میگه واسه انگیزه هیچکی جز خود آدم نمیتونه هیچکاری کنه!!

تا همین 1 ساعت پیش اتاقم تقریبا یه راه باریک واسه رفت و اومد توش مونده بود!! البته این نظره منه! مهتاب میگه خیلیم خوبه! :| کلا از ترتیب مانتو های روی میز میشد فهمید ک از اول هفته چی پوشیدم! مثه یه آدم افسرده دیگه دوست نداشتم مثه همیشه مرتب باشه! 

اصن فک میکنم یکی از دلایل بی انگیزگیم اتاقم بود! یه خورده تغییرات دادم توی دکوراسیون ! بد نشد برا تنوع خوبه!

تو فکر اینم ک فیس بوک رو دی اکتیو کنم این یک سال!

وبلاگ کمتر میام

فقط تنها وسیله به قول مامی خانوم مزاحم گوشیه ک نگهش میدارم!

آدم نمیتونه ذهنشو رو چند تا کار متمرکز کنه!

یاس میگه آدم همیشه تو محدودیت ها ستاره میشه! راس میگه! خیلی مثال الان تو ذهنم رژه میره!

اینکه از درس خوندن میترسم مسخره ست! اینکه میترسم بدون تمرکز بخونم و باز این جوونه های کوچولوی انگیزه هم ک بعد کلی گریه و وب مرتبط با کنکور و نوشتن هدف هام دارن جون میگیرن خشک بشن و بریزن مسخره ست!

اگه قراره شروعش کنم باید تا تهش برم! اگه هم ک نه رشته مزخرف اشباع شده بدون کنکور زیاده!

نمیذارم اراده م ضعیف بشه! ینی تا اون جا ک در توانمه نمیذارم زمین بخوره!

خدایا دستمو بگیر!! خودت منو ببر به هر جا ک صلاح میدونی... هیچی نمیگم! فقط پشت سرت حرکت میکنم! یه مهسای قوی پشت سرت حرکت میکنه! خدایا این یه سال رو به تو میسپارم! کافیه هر چقد خودم تو تاریکی رفتم و زمین خوردم و دست و پامو و گاهی دلمو زخمی کردم

خدای من خودمو به تو سپردم! کامل کامل کامل 

خدایا اینو نوشتم ک اگه یه  روزی یه جایی از مسیرم خسته شدم! ک اگه یه روزی دستمو از دستت بیرون کشیدم و گفتم میخوام بشینم!من دیگه نمیام بیام اینو بخونم و یادم بیاد واسه اینکه دستم تو دستت باشه خیلی عذاب کشیدم! خیلی شکست خوردم! یا اگه باز یادم رفت دوستام یادم بندازن!

خیلی از فرصتی ک داشتمو حیف کردم توی تابستونی ک نمیدونم اصن چجوری گذشت! تابستونی ک الان یه هفته کمتر ازش باقی مونده!

هه! یه جا خوندم گفته بود همیشه طوری زندگی کن ک اگه به پشت سرت نگاه کردی نگی واههی خدا چقد احمق بودم!

حالا وااااااااااااای خدا چقد احمق بودمااااا!!!

عب نداره عشقم . پشیمونی؟؟؟ از الان به بعدو احمق نباش!! آره بانو!


پ.ن

الان ک خوندمش متوجه شدم

چقد مدلش فرق داشت با بقیه پست ها!!! یه جورایی تند و تیز بود واسم اما تغییر ندادمش اصلا! حتی یه کلمه!


پ.ن

نمیگم نمیام و از این چرت و پرت ها چون میدونم ک نمیتونم اینجا نیام

فقط کمش میکنم!!


پ.ن

اینکه خودمو بهش سپردم آرومم میکنه

نتیجه هر چی شد ، شد

مهم اینه ک دیگه حس تنهایی ندارم توی این راه!

 

 

پ.ن

اینکه امسالو یه مدرسه جدیدم اذیتم میکنه!

یه مدرسه با کلی اختلاف! از همه نظر!

یا خیلی مغرورم یا دارم واقعا همون چیزی ک هست رو میگم! من یه سال دیگه هم از سر اجبار این مدرسه بودم!

دلم باسه دوستام خیلی تنگ میشه...

.

.

.

.

.

.

...keep calm because Allah loves u


منبع:

Tri & Su: What is the agenda?

Aaj kal na roads pe chalna, tehelna really mushkil ho gaya hai. I’m always scared that those two gori-gori chicks, Trinny and Susannah, will pounce on me. You see, after lifting spirits and sagging boobies in the UK, they have now arrived in India and can be found policing the streets of Mumbai and Delhi, looking for losers like me — out of shape bodies that are covered to be invisible to the world.

I, for example, have days when I only wear dirty-white rajaicovers because either nothing fits me, or when something does fit me, it’s from the days when men and women sat on tree branches and sang nasal songs to each other, which, loosely translated, went: “Dear, I would like to a turn into a forest chirpy, and go chirpy-chirpy in the forest...”

What’s worse is that Trinny & Susannah (TLC) have no laaj, no sharam. They ambush women while they are doing every day, mundane things in public places, like walking around markets aimlessly, and start insulting them bhare-bazaar. “You are hiding from the world! Surely you don’t go to parties, surely you don’t like hanging with friends! Surely your life is one long chore!”

Safed chudails.

Yeh bhi koi baat hui? Kissiyan-vissiyan kar ke they dump on you. Like they did to Leena Bhasin, 32, whom they caught in Khan Market and asked, “Why do you think you dress like this, darling? You look old.” They did the same to this adorable wrestler Deepika. And this mother-daughter team — glamour-babe mommy, dumpy daughter. Most of the women Tri & Su corner have grown up with families and friends telling them that their legs are manly, that they have big-big dole-shole, and it’s best that they not be seen. So, after T&S piss on you and give you low self-esteem, you quietly follow them to their studios, to do their bidding. There they squeeze your stuff and make you try on one ugly ensemble after another: “Change your bra. Your body shape is that of a skittle. You have nice boobies.” And because they want you to wear stuff that, on you, would be considered a public offence, they utter big-big jhoots. They wanted to get this motu mummyji into a figure-hugging size 800 orange dress. So they told her, “Oh, your shape is like Marilyn Monroe’s.” Hain?!? Mummyji was more like a team of Marilyn Monroes, all 11 of them.

After the women are brainwashed and made to love themselves, they arrive all groomed and nahai-dhoi to walk the ramp in front of their gaping families who are mostly thinking, “Mummyji, where’s your salwar?”, or, “Baby, where is your dimag?”

Kuch toh agenda hai.

Yeh Trinny and Susannah ka, that they are getting all our bharatiya naris into western dresses. Mujhe toh lagta hai that it’s to help all the fira-ngi clothing brands that have come to India. Because, you see, young-young girls happily wear dresses, but the older lot only stares longingly at dresses in shop windows, not daring to even touch one lest the annoying sales girls and their gay brethren fall on the floor laughing.

Whatever their business plan, and despite their limited and rather boring fashion sense, what Tri & Su manage to do for some women is quite amazing. Because, you see, burqa is not the only cloak of invisibility. Most Indian women are trained to hate their bodies and so as soon as they are married and have bachchas, they slip into sacks and rajaicovers and become dead to the world.

So, madam, the next time you put on something, ask yourself, “Are my clothes a wall between me and the world?”

If the answer is yes, then take off your clothes and stand in front of a mirror. If you don’t like what you see, immediately get back into your sack. It’s best, I think, for you and us, that you choose to stay adrishya.

But if you like what you see, then rush to the two white women loitering on the streets and lure them with your baggy track pants and two-size-too-large sweat-shirt. They just can’t get past that.

high low prom dresses | kissydress prom dresses


منبع:

باز امد بوی ماه مهر بوی خوب دانشگوه :دی

اصلن و ابدن حس نوشتن نیس :دی

پ مشخصه که یه پست گند مینویسم از الان بگم =))

به دو دلیل مینویسم یکی ارینا که حوصله ش سر رفته و اخرین پستی ک میتونه بخونه :دی

یکی هم کرمی وجود داره ک دلم میخاد یه چی بنویسم و چی بهتر از یه پست مزخرف تو وب عزیزم :دی

...

کلاسا رو دارم یکی یکی میپیچونم =)))

فک کنم دفه دیگه عارفه نپرسه ازم میای یا نع خودش بره :دی

ولی خدایی پیچوندن این کلاسا شیرین تر از خابشه =))

+ جمه معارفه داشتیم واسه دانشگوه :دی

هشت صب o_O

حالا در وعضی که من پنج شنبه از صب ساعت نه بیدار شده بودم و نخابیده بودم تا شب که دو ساعت خابیدم و

 دوباره بیدار شدم...

بعد باز 5 و نیم صب خابیدم شیش و نیم بیدار شدم :(((((

ینی صب که بلن شده بودم برم واسه معارفه با چشم بـــــــــــــــاز میخوردم به در و دیوار =)))

یه جاش که صحنه بود اصن :دی

داشتم میرفتم سمت دسشویی دستگیره رو دادم پایین ولی چون خابم میومد زور نداشتم در باز نشد ولی به

 خاطر گیجی متوجه نشدم باز نیس در =)))

مث همیشه ک رفتم که برم داخل یهو با کله کوبیده شدم به در =)))))))

حالا عکس العملم خنده دار تر بود...

سرم رو با دستم گرفتم گفتم اوپس =)))

برا شما زیاد جالب نی ولی من که یادم میاد هار هار میخندم :دی

با فاطی قرار گذاشته بودیم که باهم بریم تو سالن...اونم خاب بود بدبخ :دی

خدا اون کسی رو که ساعت هش گذاش جلسه رو به بی خابی دچار کنه :دی

حالا رفتیم تو جلسه از ب ِ بسم الله مجلس با فاطی شرو کردیم به مسخره بازی و خندیدن...

ینی بلن بلن میزدیم زیر خنده...

همه از عقب و جلو چپ و راس برمیگشتن چش غره میرفتن =)))

یه ساعت اخر هم دیدیم همه چی رو مسخره کردیم دیگه چیزی نی من پیشنهاد دادم عکس بگیریم از خودمون در

 ژست های ک.س خلی بخندیم یکم :دی

واااااااااااااااااااای خدا...

ینی دل و روده م اومد بالا از بس ک خندیدیم...

یه عکسه هس به فاطی میگم سرمون رو انقد پایین نگیریم بابا تمام عکس میشه دماع =)))

بعد هردومون توی این عکس داریم به سقف نگا میکینم و میخندیم ....

این انقد باحال شده ک خدا میدونه =))

یه عکسه دیگه هم حواسمون نبوده عکس گرفتیم داریم جفتمون میخندیم...اصن به عکس نگا میکنی خندت

 میگیره :دی

یه جاش یارو یه چی گف همه خندیدن...منو فاطی هم هار هار زدیم زیر خنده بعد جفتمون هم زمان گفتیم

 چی گف حالا ؟؟؟

=)))

خوش گذش...

حالا من خاااااااااااب ننه م زنگ زده میخایم ناهار بریم بیرون...ینی دلم میخاس دس بندازم دهنم رو جر بدم :دی

تا شب هم برنگشتیم خونه...اخراش وختی پلک میزدم باید زور میزدم تا چشمم باز شه دوباره :دی

تازه اومدیم خونه من اومدم فیس بعدشم که اس بازی تا یک  نخابیدم :دی :دی

...

امشب اخرین شبیه که الافم :دی

از فردا باید برم دانشگوه...با اینکه عمیقن متنفرم از درس ولی امسال خوشالم که دارم میرم در راه علم و تحصیل !!!!!!

=)))

کلافه شدم توی خونه...مخصوصن ک امسال بیرون نرفتم اصن....

حس خاصی ندارم...نع خوشالم نع ناراحت نع کلافه...مث همیشه م...

امرو نگا کردم دیدم شنبه ها 6 تا 7 صب کلاس زبان دارم :(((((

ینی فک کن روزه بعد جمه که ما همیشه بیرونیم باید 5 صب بیدار شم برم کلاس...اونم زبـــــــــــــــــان

:((((((

پ.ن : به دو تا امید دارم میرم دانشگوه...اول اینکه اون دانشگوه رو آبـــــــــــــــــــــــاد کنم =)))

دوم اینکه خونه نباشم :دی


منبع:

کــــــــــاش در کودکی میماندیم، 

جایی که فقط تلخیه زندگی ام شربت ســــــــــــــــرماخــــــــوردگی بود ...



منبع:

کـاش ، جــایِ پـایــیز ؛ تــو بـا"مِــهــر" مــی آمــدی....

هَـــــمـــــهـ چـــــــی اَز یــــــــادِ آدَمـ مـــــــیــــرهـ ....

مَـــــــگــــهـ یــــــــادِشـ ، کــــــهـ هَـــــمـــــیــــشــــهـ یــــــــادِشـــــهـ ....

" حُـــــسِــــینـ پَـــــــــناهـــــــی"


منبع:

852


امروز از اون روزاس که خیلی عصبی ام!!! من نمیفهمم این چه وضع کار کردنه بدنه؟! هی هورموناش بهم میریزه و با احساساتمون بازی میکنه اصا! دختر بودنم سخته والا!

با مامانم بحث این بود که دختر پسرایی که باهم دوستن بغل میکنن همو و از این حرفا!

گفتم اره بغل میکنن و میبوسن همو دیگه! عادیه!

گفت کجای همو میبوسن؟ هااا؟

زدم زیر خنده! کاهو هم تو دهنم بود! داشتم خفه میشدم :))))))))) قیافه ی مامانم خعلی باحال بود!

گفتم همه جای همو!

گفت نگوووووووووووووووووو! بگو صورت همو!

گفتم صورتو لبو ...

گفت لب نه! بفهمم کسی لبتو بوسیده میکشمتاا :)))))))))

یه رب داشتم قهقهه میزدم ! عاللللی بود! میگفت لپ همو ببوسن! لب نه! زن و شوهر که نیستن !:)))

هی میگه ع بهت پیشنهاد نداده؟ میگم نه! ولی شاید بده!

میگه اگه کسیو خیلی دوست داشتی باهاش دوست شو هااااا! بعدا نزنی زیرش!

کلا کشته منو مامانم :)))))))


میخواستم برم انقلاب کتاب بخرم. ع ذوقمو کور کرد...! گفت چرا میری دیونه! از دانشگاه بخر و این حرفا...

منم سگ بودم گفتم چرا شوقمو گرفتی! خوب دلم انقلاب میخواست!


عصری قراره نمو بیاد و باهام بحرفه. سرویس کرده منو! منو حوصله ندارم.


منبع:

صبح که می شود....


و آنگاه که صبح بر بالین زندگان برای بیداری روحشان می آیی،


یادت باشد روح من تاب بیداری در عصر پر درد خفتگان بیدار صفت را ندارد.


....لطفا بیدارم نکنید....


منبع:

How to Use Facial Massage for Wrinkle Reduction

Tired of trying “wonder” wrinkle-relieving beauty products which don't deliver? Are you considering facelift surgery? According to beauty experts, facial massage is a painless and effective way to reduce the appearance of wrinkles. Here is how to use facial massage to prevent wrinkles or reduce them.

Why Use Facial Massage for Wrinkles

- It stimulates circulation, encouraging the exchange of nutrients and the elimination of waste and toxins.

- It tightens and lifts the facial muscles.

- By stimulating circulation, it opens up those areas where wrinkles have emerged.

- It helps you get rid of puffiness.

- It releases endorphins.

Spa Facial Massage

Facial Massage Techniques

1. Circular Massage Method

This is a very effective method of massage for wrinkles, which you can do at home. Cleanse your face and hands to keep bacteria at bay. You can use your regular moisturizing lotion as massage oil. Do not use a product that contains oil if you've got acne-prone skin. Massage the areas most vulnerable to wrinkling (forehead, cheeks, mouth), using gentle, circular motions. Continue for about 20 minutes.

2. Patting Method

This is another quick and easy form of massage for wrinkles, which will stimulate blood flow and invigorate the skin. Leaning forward slightly, pat your face using the bottom side of your fingers. Continue for 15 to 20 seconds.

3. Massage & Moisturize

This is a very easy massage for wrinkles routine which you can incorporate with moisturizing. You can use your moisturizing lotion or a natural oil, such as jojoba or apricot kernel oil.

- Pour the oil in the palm of your hands and rub it lightly.

- Slowly run your hands upwards along your cheekbones until the bottom part of your palms reaches your temples. Continue for 1 to 2 minutes.

- Rub one palm over your forehead, along a horizontal line, changing hand directions. Do this for one minute. Place your thumbs under your chin and gently massage up and down.

4. Acupressure Point Massage for Wrinkles

Possibly the best technique of massage for wrinkles is acupressure point massage. The main facial acupressure points are situated in the inner edge of the eye orbits, the inner ends of the eyebrows, at the temples, next to the nostrils and just under your nose. An acupressure facial massage consists in pressing these and other acupressure points on the face, stimulating blood, oxygen and energy flow.

Wrinkle Free Complexion

5. Massage for Wrinkles around the Mouth

Zigzag: Laying one hand on each cheek, massage the skin around the mouth using zigzag movements.

Fast lifting: Cup hands round the chin and lift upwards across the cheek using a light and rapid movement.

6.Massage for Wrinkles on the Neck

Knuckling: Using your knuckles, massage your upper chest, shoulders and neck area, working in small circular movements.

Kneading: Using a kneading motion, massage the skin of your upper chest, shoulders and neck between your fingers and thumb, pushing it upwards.

Lifting Movements Facial Massage

7. Yoga-Inspired Facial Poses

Facial massage movements can also be mediated by yoga-inspired facial poses The Roaring Lion Pose of Simhasana is a very effective way to strengthen your facial muscles. In a kneeling position, with your back straight, place your palms on your knees. Slowly open your mouth and bring your tongue out. While exhaling, stretch your tongue out completely. Keeping your tongue in the same position, hold your breath, open your eyes wide and expose your teeth. The clue is in the name: You should look like a 'Roaring Lion'. Try to hold the pose as long as you can. Release and repeat.

When to Do Facial Massage for Wrinkles

The best time of day to do a facial massage for wrinkles is first thing in the morning, so as to stimulate circulation and reduce puffiness.

Warning

Whenever doing a facial massage, be gentle, as the skin on your face is very delicate. Always use a lotion or moisturizer and avoid the delicate under-eye area.

pink bridesmaid dresses | cheap prom dresses under 100


منبع:

کــــــــــاش در کودکی میماندیم، 

جایی که فقط تلخیه زندگی ام شربت ســــــــــــــــرماخــــــــوردگی بود ...



منبع:

+ پست ۵۵

خیلی عقبم از اتفاقات :دی اصن چنــآن تو کف ومپـآیرم که وقت نمیکنم آپ کنم :دی این وسط هم عـــآشق شخصیت دیــمــَــن شدم از بس عوضیه :دی اصن روانی همچین آدمــآیی ام من !! :)) کسی مثِ دیمن هست کامنت بده اصن آشنا شیم با هم !! :))) دیمن همین جلویی هست :دی :××



تو این چند روز شادی مدام خونه مون بود :دی دخترعمویــیــم که ما سال تا سال همُ میبینیم چند شب خونه مون خــآبید حتی :-؟ و از صبح تا شب با هم ومپــآیر میدیدیم :دی معتاد شده بودیم یــَنی !!

شب اول که خونه مون خــآبید فرداش باهم رفتیم بوستان :) سوژه بودیم یــَنی :دی داشت سکته میکرد چون لــِگ پاش بود و ما گفته بودیم که میگیرن :)) از شانسش گشت ارشادی اصن درکار نبود :| خرشانس !! :دی خلاصه گشت میزدیم :) لاک مخملی خرید و یه تی شرت واسه بی اف دوستش :| و منم دو تا بلوز خریدم و دو ساعت خریدیم اسپرت که هدی لطف کرد به مناسبت روز دختر باهامون حساب کرد :دی یکی از ساعتــآ روش سیبیل داشت من هنوز تو کف اونم :(( بعدم خــآستیم بریم ذرت بخوریم که ذرت دانشجو نبود و رفتیم بستنی خوردیم به خرج من :) حالا شادی زنگیده بود به مامانش ؛ عمه از اونور میگفت شما دو تا چرا علی رو نبردین ؟؟ :| میخــآستم بگم نیست پسرا این همه با هم میرن بیرون یه بار منُ بردن !! حتی تعارفش هم نزدن حتی !! :| درهرصورت از اینا هم که بگذریم خدایی نمیدونستیم که علی خونه مونده :) چون همه رفته بودن خونه عمو مسعود اینا .. :) برگشتنی هم مریم رو دیدیم کاملن تصادفی :) به گفته ی خودش شادی رو اول شناخته بود و بعد منُ !! :| از پشت صدام کرد : هلیـــآ !! دیدیـــم بهـــله !! شادی میگفت چه جوری منُ یادش بود اصن ؟؟ 5-6 سال پیش منُ دیده بود !! خندیدم و گفتم حافظه ش خیلی خوووبه و اگرم خوب نباشه نمیتونه خیلی چیزا رو یادش بره ... مثِ آمارایی که آقا ... درمورد فامیلــآ میداده بهش :دی البته تیکه آخرُ نگفتم :)

شبش تصمیم گرفتیم که فرداش بریم سینمــآ >> هیــــس !!! دخترا فریــآد نمیزنن !! هیچی دیگه هدی هم داشت با مرجان صحبت میکرد و یه کاری کرد که سمانه هم اومد بیخ ریش ما :)) شادی میگفت اَه ! نمیشه اون نیاد !! :)) 

فرداش ساعت 9:30 بیدار شدیم و سمانه هم اومد خونه ما و بابا ما رو رسوند عباس آبــآد و باهم رفتیم سینما آزادی !! :دی من موندم مردم چرا مــآهواره میبینن اصن !! :)) فیلمــآی ایرونی هم دست کمی ندارن به قرعــآن !! :دی خیلی مورد داشت .. اما همه ش حرف راست بود :دی خیلی دلم واسه دخترا سوخت اصن !! :| :( یه دختره هم که با بی افش اومده بودن من به جا اون خجالت کشیدم :))) بعدش هم هدی اومد و واسمون تاکسی گرفت و اومدیم پونک و غذا خوردیم :دی جاتون خالی میز روبرومون هم 5-6 تا پسر بودن چشمون رو دراوردن اصن !! :| و این بنده ی حقیر دوباره 50 تومن پیاده شد :دی بعدشم اونا رو فرستادم خونه و خودم رفتم که امتحان آیین نامه بدم :| هیچی هم نخونده بودم :)) ینــی شبش تا ساعت 4 اینا ومپایر دیدیم ؛ بعدش تازه من با چراغ مطالعه روشن و کل خونه تاریک نشسته بودم کتاب میخوندم و شادی هم خــآبید :دی اگه پــُز نباشه آیین نامه شدم سی از سی :-" اصن خودم باورم نمیشد :دی

نتیجه هم که هیچی :| بین الملل که 17 مهر جواباش میاد و آزاد هم که هنوز معلوم نیست !! سراسری هم که بیخیـــآل .. همه رو پزشکی و دندون و دارو زده بودم دیگه چه انتظاری میشد داشت ؟؟ :-؟ مردود ... البته فقط من نه ... با کمال تعجـــب :0 مهلـــآ نیز !! و مینـــآ نیز ... زهرا دوست بچگیم >> پیام نور اسلامشهر مدیریت شهرسازی ××× فائزه : عمران غیرانتفاعی آل طاها ××× حانــی : حسابداری غیرانفاعی آبیک ××× فاطمه : امور بانکداری غیرانتفاعی خ کردستان ××× نگــآر : شیمی شبانه شهید بهشتی ××× مانا : مدیریت تهران ××× سنگدلانست اگه بگم از بقه خبر ندارم ولی ندارم :دی ( نیشخند شیطانی از نوع دیمــَنی !! ) زهرا باورش نمیشد هی من میگفتم مردود شدم :)) میگفت پس چرا میخندی ؟؟ :دی

یه شب هم خونه هدی بودیم و دوباره بحث این شد که ما رو بفرستن خــآرج ... الان هم که دایی حمید هست و بحث انگلیس بود این بار :| نه من از شما میپرسم واقــن کسی الان هست که از پس هزینه های انگلیس بر بیاد ؟؟ :| اونا هم میگفتن قدمش رو چشم ولی پیش ما بیاد بایــد کار کنه که مستقل شه و حدودا ماهی هم 2 میلیون و نیم به پول ما میتونم دربیارم :| ولی در مقایسه با هزینه های دانشگاهــآش ، کلن بیخیــآل ... :| محمد هم که حســــود !! هی میگفت هلیـــآ نری هااا !! :)) منم میخــآستم حرصش رو دربیارم از قصد به دایی میگفتم بابا !! :)) اونم هی حرص میخورد :دی بهش گفتم تو که میخــآستی بری بلژیک آنی رو بگیری :دی گفت نه !! آنی رفته آلمان :)) و فرداش دیگه مامان این بحثُ با رضا مطرح کرد و رضا مخالفت کرد که به نظرم حرفاش منطقی بودن ... گفت اون زمان که من میخاستم برم نمیدونم ترمی یا سالی 17000 پوند میگرفتن شفیلد !! خودتون حساب کنسن الان چقدره !! :| و اینکه شما حاضرید مثلا هلیـــآ بره تو بــآر کار کنه :)))) آخه چاووش که رفته بود تو بــآر کار میکرد و درس میخوند :دی از فکرشم خنده م گرفته بود :)) و منم گفتم که من انگلیس نمیرم ! اگر یه روزی هم تصمیم گرفتم که برم خــآرج اول درمورد بلژیک تحقیق میکنم تا ببینم دانشگاهاش چطوره و به نظرم آلمــآن بهتره چون ارزونه !!اگه بخــآین بفرستینم میرم پیش آنی یــآ نــآدیــآ ... و بابا گفت زبان بلد نیستی و گفتم من الان که انگلیسیم هم فــوول نیست !! بعدم چطور انگلیسی یاد گرفتم میتونم آلمانی هم یاد بگیرم ! کار سختی نیست !

شبش هم رضا شروع کرد به نصیحت کردن مامان که بشینین با عمه صحبت کنین و اختلافاتتون رو حل کنین :( آقا منم که موجی بودم و این روزا اصن فکرم شده بود این رابطه هه ؛ به مامانم میگفتم آره راست میگه باهاش حرف بزن !! مامان میگفت تو که تا دیروز میگفتی هرکس هرجوری باهات رفتار کرد همون کارُ بکن ! گفتم آقا اصن من غلط کردم خوبه ؟:دی شما از کی تا حالا حرف گوش کن شدی اصن ؟ :)) هیچی دیگه مرغش یه پا داشت ... :| یــَنی رضا کاملـــــا به مامانــم رفته .. هــی میگفت من میگم با حرف زدن همه چیز درست میشه و اینا بهش تیکه انداختم و گفتم : تو که اینقدر خوب نسخه میپیچی خودتم به حرفات عمل کن !! :دی میخندید ... اصن نمیشه جفتشون رو متقاعد کرد :دی حدودا 2 ساعتی باهم حرف زدیم 3 تایی !! آخرم که هیچی نشد ولی رضا بهم گفت این تازه اولش بود .. درست میکنم همه چیُ !! نگران نباش و حتی گفت که با عمه هم میخــآد درمورد این موضوع صحبت کنه ... 

بقیه ی روزا رو وللش :) امروز رفتیم جهازبرون :) اَی بابا خــُب من رقص یادم رفته ! امروزم کچلم کردن اینقدر گفتن پاشو برقص !! :دی آخرم نرقصیدم :دی امروز جیگر شده بودم :)))) جیگرم جیـــگــرم جیــــــــــگــــرم :)) 


+ دیگــه اینــکه اتاقم بسیار به هم ریخته ست ! همین روزاست که بیفتم به جونش :-" 

+ امروز خیلی ساده همه چیز تموم شد :-" این روزا علاوه بر اینکه ازش خوشم نمیومد و احساس میکردم نمیتونم تحملش کنم عذاب وجدان هم داشتم !! و بهش گفتم که میخــآم همه چی مثِ قبل باشه قبل از اینکه چیزی درمورد تو تغییر کنه و من واقن احساس عذاب وجدان دارم و نمیتونم ادامه بدم ! و اونم ریلــکس گفت هرجور راحتی :)

+ به رضا گفتم یه هـــآرد اکسترنال واسم بیاره پــُرش کنم از فیلم هــآآآ :)) مریم هم قرار شد واکیــنگ دِد رو واسم روش بریزه :دی اونم خون آشامیه :دی گفتم خون آشام دوباره یاد دیمنم افتادم :)) :× پســرم !! :دی :)))

+ با دخترخاله میریم آرایشگاه عروس :) دفعه اولمه عروس رو همراهی میکنم اصن حــس خــآصیــه :) :× خونه شون رو دوست داشتـــم :) مخصوصا میز تلویزیونشون رو :×

+ امشب 21 زدیــم :دی 12 تومن بردم :دی هــِی این محمد پولامو کش میرفت ولی باز پس میداد :دی آخ آخ آخ آخ .. راستی با ماشین نوش تصادفم کرد :دی بهش اس دادم کی آخه به تو گواهینامه داده !!! :)) اون : :( و هرشب اس میده میگه هلیـــآ نروو !! :دی امشب میگفت هلیـــآ من پول دانشگاهتُ همینجا میدم نروو !! :)) گفتم اگه میدی نمیرم ! گفت مزاح کردم !! گفتم من مگه با تو شوخی دارم !! :)

+ 8 مهر >>> کنسرت احسان خواجه امیری :) من ؛ احسان ؛ راضیــه :) با اینکه کنسرتاش خیلی فاز نمیده نمیدونم چرا خر شدم گفتم منم هستم :-"

+ دلم میخــآد برم خونه عمو مسعود ... خیلی وقته سراغشونُ نگرفتم ... شاید حتی این کارمُ زن عمو به حساب این بذاره که رابطه مامانم و اونا فعلا خیطه !! شایدم همینطوره ولی واقن مامانم مخالفتی نداره :|

+ امشب دایی سوپرایزم کرد :دی با یه آیپــــــآد :دی خوووبه هآآآ مسلمــا :دی اما 512 ئــه :( و رَم هم نمیخوره :| اما به قول هدی دندون اسب پیشکشی رو نمیشمرن :دی

+ هدی از طرف بانکشون قراره یه امتحان بده که فوق لیسانس رو از دانشگاه بین المللی شریف بگیره و اینجوری درس بخونه و اینــآ :دی گفتم خوبه تو هم بیا بین الملل وجهه ی من خوب شه :دی میخندید :دی

+ از فردا کلاس شهرم شروع میشه از ساعت 2-4 :) 

+ شادی و پسرخاله ش :-" و دخترخاله ش داره از حسادت میترکه اینجوری که شادی تعریف میکرد ... موندم دخترا چقدر پررو شدن !! اصن اینجوری که شادی تعریف میکرد این بشر قاطیه ... همه میخــان شادی و پسرخاله ش به هم برسن .. یکی پیشنهاد داده بود که پوریا پاشو شادی رو ببر بیرون دور بزنین ! میگفت دخترخاله م شروع کرد به جیغ و داد که چرا با اون بره ؟ مگه من چیم از اون کمتره که من باهاش نرم و اینــآ ... پسره اینقدر تحفه س یــَنی !! :|

+ آقا خــآب دیدم محمد بهم گفت دوست دارم و ازم خــآستگاری کرد :))) چقدر وقتی از خــآب بلند شدم خندیدم :دی و خــآب دیدم با بابام رفتیم کربلا و نجف :دی ولی نجف شبیه اروپا بود نمیدونم چرا :0 تازه آرامگاه حضرت فاطمه رو هم خودمون یافتیم :| :)

+ مهلا هم این وسط میگفت بیا بریم سورتمه دربند !! :| خوشش اومده :| خدایی هم من این چند وقته سرم شلوغه و درگیری فکری دارم :| گفتم هفته ی بعدش میشه بریم ؟ گفت آخه اون موقع ممکنه شهرستان باشیم ! خلاصه من آخر نفهمیدم این ازاد قبول شه میره یا نمیره :||| آیه ی یــأس همیشه !!! میگه مجبورم برم ... دقیقا دلیل اجبارش رو نمیفهمم من !!اول که میگفت فقط سراسری ! آزاد مدرکش خوب نیست و از این شر و ورآ ... حالا هم که اینطوری ! حرص میده آدمُ !! :|

+ یه روزم حتمــا میرم دم خونه حانیه اینا :) زیادی اصرار نکن روم نمیشه بیام بالا :)))


منبع:

باز امد بوی ماه مهر بوی خوب دانشگوه :دی

اصلن و ابدن حس نوشتن نیس :دی

پ مشخصه که یه پست گند مینویسم از الان بگم =))

به دو دلیل مینویسم یکی ارینا که حوصله ش سر رفته و اخرین پستی ک میتونه بخونه :دی

یکی هم کرمی وجود داره ک دلم میخاد یه چی بنویسم و چی بهتر از یه پست مزخرف تو وب عزیزم :دی

...

کلاسا رو دارم یکی یکی میپیچونم =)))

فک کنم دفه دیگه عارفه نپرسه ازم میای یا نع خودش بره :دی

ولی خدایی پیچوندن این کلاسا شیرین تر از خابشه =))

+ جمه معارفه داشتیم واسه دانشگوه :دی

هشت صب o_O

حالا در وعضی که من پنج شنبه از صب ساعت نه بیدار شده بودم و نخابیده بودم تا شب که دو ساعت خابیدم و

 دوباره بیدار شدم...

بعد باز 5 و نیم صب خابیدم شیش و نیم بیدار شدم :(((((

ینی صب که بلن شده بودم برم واسه معارفه با چشم بـــــــــــــــاز میخوردم به در و دیوار =)))

یه جاش که صحنه بود اصن :دی

داشتم میرفتم سمت دسشویی دستگیره رو دادم پایین ولی چون خابم میومد زور نداشتم در باز نشد ولی به

 خاطر گیجی متوجه نشدم باز نیس در =)))

مث همیشه ک رفتم که برم داخل یهو با کله کوبیده شدم به در =)))))))

حالا عکس العملم خنده دار تر بود...

سرم رو با دستم گرفتم گفتم اوپس =)))

برا شما زیاد جالب نی ولی من که یادم میاد هار هار میخندم :دی

با فاطی قرار گذاشته بودیم که باهم بریم تو سالن...اونم خاب بود بدبخ :دی

خدا اون کسی رو که ساعت هش گذاش جلسه رو به بی خابی دچار کنه :دی

حالا رفتیم تو جلسه از ب ِ بسم الله مجلس با فاطی شرو کردیم به مسخره بازی و خندیدن...

ینی بلن بلن میزدیم زیر خنده...

همه از عقب و جلو چپ و راس برمیگشتن چش غره میرفتن =)))

یه ساعت اخر هم دیدیم همه چی رو مسخره کردیم دیگه چیزی نی من پیشنهاد دادم عکس بگیریم از خودمون در

 ژست های ک.س خلی بخندیم یکم :دی

واااااااااااااااااااای خدا...

ینی دل و روده م اومد بالا از بس ک خندیدیم...

یه عکسه هس به فاطی میگم سرمون رو انقد پایین نگیریم بابا تمام عکس میشه دماع =)))

بعد هردومون توی این عکس داریم به سقف نگا میکینم و میخندیم ....

این انقد باحال شده ک خدا میدونه =))

یه عکسه دیگه هم حواسمون نبوده عکس گرفتیم داریم جفتمون میخندیم...اصن به عکس نگا میکنی خندت

 میگیره :دی

یه جاش یارو یه چی گف همه خندیدن...منو فاطی هم هار هار زدیم زیر خنده بعد جفتمون هم زمان گفتیم

 چی گف حالا ؟؟؟

=)))

خوش گذش...

حالا من خاااااااااااب ننه م زنگ زده میخایم ناهار بریم بیرون...ینی دلم میخاس دس بندازم دهنم رو جر بدم :دی

تا شب هم برنگشتیم خونه...اخراش وختی پلک میزدم باید زور میزدم تا چشمم باز شه دوباره :دی

تازه اومدیم خونه من اومدم فیس بعدشم که اس بازی تا یک  نخابیدم :دی :دی

...

امشب اخرین شبیه که الافم :دی

از فردا باید برم دانشگوه...با اینکه عمیقن متنفرم از درس ولی امسال خوشالم که دارم میرم در راه علم و تحصیل !!!!!!

=)))

کلافه شدم توی خونه...مخصوصن ک امسال بیرون نرفتم اصن....

حس خاصی ندارم...نع خوشالم نع ناراحت نع کلافه...مث همیشه م...

امرو نگا کردم دیدم شنبه ها 6 تا 7 صب کلاس زبان دارم :(((((

ینی فک کن روزه بعد جمه که ما همیشه بیرونیم باید 5 صب بیدار شم برم کلاس...اونم زبـــــــــــــــــان

:((((((

پ.ن : به دو تا امید دارم میرم دانشگوه...اول اینکه اون دانشگوه رو آبـــــــــــــــــــــــاد کنم =)))

دوم اینکه خونه نباشم :دی


منبع:

چه زمانی برای تمرین مناسب است؟

بهترین زمان برای تمرینات ورزشی



آیا می دانید بهترین زمان ورزش چه موقعی است ؟
در مورد اهمیت ورزش نیاز بشر امروز به فعالیتهای فراموش شده ای جسمانی و واژه هایی چون (( ورزش ، سلامت ، نشاط )) بسیار خوانده و شنیده ایم در مقاله زیر سعی شده است تا بر اساس تحقیقات دانشمندان بهترین زمان برای تمرین و ورزش بیان گردد .

بهترین زمان تمرین بعد از ظهر می باشد

تحقیقات نشان می دهد بهترین زمان ورزش بسته به دمای بدن تعیین شود .
بعد از ظهر ها حدود ساعت 4 تا 5 دمای بدن اکثر مردم در بالاترین حد خود قرار دارد .
قدرت ، استقامت و انعطاف بدن بعد از ظهرها در بالاترین حد خود است .
در حدود ساعت 4 و 5 بعد از ظهر ، قدرت و نیروی بدن استقامت و انعطاف در انجام حرکات ورزشی نسبت به ساعتهای دیگر شبانه روز حدود 5 درصد بالاتر می باشد .

البته این موضوع در مورد ورزشکاران خوزستانی صدق نمی کند، زیرا هوای خوزستان در تمام طول شبانه روز بالا می باشد و معمولا توان آنها به 10 درصد خواهد رسید اما از این غافل نشویم که دمای زیاد بالا برای بدن انسان مضرات فراوانی دارد و صدمات سنگینی به انسان وارد می کند.

احتمال آسیب دیدگی در بعد از ظهر ها کمتر است

همانطور که گفتیم بعد از ظهر ها دمای بدن انسان در بالاترین حد خود است و در نتیجه ماهیچه ها و بافتهای عضلانی گرم و آماده انجام حرکات ورزشی هستند . بالا بودن قدرت ، استقامت و انعطاف در بعد از ظهر ها به معنای پایین آمدن ، احتمال مصدومیت و آسیب دیدیگی است .

تمرین بعد از ظهر در کیفیت خواب تاثیر مثبت دارد .

ورزش کردن در بعد از ظهر به روند خواب تاثیر به سزایی دارد . افرادی که بعد از ظهر ها به تمرینهای ورزشی می‌پردازند داشتن خواب سالم را تجربه می کنند ولی در مقایسه آنهایی که در ساعتهای پایانی شب به ورزش می‌پر‌‌دازند با مشکل بی خوابی مواجه هستند .
شاید بتوان گفت به غیر از بعد از ظهرها در مقایسه بین صبح و شب صبح ها زمان مناسب تری برای انجام حرکات ورزشی می‌باشد ، از ورزش کردن به وقت غافل نشوید .


منبع:

852


امروز از اون روزاس که خیلی عصبی ام!!! من نمیفهمم این چه وضع کار کردنه بدنه؟! هی هورموناش بهم میریزه و با احساساتمون بازی میکنه اصا! دختر بودنم سخته والا!

با مامانم بحث این بود که دختر پسرایی که باهم دوستن بغل میکنن همو و از این حرفا!

گفتم اره بغل میکنن و میبوسن همو دیگه! عادیه!

گفت کجای همو میبوسن؟ هااا؟

زدم زیر خنده! کاهو هم تو دهنم بود! داشتم خفه میشدم :))))))))) قیافه ی مامانم خعلی باحال بود!

گفتم همه جای همو!

گفت نگوووووووووووووووووو! بگو صورت همو!

گفتم صورتو لبو ...

گفت لب نه! بفهمم کسی لبتو بوسیده میکشمتاا :)))))))))

یه رب داشتم قهقهه میزدم ! عاللللی بود! میگفت لپ همو ببوسن! لب نه! زن و شوهر که نیستن !:)))

هی میگه ع بهت پیشنهاد نداده؟ میگم نه! ولی شاید بده!

میگه اگه کسیو خیلی دوست داشتی باهاش دوست شو هااااا! بعدا نزنی زیرش!

کلا کشته منو مامانم :)))))))


میخواستم برم انقلاب کتاب بخرم. ع ذوقمو کور کرد...! گفت چرا میری دیونه! از دانشگاه بخر و این حرفا...

منم سگ بودم گفتم چرا شوقمو گرفتی! خوب دلم انقلاب میخواست!


عصری قراره نمو بیاد و باهام بحرفه. سرویس کرده منو! منو حوصله ندارم.


منبع:

201

درک کنید

که آدم ها عوض میشوند

و گاهی دیگر با زندگی ما سازگار نیستند.

باید بیاموزیم که این را بپذیریم؛ مسیرمان را جدا کنیم و به راه خود ادامه دهیم.


منبع:

.:آدرسـ عوضـ شد:.

اصلا دوست ندارم با بقیه یکی بشم . .

وقتی با بقیه فرق دارم

به نظرم ارزشش رو نداره . . .

:|

مشکل از جای دیگست !!!..

                                                         

                                                      هستم و خواهم ماند اما جوری دیگر ..

 

 


منبع:

+ پست ۵۳

دایــی حمــیــد اومده با کلی سوغاتــی که شـاید خیلی کوچیکم نباشن .. 

به قول محمد : دایی حمیــد ریــپیــتی !! :| افسون : نشنید ولی من شنیدم !! :) ... احتمــآلا سال دیگه نمیــآن و میرن اروپــآگردی ... بخدا حق دارن :| فکر کنم نصف پولی رو که سوغاتی میخرنُ میتونن بدن برن هتل 5ستاره تو جزایــر قنــآری :|

حتــی فکرشــم نمیکردم که اینقدر دلــم دایــی علــی رو بخــآد .. البته این حرف دل خیلــیــآست ... :) :× آخ که چقـــدر جـــآش خـــآلیــه ... :( :× هرلحــظــه احســآس میشه 


+ دو قسمت از ومپــآیــرُ بالاخره دانلود کردم :دی

+  امروز با محمد حکم دو نفره بازی کردیـم ... کلــی تقلب میکردم بازم اون میبرد :|

+ دارم تمرین میکنم به زندایــی بگم افسون جــون !! :| اصن تو دهنم نمیچرخه لامصــب !! اونــم خیلی بدش میــآد میگم زندایــی !! :دی

+ امشب که 21 زدیــم ، فهمیدیــم ایــن دایــی مثِ اون دایــی نیست !! رحم و مروت نداره :دی همه ش بانک میخوند مثلا 5 تومــن بعد میگفت 1 پونده !! :| ولی امشب من خیلــی خوووووب بردم :دی

+ امشب داشتن دختــرا رو اینجــآ ترور میکردن که مگه دخــتر ارزش داره اینقدر که پول جهیزیه بدیــم و اینــآ ... خلاصه همه یه طرف منــم یه طرف ... جواب میدادم :|

+ فردا هدی امتحــآن زبان داره یـَنی همه چی یادش رفته ... امروز اینقدر باهم خندیدیم که نگووو :)) میگفت مــآی هازبــَــند :|

+ امشب عجیب دلم میخــآست یه بار دایــی علــی رو بقل کنم ... الانم که بهش فکر میکنم اشک تو چشمام جمع شد :( :×

+ :| نوچ نوچ نوچ نوچ ... خیــلــی بد شدم که اصن اس نمیدم :)) ...

+ به محمدحسین میگیم بهلــولــی :دی

اینم محض تنوع 

     


منبع:

زَمـیــטּ گِــرב ـِه

یَــعـنـ بــا مَـטּ شُــروعــ کَــرב بــا مَـنَـمــ تَــمـومـِشــ  مـیـکنـ

بـازَمــ مِـیـلــِ خـوבِتِـه

بُــروُ בُوراتــو بِــزَـטּ


منبع:

تـــــنـهاییــــــــ


非主流白色图片 空间唯美意境_他给你的温暖

باز منـ ماندهـ امـ

و

نیمکتیـ پر هیاهو...!!

در میانـ اینـ همهـ بودنـها

چهـ غریبانهـ تنهامـ ...!!


http://s4.picofile.com/file/7872231070/beautiful_cute_fashion_girl_hair_Favim_com_111271.jpg


وقتــــی آدم یک نفر را دوســـت داشته باشد بیش‌تر تنــــهاست.

چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که

چه احساسی دارد.

و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند،

تنهایی تو کامل می‌شود...!


پ.ن:خبر ندادم آپم ببینم کیا با معرفتن...



منبع:

میگن ادما رو نمیشه عوض کرد...عوض نمیشن...البته عوضی میشن!

ولی من تغییر کردم...حتی نسبت به دوماه پیشم...براتون مثال میزنم!

دو ماه پیش بود...به همسر از روز قبل گفته بودم که شام درست می کنم و باهم بریم پارک بخوریم و حرف بزنیم...از عصرش کلی تدارک دیدم و به خودم رسیده بودم و منتظرش بودم...زنگ که زد حس کردم یه چیزی می خواد بگه ولی نمیگه...بالاخهر اومد...تو ماشین که نشتسمی من و منی کرد و گفت یکی از دوستام دعوتمون کرده خونش میشه بریم اونجا ؟ من برم استخر خونشون و تو هم با خانومش باشید...بگذریم که دوستش و خانومش درسته همرشته ما هستن منهتا هر کدوم یه بیست سالی از ما بزرگترن و بچه دارن ...کلی بد خلقی کردم که نه الا بلا باید بریم سر همون برنامه خودمون...دوستش 100 باری زنگ زد حتی با منم حرف زد اونشب من و همسر کلی به هم گل افشانی کردیم و از خجالت هم در اومدیم منم فلاسک چایی رو زدم زمین شکوندم و کلی گریه کردم و کلی نفرینش کردم البته الان به نظر احمقانه میاد ولی خدایی اون موقع این حسو داشتم که بهم اهمیت نمیده و از عمد داره منو نادیده می گیره...حتی تهدید کردم که زنگ میزنم به بابات و خولاصه دعوا کردیم و فردا شبش خودش اومد اشتی و بعدشم کار باز به خونواده ها رسید...همسر از کارش پشیمون شد و من هم...

امشب قرار بود بریم سینما...راه که افتادیم همون دوستش زنگ زد باز...همون برنامه البته اینبار با احتیاط و وقتی فهمید همسر با منه دیگه زنگ نزد بدبخ چون دفعه قبلی به حساب اونم رسیدگی کرده بودم! ولی جالبیش به این بود که اصلا نااراحت نشدم...حتی یک ذره! به همسر گفتم بریم سینما و بعدش شاممون رو زودتر می خوریم که تو هم به قرارت برسی... حتی اگر اینکارو هم نمی کردیم و همسر میرفت پیش دوستش م باز ناراحت نمی شدم!! نمی دونم...تغییر رو حس کردم...همینجا ! و فکر می کنم بزرگ تر شدن هردومون بود که هم همسر به دوستش گفت با خانومم هستم و نمیام و هم بزرگتر شدن من که نمی خواستم سر عالم و ادم رو ببرم که چرا برنامم بهم ریخته!!

دومین مثال هم برا کشیکامه! ماه های اول اگر شب دو ساعت هم نمی خوابیدم کل روز بعد و روزای بعد درگیر و بدخلق بودم...اعصبم خورد بود و تا دو روز هم خسته بودم...الان بعد از اون همه کشیک اتفاقات و شب تا صبح بیداری ها نصفه شب که مشکلی پیش میاد و بیدارم می کنن با صبر و تحمل بیشتر و راحت تر بیدار میشم...دیگه خودمو جر نمیدم که چرا بیدارم کردن...چرا مریض بدحال شد...چرا نخوابیدم! قبول کردم این کار منه و حتی تا صبح هم نخوابم باز مهم نیست و نمی میرم!

شاید حرفام به نظرتون احمقانه بیاد خوب هم تو موقعیت من نیستین هم من حوصله تعریف جزییات رو ندارم که بشه موضع رو کامل منتقل کرد...

همسر میگه ما ادمای سختی کشیده ای هستیم مخصوصا تو چون من خیلی زجرت دادم!!!

و میگه به نظرش خودش هم خیلی تغییر کرده و میگه زندگی ما مثل دندون لقی هست که باید سعی کنیم خودمون بکشیمش و نا امید نشیدم که بخوایم ارجاع بدیم به متخصص!!

راستی ...می دونستین استاد شجر..یان دو تا زن داره ؟ داشتم فکر می کردم چه بدبختیم ما زنا ! و باز داشتم فکر می کردم شاید اگر زن اولش هم خواننده معروفی بود و برا خودش برو بیایی داشت هیچ وقت استاد نمی رفت یه زن جووون و خوشگل تر بگیره...معتقدم ادم نباید بشینه کنج خونه و یه محیط امن بسازه ! چون مردا خیالشون از خونه که راحت بشه فکر بیرون از خونه میفتن!! کاری که من کردم... پای به پای هم باید پیش رفت ... هرکی عقب موند فراموش میشه!! منم عقب موندم...

امشب خوب بود...فیلمشو دوست داشتم...یه جمله کلیدی هم داشت ...عشق یعنی وقتی حالت خوبه.


منبع:

853


دوستم کلی وقت گذاشت واسم قالب وبلاگ درست کنه! نمیدونم چرا با فایرفاکس درست باز نمیشد!

خیلی خوشگل بود! :( فردا شاید بتونه درستش کنه!


نمو نیومد امروز! گفت هفته ی بعد.

ع هم ارتودنسی رو شروع کرد. دکترش گفته دوسال طول میکشه! الان یکم داره اذیت میشه! لوس شده! غر میزنه! عزیزمممم! :* هی میگه تو مخمه!


اینو بگم! استاد گیتارم که یه ماه فقط کلاسشو رفتم، (پ) یه ساله گیر داده بیام ببینمت؟ بیا ببینمت!!!

الان یهوووو اس داد چطوری؟ سرت شلوغه ها! گفتم اره دیگه!

گفت پس خوش بحال اونا!

گفتم اونا کین؟

گفت باکسی هستی ؟

گفتم اره!


یکم ساکت شد!!! الان دوباره اس داده و میگه من ( یعنی خودش! ) خشن و پر انرژی ام! دخترا سرد مزاج دوس دارن جدیدن!

پ جان یهو بیا بگو صکثی ام!!!! خشنشم دوس دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تارف میکنی؟ :))


دقیقا این جمله رو الان گفت : کسی که با من دوست میشه باید آتیشی باشه ! :|


و الان بهم گفت که اگه بی اف نداشتی واقعا دوست داشتم باتو باشم! عجب!!!

آخ قلبم :)))) گفت خیلی تعجب کردی من بهت پیشنهاد دادم! مگه نه؟


گفتم نه ! عادیه برام :))))))))))))))))))))) قهوه ای شد!

وای دقیق روزی که میخواسته بهم پیشنهاد بده دیگه کلاساشو نرفتم!!! تازههه واسم کادو هم خریده بوده :D

ای خدا! هی به من میگفت کلاس خصوصی واست میزارمو کم قیمت حساب میکنم... پس دلیل داشته :))) هاهاها! وای این آدم سوژه س!!!


منبع:

فیلم پیشنهادی هفته (2) : Django unchained + معرفی فیلم + نقد و بررسی فیلم

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنیدنام:  Django1.jpgمشاهده: 214حجم:  23.7 کیلو بایت

مقدمه:
از زمانی که انسان به یاد می­آورد ظلم و ستم در زندگی او جای داشته است و همیشه انسان هایی که بر علیه ظلم بر می خیزند نماد قدرت و پاکی و خیر می شوند. نظام برده­داری از گذشته­های بسیار دور در بین انسان­ها رایج و از ظالمانه­ترین کارهای انسان­ها بوده است و در این بین بیشترین ظلم بر سیاه پوستان آفریقایی واقع شده است. آنها را از سرزمینشان، مردمشان و اقوامشان به اجبار ربوده و به کشورهای اروپایی و آمریکایی برای برده­داری می­بردند. به­راحتی کودکان سیاه را از مادرانشان و همسران را از یکدیگر جدا کرده و تا ابدیتی تحقیر آمیز و سخت برای کار اجباری به مزارع و معادن می­فرستادند. هر از چند گاهی برده­ها علیه اربابانشان می­ایستادند و چه موفق یا ناموفق، به اسطوره­های مردم ضعیف تبدیل می­شدند.
فیلمنامه جانگو که توسط کوئنتین تارانتینو نوشته شده است در مورد برده­ای سیاه پوست است که به همراهی یک آلمانی انسان دوست و دشمن برده­داری، به کشتن سفید پوستان برده­دار می­رود. 


کارگردان: کونتین تارانتینو
تهیه کننده: استیسی شر، رجینالد هالدین، پیلار سیوون
فیلم نامه: کونتین تارانتینو
موزیک متن: الایانا بوینتون
فیلم­بردار: روبرت ریچاردسون
تدوین: فرد راسکین

بازیگران:
جانگو: جمی فاکس
دکتر شولز: کیریستوف والتز
کالوین کندی: لئوناردو دی کاپریو
استفن: ساموئل ال جکسون
برومهیلدا: کری واشینگتون

سایر:
ژانر: درام، رمنس، جنگ
درجه نمایش: R
استودیو ساخت: ا بند آپارت
توزیع کننده: کلمبیا پیکچرز (توزیع بین المللی)
وینستن کمپانی (توزیع در امریکا)
اکران: 25 اکتبر 2012
مدت زمان: 165 دقیقه
ساخته شده توسط: آمریکا
زبان: انگلیسی، آلمانی
بودجه: 100 میلیون دلار
فروش کل فیلم: 420 میلیون دلار

منبع:

39

سشیبلات!!!!!!!!!!!!!!!!! سشیبلات منکن!!!!!!!!! این اولین طالع بینی ای بود که انقدر با من صدق میکرد!!!! :||||||||||| توی هر {} حرف های خودمه!!! ;;)


اسفندی که باشی تو اوج ناراحتی هم که باشی، اما بازم تا اراده کنی می تونی یه جمعی رو به نشاط بیاری و لبخندو رو لباشون بنشونی..! {نه تو جمع :| تو یاهو و کنفرانس شاید =))}
اسفندی که باشی حواست هست دل کسی و نشکنی و ناراحتش نکنی، هر چند به راحتی همین کارو باهات کرده باشن...! {همین الآن عذر میخوام اگه دله کسیو شکوندم ولی باور کنید واقعا قصد چنین کاریو نداشتم :| همونطور که تو این جمله گفته!}
اسفندی که باشی عالم و آدمو به راحتیِ آب خوردن درک می کنی اما دریغ از یه درک کوچولو واسه خودت...!{این کاملاً راستههههههههههههه!! کاملاً راستهههههههههههه!!! بهتون اطمینان میدم!!!}
اسفندی که باشی دلت نازکه و زودی میشکنه اما دم نمی زنی و بازم می خندی...!{من فقط میدونم دلم نازکه و زودی میشکنه و زودی گریه میکنم :| ولی خب قسمته بعدیش هم راسته! تاحالا چندبار شده دلمو شکوندن ولی هیچی نگفتم!}
اسفندی که باشی معنی سکوتت رو فقط خودت میفهمی و بس!{دقییییییییییییییییییییقاً}
اسفندی که باشی گاهی خودتم نمی دونی چته! درکت خارج از توان اطرافیانت میشه..!{صد در صد راسته:|}
اسفندی که باشی دل همه رو زود به دست میاری و همه بدونِ اینکه بدونن " چرا " زود باهات انس میگیرن..!{اینو نمیدونم باید از شما ها بپرسم=)) جواب بدین! یا تو یاهو یا تو نظرات!}
اسفندی که باشی خیلی چیزارو میفهمی ولی به روی خودت نمیاری!{واقعا همینطوره :|}
اسفندی که باشی حد وسط نداری! یا مثبتِ مثبت ، یا منفی ِ منفی!{اوم... نمیدونم. ولی خب منفی نیستم!}
اسفندی که باشی یه آهنگو اینقدر گوش میدی تا جیغ همه رو در بیاری!{یادمه مهر ماه که بالاخره رفتم آهنگ WMYB رو بعده یه ماه دیدن موزیک ویدیو تو PMC دانلود کردم و دخی عمه م هم اونجا بودم و اونقدر گوش دادم به این آهنگه که صدای دخی عمه م در اومد :| بلی....}
اسفندی که باشی همه تیپا یه طرف، تیپ تمام مشکی هم یه طرف...!{این تیپ رو خیلی دوست دارم ولی خب جدیدا چیز میز مشکی ندارم :|}
اسفندی که باشی رنگای مورد علاقت ، بیشتر توو مشکی و قرمز و بنفش خلاصه میشه...!{ how the heck did you know that? :| من قرمز و بنفش خیلی دوست دارم :| جاستین هم یه جا خوندم همین رنگا رو دوست داره... :| -یاسمین هستم در حال سکته}
اسفندی که باشی همیشه یه تبسم آرامش بخش رو چهرته...!{والا من همیشه اخم رو چهرمه :| بقیه که تبسم من رو دیدن نظر بدن!!:))}
اسفندی که باشی گاهی یه اخم کوچیک باعث جذابیت صد برابری چهرته که جذبتو بیشتر می کنه...!{همونطور که گفتم من همیشه تو حالت اخم هستم. اونایی که اخمم رو دیدن نظر بدن :|}
اسفندی که باشی میشی یه " مرد اسفندی " که جذابیت زیادی واسه خانومای ماه های دیگه داری...!{من مرد نیستم ولی خب اوم... با مرد اسفندی هم رو به رو نشدم!! :))}
اسفندی که باشی بهترین مشاور واسه همه ای، اما به خودت که میرسی نمی دونی چی درسته و چی غلط..!{این کاملا درسته!! کاملا درسته!! همیشه دیگران رو نصیحت میکنم ولی به خودم که میرسه....؟! :|}
اسفندی که باشی گاهی خیلی بد اخم و عصبی هستی ، گاهی هم خیلی خوش خنده و دیوونه ...!{این رو هم میشه در کنفرانس های یاهو مشاهده نمود :))}
اسفندی که باشی میتونی توو یه لحظه، کامل از خود بیخود بشی و عرش و به فرش بدوزی...!{بلی بلی...حواستون باشه منو عصبانی نکنید... :دی}
اسفندی که باشی همین تفاوت ها ،یعنی منحصر به فرد بودنِ تو!{I'm fab}


خودم داشتم اینارو میخوندم شاخ در اوردم!!! :دی

------------------------------------------------------------------------------------

بقیه شو پیدا کردم.... ^_^

اسفندی که باشی رنگ ماهت ارغوانیه...! { بلی اصولاً ارغوانی هم دوست دارم;;)}

اسفندی که باشی میشی یه "زن اسفندی" که میتونی آرزوی هر مردی باشی...! {آقایون؟؟ شما نظر بدید!!!:))))))))))))}

اسفندی که باشی گاهی حس میکنی تو اصلا مال این زمان نیستی! متعلق به دوره ی دیگه ای هستی...! {حرف دلمو زد کصافط :(((((((((}

اسفندی که باشی همیشه مثه آبِ روی آتیش می مونی و این یه نکته رو هزاران نکته ی مثبت تو به حساب میاد ...!{یکی واسه من ترجمه کنه من اینو نمیفهمم :-s}

اسفندی که باشی ،میشی ته تغاریِ خدا...!
هواتو همیشه بیشتر داره چون میدونه دلت کوچیکتر از 11 ماه ِ دیگه اشه...! {asdfghjkl!!! نکن با من اینکارو! نکن!! :)) اوا....من حتی 8 ماهه هم هستم.. :-j از هر دو ور یه ماه کم دارم!! =))}


منبع:

امروز چي خوردم؟

صبح : دوتا تخم مرغ آب پز

ظهر: يه سينه ي مرغ با يه هويج آب پز بزرگ و يه عالمه نخود فرنگي و يه كاسه سالاد شيرازي

عصر:يه هلو و دوتا الو

شام:سه تا كوكتل، يه ليوان آب پرتقال، يه بشقاب خوراك بادمجون(خدايي نتونستم خودم رو كنترل كنم)،سبزي خوردن يه بشقاب، ماست يه كاسه.

الان:دوتا سيب، يه چندتايي هم دونه انگور



منبع:

199

ارزش قلب به عشق

ارزش سخن به صداقت

ارزش چشم به پاکی

ارزش دست به یاری

ارزش قدم به برداشتن

و ارزش دوست به وفای اوست

*******

بهتر است تنها باشید

اما خوشبخت

تا اینکه با کسی باشید

که همه کار برایش میکنید

و او در عوض هیچ..!


وقتی آدما شما را ترک میکنند؛ مانعشان نشوید...!       شما با کسانی که رهایتان میکنند آینده ای ندارید، آینده شما آنهایی هستند که در زندگیتان می مانند و در همه حال همراه و همقدم شما هستند.


منبع:

Kerry Washington’s Emmy Beauty Look

For the first-time Emmy nominee Kerry Washington, the red carpet rigmarole has become a sort of exercise in fashion’s master class. (For the awards show, she wore a romantic Marchesa runway gown plucked from the recent spring 2014 show.) But what about beauty? Last night, after Ms. Washington walked the Emmy red carpet, I spoke with her longtime makeup artist, Carola Gonzalez, who also works with Naomie Harris and Padma Lakshmi, on how Ms. Washington’s look comes together.

How did you first meet Kerry?

I met her when she was attending the NAACP Awards in 2004, when I first did her makeup and we hit it off. Then she kept requesting me, and as she grew as an actress, she started requesting me more and more and we established a working relationship and I’d say a friendship, too. It’s been nine and a half years now.

I imagine most of these bookings would have been for appearances and so she’d have to be photo ready.

Sure. Usually for the camera, I’ll do contouring on my other clients because it really fine-tunes your face. It gives it shape and makes you look thinner. In Kerry’s case though, she doesn’t really need it because she has such prominent cheekbones. Otherwise, what’s different about camera makeup is the foundation. You have to make sure it’s going to last.

Speaking of foundation, I’ve heard from some runway makeup artists that finding the right foundation colors for non-white women can still be an issue.

Yes, it can be a challenge, but nowadays there are many more choices out there. The most important thing for an African-American woman or any ethnic woman is that the foundation fits her needs, whether it’s coverage or whether you’re going for a matte look. And then find the right shade. Armani, the Luminous Silk foundation, is one brand that has good diverse choices. It’s what I have in my kit.

On Kerry, for the Emmys, I was working with Hourglass and I used the Immaculate Liquid Powder Foundation in warm beige. They have great warm shades. They’re not ashy or too cool. I do believe warmer tones are more flattering for the skin tone. The foundation is also matte and I didn’t want her to be shiny and didn’t want her having to blot throughout the night. Also, it doesn’t turn ashy as it sets. A lot of oil-free or matte foundations, the color turns. That’s something to test out. This one stays true to the color.

The rest of her look seemed fairly neutral or at least was on the softer side.

We didn’t want to do anything too dramatic because the dress is very airy and delicate. It didn’t feel like it called for a lot of makeup, and Kerry wanted to look soft and radiant. We stuck with pinks and purples so that it would complement the dress colors.

How far in advance did you start prepping the look?

I saw the dress about a week and a half ago, so I’ve been thinking about it. Originally, I wanted to do a dark lip. I wanted her makeup to stand out a little more. But I hadn’t seen the dress in person. I saw it from a picture, and in person it was much more delicate, so I went with a completely different idea.

How did it change?

Her eyes are more accentuated than anything else. I used a light lilac with some pink in it on the lid and all the way to the brow bone. With an eggplant shade, I used it on the outer edge of the eye to accentuate and then blended all the way into the crease. Then black mascara and the Hourglass Script liner in black, which draws a very fine line. She also had fake lashes. I used the Ardell natural lashes in 110. It’s a strip as opposed to individuals.

Lips and cheeks?

I used a nude lip gloss with some pink in it. I wanted that little bit of shine because the skin was matte. I did add some luminosity by mixing the Hourglass Ambient Powder with Lancôme blush in sparkling rose. Both of the products have shimmer, and I applied them to the forehead, chin and nose. You want radiance on the red carpet, to make your skin look alive, not dead, because it translates to photos. It’s what you call “glow,” but it should be controlled glow.

black prom dresses | short prom dresses


منبع:

داداشم يه دبير هندسه داشت بنام آقاي " دار "
روز اول کلاس اومده گفته سلام ،من دارم...
اين داداشه ماهم از ته کلاس جواب داده خو خسته نباشي اينجا هممون داريم!
:|
:||||||


منبع:

تولدت مبارک

امروز روز تولد عزیزترین رفیق زندگیمه



مهربانم!
یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد
بوی گل، نذر قشنگی نگاهت باشد
و خداوند شب و روز و تمام لحظات
با همه قدرت خود پشت و پناهت باشد


باشی نباشی پیشه من تو بهترین همنفسـی

هرجای دنیـا که میــــری به ارزوهـــات بـرسی

روزه تـــولـــده توئه میـــــلاده هرچی خاطــــره

روزی که غیـره ممکنه هیچ جـــوری از یادم بره


بهشته جونم، دوست جونی خودم تولدت مبارک


منبع:

غریبــْـﮧ !

هـِــے غریبــْـﮧ !

قیــآفـت خیلـْے آشنـآست

من و تو قبلا جـآیـے همـבیگرو نـَבیــבیـم ؟

آهـ ـآن . . . یـ ـآבم اومـَـב

یــﮧ روزآیـے یــِﮧ خاطره هـآیـےْ بـآ هـَم בآشتیم

یـآدمــﮧ اون موقع בم از عشْق میزבے

هــْﮧ . . .

انـْقـבر مــآت نگـ ـآم نکـُن

عشِقتْ حـَسوבیـشْ میشـِـﮧ ! 


منبع:

نگاه



دست های اورا کـــــــه گرفتـــــی

 



دیگـــر به مـــن نگاه نکن ....



نگاه تـــو ...

 



بیشتـــر از دیـــدن دستهایتان آتشـــم میـــــــزنــــــد ....


 


396977_340242736010249_568347078_n1.jpg


منبع:

از من نصیحت... این پست، هشت من اش نُه زار نمی ارزد... نخوانید...

 چراغ اتاقم روشنه... نشستم کف بالکن  و زانوهام رو توی بغل گرفتم و زل زدم به خونه ها... و دارم تک تک آدمای توشونو تصور میکنم... دخترکی که داره به نایلون خریدای مدرسه اش نگاه میکنه و دل دلشه که کی اول مهر میشه تا با اون مداد خرگوشیه توی اون دفتر باربی صورتیه مشق بنویسه... به اون خانوم تپله که چادر نمازشو سر کرده و با یه دلِ تنگ داره دعای توسل میخونه و گروپ گروپ اشک میریزه... به اون جوونی که کز کرده بیخ اتاقشو و در رو به همه قفل کرده تا کی صدای اس ام اس بیاد و از جا بپره و به یه چشم به هم زدن بره سر گوشیش بلکه دخترک نوشته باشه: آشتی... اون آقاهه که با زیر پیراهنی رکابی و پیژامه ی راه راه، لنگ به دست، داره شیشه ی ماشینشو پاک میکنه تا واسه عروسی فردا شب پسرش برق بزنه... آره... یکی داره گرد و خاک رو از روی صلیب بالای تختخوابش پاک میکنه... یکی داره حکایت قبولی ارشدشو واسه دوستش تعریف میکنه و میگه که اشتباه کرده فلان جا رو زده باید بهمان جا رو میزده... اون یکی داره فوتبال چلسی و لیورپول رو نگاه میکنه و خمیازه میکشه... یکی دیگه نشسته پای کامپیوتر داره چت میکنه و نگاهش به دره که کسی یهو تو نیاد... معتاده وافور به دست نشسته پای منقل و شاکیه که اصغر آواره این دفعه تریاک کهنه بهش داده... خانومه داره بین لباس خواباش انتخاب میکنه که امشب گلبهیه رو بپوشه تو دل بروتر میشه یا آبیه رو... دو تا برادر کوچولو سرشونو زیر ملحفه کردن و دارن یواشکی با هم پچ پچ میکنن... یکی داره ویس.کی میزنه، اون یکی کاهو رو توی سکنجبین میزنه... حاجی بازاریه داره نرخ د.لار رو چک میکنه... یکی داره از جیب باباش پول کش میره... مامانه داره بچه شو شیر میده... عاشقه داره تار میزنه... یکی داره زنشو کتک میزنه... یه خان جونی بیدار نشسته داره ترشی میندازه... یکی داره شیرینی هایی که عصری پخته رو با قهوه ترک ارزون قیمتش میخوره... یه دختر و پسر یه گوشه دنج رو وسط یه مهمونی شلوغ پیدا کردن و دارن همدیگه رو میبوسن... کارمنده دراز کشیده و داره به چک ش که فردا برگشت میخوره فکر میکنه... یکی هم داره سوراخ سمبه های پشت بومو میگیره که فصل بارون، خونه خراب نشن... و همین جور که دارم به آدما فکر میکنم، یهو فکرم میره پیش خدا... که واسه خودش نشسته اون بالا یا چه میدونم زیرِ زمین، چپ، راست، حالا هرکجا و داره به همه ی اینا نیگا میکنه... گاهی نم نمکی بارون میبارونه که شاعرای جماعتشون عاشق بشن، سرمایی هاش سرما بخورن، افسره هاش دلتنگ تر بشن... گاهی گل میشکفونه... که بچینن، برن سر چهارراه بفروشن... گاهی برگ ها رو زرد میکنه تا عکاسا عکسای خوشگل تر بگیرن و بشه نون شبشون... خلاصه خیلی گاهی ها خیلی کارا میکنه... ولی واسه دل این آدمای بی نوا هیچ کاری نمیکنه... تا اینجوری خسته و بی صدا و مچاله نیان بشینن روی بالکنُ یک کاره آدمای توی خونه های دیگه رو تصور کنن و بعدش بیان توی وبلاگشون شر و ور ببافن واسه همون آدما...


منبع:

دل آدمی... و اطلسی های اینقَدی...

دیشب هوا سرد بود... آنقدر لباس تنم کرده بودم و پتو به دور خودم پیچیده بودم که دیگر روی صندلی جایم نمی شد... نیمه های شب بود که قوز کرده بودم پشت کامپیوتر پر از ویروسی که هر لحظه هنگ می کرد و با چشم درد موذی و اعصاب خرد کنی مشغول مطالعه بودم و نمیدانم کی بود که خوابم برد... صبح که بیدار شدم، سرما خورده بودم... با کمی مُف مُف، صبحانه ی مختصری خوردم و پریدم پشت میز کارم... دوستم راه به راه برایم چای های داغ داغ می آورد... و من همه اش به این فکر میکردم که چه کیفی می دهد یکی هی برای آدم چای داغ بیاورد... و همه اش تصمیم میگرفتم که از این به بعد، برای دیگران، بیشتر چای ببرم... تا آنها هم اینطور کیفور شوند...
تحقیق این دوستمان در مورد پیش گیری از مننژیت است... گروه هدف هم سر.با.زان اند... چراکه مننژیت در این کلونی، مثل سایر کلونی ها، شیوع زیادی دارد... چند ماهی ست که از آزمایشات اش هیچ نتیجه ای نمیگیرد... علت عمده ی آن هم کمبود مواد و تجهیزات است، وگرنه خودش بی هیچ اغراقی، از معدود افراد نابغه ای ست که در زندگی ام شناخته ام و در این روزهای اخیرهم، دارد شبانه روزی کار میکند... باری... من اینجا نه سر پیازم و نه ته پیاز... اما چون ایشان، معرفت و رفاقت را در حقم تمام کردند و در طی تحقیق ما از هیچ کمکی فروگذار نکردند، من هم متقابلا هر کمکی که خواستند را اجابت کردم... 
ده دقیقه ی پیش، برآن شدم که ایمیلم را چک کنم... و پس از کلی کلنجار با اینترنت، به این مهم فائق آمدم... و حالا لحظاتی ست که به مقادیر زیادی سکته کرده ام...
ایمیل از طرف بانک ژن امر.یکاست... بانک مرجع... همان جایی که قبلا یکی از نتایج مان را ثبت کرده بود... اطلاع داده که پس از بررسی، می خواهد بخش دیگری از نتایج را هم ثبت کند و ایضا اجازه خواسته که آنها را به EMBL هم بدهد، تا در بانک. ا.روپا هم ثبت شوند...
در این لحظه و پس از جیغ ها و کف ها و هوراها و رقص های آذری و کردی و هلی کوپتری و هیپ هاپ دوستان، خود من نشسته ام و دارم به آدم هایی فکر میکنم که دوست داشتم حالا اینجا بودند... بودند و می رقصیدند و می خندیدند و از شیرینی هایی که بعدا میخریم، میخوردند...

* غلط های املایی و انشایی احتمالی پست را ببخشید به سرعت نوشتنش و عجله ی نگارنده... بعدا ویرایش خواهم کرد...


منبع:

فیلم پیشنهادی هفته (4) :The Hobbit: An Unexpected Journey

qo1k4ucr4975kkfjrn45.jpg

تهیه کننده : پیتر جکسون
کارگردان : پیتر جکسون
نویسنده :پیتر جکسون از کتاب جی جی تالکین

ژانر: تخیلی
تاریخ نمایش: 13 دسامبر 2012
فیلمبردار: اندرو لسنی
موزیک: هاوارد شور
بودجه: ؟؟؟؟ میلیون دلار
فروش: در حال اکران
زمان فیلم: 169 دقیقه
کشور سازنده: هالییود
IMDB Rate :8.7 از 10
بازیگران
مارتین فریمن
یان مکلین
کیت بلانشت
کریستوفر لی
الیژا وود
اندی سرکیس
یان هولم

منبع:

41

Do You Ever Get The Feeling That You Were Meant To Do Something Extraordinary?

امروز آخرین قسمت از فصل اول بود.

آخرش خیلی غم انگیز بود موقعی که نیتن اومد پیش پیتر و حرفایی که کلر زده بودو زد که چمیدونم ... :((

نزدیک بود گریه م بگیره :|

این سایلر هم خیلی چیزه ها :-دبلیو

دلم میخواد جرش بدم :| و در عین حال حس دوست داشتنه خاصی بهش دارم. جیگره آخهههه. ولی من از شخصیت های منفور بدم میاااد .

پیتر عشخهههه :ایکس

از همون روز اول که دیدم عاشخش شدم ;;)

و واقعا میگم :|

تو عمرم اینقدر عاشق یه سریال نشده بودم. و میدونید؟ :( شانس هم که ندارم. تو ویکی پدیا رفتم دیدم اینو نوشته:

توقف ساخت
ساخت این سریال پس از پایان بخش چهارم از فصل چهارم متوقف شد. با اینکه در آخرین قسمت از فصل چهارم، عبارت "ادامه دارد..." مشاهده می شود، اما گویا بدلیل نظرسنجی ای که در امریکا صورت می گرفت و بر اساس آن بیننده ی این سریال خیلی کاهش یافته بود، این سریال متوقف شد.

گور بابای اون ملت :| من اینجااااااام من اینجااااااام من سریالو میخواااااام ادامه شو میخواااااااااام :|

فکر کنم اگه تو خارج بودم بعد مثلا بابام یه شخص سرشناسی چیزی بود به خواست من و پدرم سریال رو ادامه میدادن :| باور کن -_-

ولی به هر حال یه جا خوندم فصل پنجمش به صورت کمیک میاد بیرون :|

عزیزم من تو نارنیا زندگی میکنم. و دقت کنید. ن ا ر ن ی ا همه ی حروف ا ی ر ا ن رو داره. من میرم گریه کنم میام...

خب برگشتم :| ببینید تو ویکی پدیا دیگه چی نوشته:

در سال ۲۰۱۰ اعلام شد فصل جدیدی از قهرمان ها هرگز ساخته نخواهد شد و داستان با یک فیلم سینمایی (احتمالاً ) به پایان می رسد. تخیلی شدن بیش از حد، باعث ریزش قشری از مخاطبان و عملاً تبدیل قهرمانان به یک سریال کودکان شده بود.

کودکان؟؟؟؟؟ مردم قدرت تخیل ندارن به من چه :((((((((( برن بمیرن اون مردم :((((((((

ایش :( کاش لااقل اون فیلم سینمایی رو برای پایانش میساختن :-<

کاش...

به هر حال :) هیچ سریالی جای قهرمانان رو برام نمیگیره. هیچ وقت :)

http://up.vbiran.ir/uploads/Heroes_logo_34562137909143612007.png


منبع:

+ پست ۵۳

دایــی حمــیــد اومده با کلی سوغاتــی که شـاید خیلی کوچیکم نباشن .. 

به قول محمد : دایی حمیــد ریــپیــتی !! :| افسون : نشنید ولی من شنیدم !! :) ... احتمــآلا سال دیگه نمیــآن و میرن اروپــآگردی ... بخدا حق دارن :| فکر کنم نصف پولی رو که سوغاتی میخرنُ میتونن بدن برن هتل 5ستاره تو جزایــر قنــآری :|

حتــی فکرشــم نمیکردم که اینقدر دلــم دایــی علــی رو بخــآد .. البته این حرف دل خیلــیــآست ... :) :× آخ که چقـــدر جـــآش خـــآلیــه ... :( :× هرلحــظــه احســآس میشه 


+ دو قسمت از ومپــآیــرُ بالاخره دانلود کردم :دی

+  امروز با محمد حکم دو نفره بازی کردیـم ... کلــی تقلب میکردم بازم اون میبرد :|

+ دارم تمرین میکنم به زندایــی بگم افسون جــون !! :| اصن تو دهنم نمیچرخه لامصــب !! اونــم خیلی بدش میــآد میگم زندایــی !! :دی

+ امشب که 21 زدیــم ، فهمیدیــم ایــن دایــی مثِ اون دایــی نیست !! رحم و مروت نداره :دی همه ش بانک میخوند مثلا 5 تومــن بعد میگفت 1 پونده !! :| ولی امشب من خیلــی خوووووب بردم :دی

+ امشب داشتن دختــرا رو اینجــآ ترور میکردن که مگه دخــتر ارزش داره اینقدر که پول جهیزیه بدیــم و اینــآ ... خلاصه همه یه طرف منــم یه طرف ... جواب میدادم :|

+ فردا هدی امتحــآن زبان داره یـَنی همه چی یادش رفته ... امروز اینقدر باهم خندیدیم که نگووو :)) میگفت مــآی هازبــَــند :|

+ امشب عجیب دلم میخــآست یه بار دایــی علــی رو بقل کنم ... الانم که بهش فکر میکنم اشک تو چشمام جمع شد :( :×

+ :| نوچ نوچ نوچ نوچ ... خیــلــی بد شدم که اصن اس نمیدم :)) ...

+ به محمدحسین میگیم بهلــولــی :دی

اینم محض تنوع 

     


منبع:

Crap

it's just really cruel .everything you are so obsessed with or sensitive about is stolen from you.they just do not let you have it. seems like there is a pile of shit ready for you to deal with and this shit is just made of your obsessions in your dreams like everything you thought there is the most impo thing for you. 

Crap!!!


منبع:

ارزش

امروز نگاهم خورد به بطری حاوی مرکب زرشکی شبستری که با یکی از عزیزترین و خالص ترین انسانهایی که دیده ام از آن مغازه ی کوچک پرخاطره خریده بودیم. این بطری - که چند قطره ای بیش از محتویاتش باقی نمانده- هقته ی پیش در گیرو دار اسباب کشی چنان با وسواس چسبکاری شده که گویی شیشه ی عمرم را بسته بندی کرده ام. وسواسی که برای بطری عطرهای گرانقیمت به خرج نداده ام.

....
از مزایای هجرت چه از یک خانه باشد چه از یک شهر چه یک کشور، نوعی یادآوری داشته ها، ارزش و اولویت آنها در زندگی خود است. نوعی درک دوباره از نظام ارزشی یگانه ی خود که ممکن است در همراهی ناخودآگاه از عرف جامعه فراموش یا کمرنگ شده باشد.
وقتی می بینم مسوولیتی که در نگهداری یک پوسته ی تخم مرغ رنگ شده ی یک کودک که برایم از ایران هدیه نوروزی فرستاده یا یک پلاستیک حاوی یک مشت ماسه ی دریای شمال که یواشکی در بسته ی پستی ایران جاسازی شده تا به قول نوشته ی کودکانه اش، گیرنده اش بتواند بوی دریایی که همیشه شیفته اش بوده را استشمام کند، از نگهداری کامپیوتر شخصی ام بیشتر است و وقتی مثالهایی از این دست در جلو چشمانم صف می کشند، به لزوم بازنگری پویا در زندگی و کم کردن فاصله ی من کنونی با من آرمانی ، هر روز و هر لحظه، به هدف خود بودن و خود زندگی کردن و نه دیگری را زیستن، بیشتر و بیشتر واقف می شوم.

منبع:

Who's Imam Hussain?

Al-Hussein ibn Ali ibn Abi Talib was the son of Ali ibn Abi Ṭalib and Fatimah Zahra and the younger brother of Hasan ibn Ali.


منبع:

Bbinid chi bhm mige

کی جز تو؟؟

کاش میشد دنیا وایسه برگردم برم عقب نذارم بیاااااااااااااااای

 خخخخخخخخ

چیه فک کردی خوشم میاد از تو؟

 کور خوندی شدید

 برو به جهنم خخخخ :(


منبع:

t.w.i.t.t.e.r update daehyun

daehyun نوشته:

 الان دقیقا 600 روزه…wow ! زمان خیلی سریع پرواز میکنه. به خاطــر اینکه بیبی های ما باهامون بودن ما نفهمیدیم چه قدر زمان گذشته. امیدوارم همتون چوسوک شادی داشته باشید. مهم نیست بقیه چی میگن بیبی ها بهترینن. ممنونم!

(چوسوک ینی همون روز شکرگزاریشون)


Shia Upload .::. شیعه آپلود





منبع:

Drama ‘Beautiful Man’ goes on air on KBS2 in November


تاریخ پخش سریال مرد زیبا توسط گروه هشت

و
دارایی های شرکت آناناس تایید شد.


20   نوامبر :)))))
که میشه 29 آبان :)))




9980781975_55506835d5.jpg 


نمایش سریال مرد زیبا بعد از درام "راز" و در شبکه
KBS2 که 4 شنبه و 5 شنبه ها پخش میشده،خواهد بود
 و قسمت اول قراره روز 20 ام نوامبرنمایش داده بشه.
(پس معلومه حسابی سر سوکی
شلوغه چون زیاد به پخش سریال نمونده)




9980849926_d54de0e505.jpg


از این درام ب شدت در هر دو حالت، خارج و داخل صنعت
پخش انتظار می رود 
به خاطر چند دلیل که به شرح زیر
 است. کاریکاتور های اصلی توسط چان کیو یانگ کشیده
شده است که یک کاریکاتوریست شناخته شده خوب است
نویسنده ی نمایشنامه  Yoo Young-A که نویسنده ی  فیلم "
هدایای اتاق 7" است که مورد علا قه ی 1.2 میلیون بیننده
 بوده. شرکت تولید گروه 8که بسیاری از نمایشنامه  های
موفق ماننده "پسران برتر از گل" ،  "عشق در کاخ" و
 "زوج فانتزی" را تولید کرده است. و دارایی شرکت آناناس ،
همچنین یک شرکت برای تولید محتوای فرهنگی به
این پروژه می پیوندد. مثل این، بسیاری از افراد دریگر در این
دارم جدی و  مصمم این پروژه را آماده می کنند.



9980782055_536f528f9b.jpg


داستان درام مرد زیباکه درباره ی  Dokgo Ma-Te خواهد بود
که از زیبایی چهره و حس ذاتی خود برای دزدین قلب زنان
استفاده می کند، و در نهایت از طریق سوابق 10 زن به معنای
واقعی عبرت گرفت از عواملی موفق مانند پول،قدرت،شهرت
و مهم تر از همه، او در نهایت مهم ترین ارزش عشق را از طریق
 قهرمان زن داستان بو دونگ آموخت،کسی که فقط عاشق او بود.


9980917383_af956dbee5.jpg


در حال حاظر، جانگ کیون سوک که شاهزاده ی آسیا

نامیده می شود به عنوان بازیگر نقش اصلی کارکتر

Dokgo Ma-Te. و Lee Jang Woo نقش  David Choi

را بازی خواهد کرد. David Choi مثل یک روح آزاد به نظر

می رسد، اما "ذهن زیبای مرد(انسان)" تنها در برابر"مرد زیبا"

Dokgo Ma-Te هشدار می دهد. Dokgo Ma-Te و دیوید چوی

رقیب یک دیگر هستند! قهرمان بو دونگ چه کسی خواهد شد؟؟


جدی کی می خواد بازی کنه بقیه ی بازیگرا چی تاحلا

فقط دوتا نقش، بازیگراش مشخص شده. من که از کارای

اینا سر در نیوردم نوامبر چیجوری قراره پخش بشه وقتی

هنوز حتی بازیگر نقش اول زنش معلوم نیست؟


منبع:

...

تن آدمـ هرچقــد خســتهـ باشه با یه دل شــاد خستگی براش بی مــعنی میشــه

ولــی اگـهـ دل آدمـ خستـهـ و شکسته بآشــه

تن آدمـ هرچقـــد جون داشــته باشــه بازمـ کــمـ میآره یهـ گوشــه میشینه ...


منبع:

t.w.i.t.t.e.r update young jae


노래 좋다~~~“@jieuntown:♥♥jc지은 마이너스의 'little boy'
디지털싱글 음원 발매 되었습니다.
노력한만큼많은관심과 사랑 부탁드릴게요~^^ ♥♥

آهنگ خوب ~ ~ ~ "@ jieuntown: ♥ ♥ JC ساخته شده منهای پسر کوچک '
یک منبع دیجیتال تک آهنگ منتشر شد.
به خاطـر تلاش بسیار نیازمند توجه و عشق شما هستیم ~ ^ ^ ♥ ♥

(واقعا کره کشوره موسیقیه هر لحظه یه آهنگ یه منبع)

Shia Upload .::. شیعه آپلود




منبع:

92/3/31

۱ شهریور

 

چند رباعی از من در سایت پارسی زبانان بخوانید

 

۲۰ تیر

بازا که در فراق تو چشم امیدوار                   چون گوش روزه دار به الله اکبر است

                  سعدی

آنکه در زلف پریشانش دل ما جمع بود          جمع ما را هم چو زلف خود پریشان کرد و رفت

رفتی و دل بردی و جان من از غم سوختی       باز گرد آخر، که چندین ظلم نتوان کرد و رفت

             هلالی جغتایی

۱۴ تیر

از بس که شکستم و ببستم توبه        فریاد همی کند ز دستم توبه

دیروز به توبه ای شکستم ساغر       و امروز به ساغری شکستم توبه

                     بوسعید

۱۰ تیر  

از بس که مرا دولت بیدار کم‌ است            گفتن نتوان که تا چه مقدار کم‌ است

رنجی‌ست فراقت که کمش بسیارست      عیشی‌ست وصال تو، که بسیار کم است

                 هلالی جغتایی

۵ تیر

پـنـجـم تــیــرمـاه تـولـد  دوسـت عـزیـزی ست، تـولـدت مبــارک...

امروز برحسب اتفاق از نرم افزار موبایل با مرتضی عابدپور شروع کردیم به فال حافظ گرفتن، بعد از چند بار اونقدر از غزلیات لذت بردیم که پشت سر هم شروع کردیم به خوندن ، یکی من یکی مرتضی ، تقریبا این ماجرا بیش از ساعت ادامه داشت . بعدش منم شب یه تعدادی از غزلیات رو خوندم بعضی ها رو هم اسمس کردم که بعضی از بیتاش خیلی قشنگ بود مثلا...

  روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم              که  پریشانی این سلسله را آخر نیست

بس تجربه کردیم در این دیر مکافات        با درد کشان هر که در اقتاد برافتاد

سرِ خدا که عارف سالک به کس نگفت     در حیرتم که باده فروش از  کجا شنید ؟

  مرا امید وصال تو زنده می دارد           وگرنه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم         وگر تو زهر دهی به که دیگری تریاک

در مذهب  ما باده حلال است ولیکن        بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

 


ب روز می شوم تا نوشتن یادم نرود

از حال و هوای روز عیدم پیداست

*عیـدٍ بی تو برای من بی معناست 

من از غم توی آینه فهمیدم

امسال دوباره سال تنهایی هاست

 

از کشتن هر چراغ باید ترسید

از حیله ی شوم زاغ باید ترسید

دلبسته ی آرامش این شهر نباش

در هر نفس از نفاق باید ترسید

 

بی تاب تر از پیمبر کنعانم

کم سو شده بعد سال ها چشمانم

هرچند گرفته جنگ پاهایم را

*پای عهدی که بسته ام می مانم

 

دل را به شراب می زنم تا شاید...

بر چهره نقاب می زنم تا شاید...

عمری ست که از ترس ظهورت خود را

هر جمعه به خواب می زنم تا شاید...

جمعه  ۳۱ خرداد

*در دو مصرع از اختیار استفاده کردم، اشکال وزنی محسوب نمی شود


منبع:

Drama ‘Beautiful Man’ goes on air on KBS2 in November


تاریخ پخش سریال مرد زیبا توسط گروه هشت

و
دارایی های شرکت آناناس تایید شد.


20   نوامبر :)))))
که میشه 29 آبان :)))




9980781975_55506835d5.jpg 


نمایش سریال مرد زیبا بعد از درام "راز" و در شبکه
KBS2 که 4 شنبه و 5 شنبه ها پخش میشده،خواهد بود
 و قسمت اول قراره روز 20 ام نوامبرنمایش داده بشه.
(پس معلومه حسابی سر سوکی
شلوغه چون زیاد به پخش سریال نمونده)




9980849926_d54de0e505.jpg


از این درام ب شدت در هر دو حالت، خارج و داخل صنعت
پخش انتظار می رود 
به خاطر چند دلیل که به شرح زیر
 است. کاریکاتور های اصلی توسط چان کیو یانگ کشیده
شده است که یک کاریکاتوریست شناخته شده خوب است
نویسنده ی نمایشنامه  Yoo Young-A که نویسنده ی  فیلم "
هدایای اتاق 7" است که مورد علا قه ی 1.2 میلیون بیننده
 بوده. شرکت تولید گروه 8که بسیاری از نمایشنامه  های
موفق ماننده "پسران برتر از گل" ،  "عشق در کاخ" و
 "زوج فانتزی" را تولید کرده است. و دارایی شرکت آناناس ،
همچنین یک شرکت برای تولید محتوای فرهنگی به
این پروژه می پیوندد. مثل این، بسیاری از افراد دریگر در این
دارم جدی و  مصمم این پروژه را آماده می کنند.



9980782055_536f528f9b.jpg


داستان درام مرد زیباکه درباره ی  Dokgo Ma-Te خواهد بود
که از زیبایی چهره و حس ذاتی خود برای دزدین قلب زنان
استفاده می کند، و در نهایت از طریق سوابق 10 زن به معنای
واقعی عبرت گرفت از عواملی موفق مانند پول،قدرت،شهرت
و مهم تر از همه، او در نهایت مهم ترین ارزش عشق را از طریق
 قهرمان زن داستان بو دونگ آموخت،کسی که فقط عاشق او بود.


9980917383_af956dbee5.jpg


در حال حاظر، جانگ کیون سوک که شاهزاده ی آسیا

نامیده می شود به عنوان بازیگر نقش اصلی کارکتر

Dokgo Ma-Te. و Lee Jang Woo نقش  David Choi

را بازی خواهد کرد. David Choi مثل یک روح آزاد به نظر

می رسد، اما "ذهن زیبای مرد(انسان)" تنها در برابر"مرد زیبا"

Dokgo Ma-Te هشدار می دهد. Dokgo Ma-Te و دیوید چوی

رقیب یک دیگر هستند! قهرمان بو دونگ چه کسی خواهد شد؟؟


جدی کی می خواد بازی کنه بقیه ی بازیگرا چی تاحلا

فقط دوتا نقش، بازیگراش مشخص شده. من که از کارای

اینا سر در نیوردم نوامبر چیجوری قراره پخش بشه وقتی

هنوز حتی بازیگر نقش اول زنش معلوم نیست؟


منبع:

ببخشيد@@@

ببخشيد كه دير به نظراتتون جواب دادم مسافرت بوديم تازه سوغاتي هم اووردم خيلي بخواطر اين پست جديدم يعني جك پرسيدند اين تو كارتون كاراته كاها بازي مي كنه@@@


منبع:

«نرمش قهرمانانه» ؛ اشاره ظریف رهبری به «صلح امام حسن»

نرمش قهرمانانه، یادآور کتابی است که خود آیت الله خامنه ای در 30 سالگی (سال 1348 خورشیدی) ترجمه کرده اند.( صلح الحسن نوشته شیخ راضی آل یاسین). مترجم عنوان صلح امام حسن؛ پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ" را برای آن در نظر گرفت.
  مقام معظم رهبری در دیدار روز سه شنبه 26 شهریورماه با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته اند:« من مخالف حرکت های صحیح دیپلماسی نیستم. بنده معتقدم به آنچه سال ها پیش، نرمش قهرمانانه نام گذاری شد.»

در ذهن شنونده این سخن و خواننده این عبارت، این پرسش شکل می گیرد که اصطلاح مورد اشاره آیت الله خامنه ای (نرمش قهرمانانه) برساخته کیست و رهبری به کدام نام گذاری اشاره می کنند؟

 "نرمش قهرمانانه" ، یاد آور کتابی است که خود آیت الله خامنه ای در 30 سالگی (سال 1348 خورشیدی) ترجمه کرده اند.

کتاب «صلح الحسن» نوشته « راضی آل یاسین»- متولد 1869  و متوفی به سال 1953میلادی- که در فارسی اول بار توسط  روحانی جوان و مبارزی به نام «سید علی خامنه ای» ترجمه شد.

مترجم به سبب باورهای شیعی ترجیح داد عنوان کتاب را به «صلح امام حسن» ترجمه کند و ذیل آن نیز عبارت « پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ» را بیاورد. جالب این که متن ترجمه مفصل تر از اصل عربی است به این خاطر که مترجم ذوق ادبی و علاقه خود به استفاده از واژه های فاخر در زبان فارسی را نیز به کار گرفته است.

5 سال بعد یک خراسانی دیگر (فخرالدین حجازی) نیز باز این کتاب را ترجمه کرد و تفاوت آن دو در وهله نخست در همان عبارت « پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ» است.

آیا اشاره ظریف و گذرای رهبر معظم انقلاب به این که « معتقدم به آنچه سال ها پیش نرمش قهرمانانه نامگذاری شد» یادآوری عنوان جانبی همان کتاب در 44 سال پیش  و صحه گذاری  غیر مستقیم بر سیاست تنش زدایی و صلح طلبی نیست که با شیوه های جدید توسط دولت دکتر حسن روحانی دنبال می شود؟  اقتضای رهبری و تجربه 34 ساله البته افزودن قید « به یاد داشتن حریف و دشمن» است.


منبع:

برای شناخت امام صادق(ع) این کتاب‌ها را بخوانید


کتابستان با هدف معرفی کتاب‌هایی که درباره صاحب فقه جعفری امام صادق(ع) کتاب‌هایی را معرفی کرده است.
۱.پیشوای صادق
مقام معظم رهبری
دفترنشر فرهنگ اسلامی
این کتاب نوشتاری از مقام معظم رهبری است که پیرامون فلسفه امامت امام صادق(ع)، فراز و نشیب‌های دوره‌ امام صادق(ع)-وجود تشکیلات پنهانی سیاسی- ایدئولوژیک امامان(ع) به نگارش درآمده است.

۲. پرتوی از زندگانی امام صادق
نورالله علیدوست خراسانی
دفتر نشر فرهنگ اسلامی
«پرتوی از زندگانی امام صادق(ع)» اثری است که به طور جامع به زندگی امام صادق(ع) از تولد تا شهادت این امام بزرگوار پرداخته و به همین دلیل مطالعه آن به محققان، دانشجویان و طلاب حوزه مطالعات دینی پیشنهاد می‌شود. این کتاب در دو فصل تنظیم شده است؛ که نگارنده در فصل اول با عنوان «امام صادق(ع) و بنی‌امیه» پیرامون خلفای اموی عصر امامت امام صادق(ع) و علل انقراض و نابودی سلسله اموی بحث کرده و در فصل دوم با عنوان «امام صادق(ع) و بنی‌عباس» درباره انقراض حکومت بنی‌امیه و ابتدای حکومت بنی‌عباس به بحث پرداخته است.

۳.مکتب دار
مهدی قزلی
شرکت کتاب‌های جیبی سهامی خاص
داشتن سیره و روش اخلاقی و رفتاری که یکی از بهترین اصول زندگی فردی و اجتماعی محسوب می شود امروز بیش از هر زمان بشر نیازمند آن است در واقع بسیاری از مشکلات پیش روی انسان ناشی از فقدان اخلاق فردی و اجتماعی افراد جامعه بشری است. اینجاست که خلأ وجود اصول اخلاقی مبتنی بر فطرت بشری به چشم می خورد. بنابراین برای رفع این معضل بزرگ جهان امروز ناگزیر باید به بزرگترین اساتید و معلمان اخلاق در طول تاریخ مراجعه کرد و با الگو گرفتن از رفتار شان و گوش سپردن به گفتارشان بر این مهم فائق آمد و آنان نیستند جز ائمه از خاندان پاک رسالت و نبوت یعنی امامان معصوم شیعه که به اعتراف خاص و عام بهترین الگو در رفتار اسلامی هستند.

۴. امام صادق علیه السلام
نویسنده: علامه محمد حسین مظفر
ناشر: موسسه نشر اسلامی
کتاب امام صادق(ع) در دو بخش و در ۴۵۶ صفحه توسط علامه بزرگوار شیخ محمد حسین مظفر که از عالمان برجسته فقه و اصول و تاریخ و ادبیات در حوزه نجف اشرف به شمار می آمد به عربی نگاشته شده است.

این کتاب از منابع مهم و معتبر در بررسی شخصیت امام صادق(ع) و ابعاد والای آن به شمار می آید. در پیشگفتار اشاره می کند از آنجا که اطلاع از زندگانی امام صادق(ع) بستگی به شناخت ماهیت دو حکومت اموی و عباسی دارد که امام در دوران سلطه سیاسی آنان می زیسته است و نظر به اینکه لازم است چگونگی رفتار این امام را با امام ششم و به طور کلی با اهل بیت بازشناخته شود و بدانیم اهل بیت(ع) کیستند؟ مباحثی را در جهت دست یابی به همین شناختها مطرح می کنیم برای اینکه در پرتو آن بررسی و تحقیق کوتاه خواننده به این نکته وقوف یابد که چرا امام ششم از امامان دیگر در رشد علوم و معارف گوناگون توفیق یافته و به بسط و شرح آن پرداخته است؟ و چرا امام صادق(ع) بیش از امامان قبل و بعد خود مردم را به سوی اخلاق نیکو و فضایل انسانی فراخوانده است؟ و چرا این امام بزرگوار دوستان و مریدان خاصش را هم از اظهار دوستی و حتی رفت و آمد علمی که ما تقیه اش می نامیم بازداشته است. در پیشگفتار خواننده بیش از آنکه تفصیل زندگانی امام را بداند اجمالی از حیات پر ثمر آن پیشوای برحق و راستین در پیش رویش جلوه گر خواهد شد.

۵.ابعاد شخصیتی وزندگی امام صادق
احمد پاکتچی
دانشگاه امام صادق
«ابعاد شخصیت و جایگاه امام صادق(ع)» با هدف آشنایی با ابعاد شخصیت و جایگاه امام صادق(ع) در قالب ۲۳ فصل (مقاله) به نگارش در آمده است. در فصل اول ضمن بررسی زندگانی بابرکت امام ششم(ع)، در مورد شرایط سیاسی ـ اجتماعی و فضای علمی ـ فرهنگی آن زمان بحث و بررسی شده است. فصل دوم در مورد شرایط علمی و فرهنگی در عصر امام صادق(ع) و بستر شگل‌گیری مذهب جعفری بحث و بررسی صورت گرفته است. در واقع در این فصل از سویی تنوع اندیشه‌های کلامی و فقهی و از سوی دیگر بستر شکل‌گیری مذهب جعفری در بافتی معین تبیین گردید.

فصل سوم در صدد آن است که یافته‌های کلان و فرانظری مطرح شده توسط حضرت امام صادق(ع) به ویژه در زمینه‌های اجتماعی را کشف نماید. بر همین اساس در این فصل در مورد سنخ‌شناسی گفتمان امامان معصوم(ع)، کشف و تحلیل رویکردهای اجتماعی در گفتمان روایی امام(ع)، جریان شناسی فرهنگی ـ اجتماعی روایات امام(ع) محورها و عناصر گفتمان‌های اجتماعی دینی در روایات امام(ع)، نظریه‌های اجتماعی برساخته از روایات امام(ع) و رویکردهای نشانه‌شناسی در گفتمان روایی امام صادق(ع) بحث شده است.

فصل چهارم دیدگاه‌های سیاسی امام صادق(ع) مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل پنجم ابتدا نظریه‌های همسو ناهمسو با دوگانه سیاست - اداره مطرح شده و سپس به مدد رویکرد نهادگرایان، سعی شده است برخی از آموزه‌های امام صادق(ع) در باب تئوری‌های اداره امور مورد تامل قرار گیرد. در فصل ششم سعی شده است با مطالعه احادیث آن امام بزرگوار، به بررسی تکامل انسان که مفهومی فراتر از رشد و به حد تام رسیدن را در بر دارد، با رویکرد گرایش‏های جمع ‏گرایانه پرداخته شود.

در فصل هفتم ابعاد و جایگاه علوم انسانی در میراث فکری امام صادق(ع) مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل هشتم سعی شده است به منظور مطالعه‌ای فرااخلاقی، نظام اخلاقی مکتب آن حضرت با نظام اخلاقی متعارف و مشهور مورد مقایسه قرار گیرد تا در مورد ساختار کلی آن، ‌تصور روشن‌تری به دست آید.

۶. مسند الامام الصادق علیه السلام
عزیز الله عطاردى
عطارد، تهران‏
عزیز الله عطاردى از عالمان و محققان معاصر، از سالها پیش به جمع آورى اخبار و روایات ائمه معصومین روى آورده و آنها را در مجموعه ‏هایى با عنوان مسند الامام... به نام هر یک از ائمه ارائه کرده است. مسند الامام المجتبى، مسند الامام الشهید، مسند الامام السجاد تا مسند الامام العسکرى علیهم السلام موجود است و على القاعده مسند دو امام اول و آخر هم عرضه خواهد شد.


۷. زندگانی امام صادق جعفربن محمد علیه السلام
سید جعفر شهیدی
دفتر نشر فرهنگ اسلامی
پژوهشی تحلیلی در زندگانی امام جعفر صادق (ع) است. اهم عناوین آن چنین است: شرح ولادت امام جعفر صادق (ع) و خاندان و فرزندان آن حضرت، سخنان برخی دانشمندان غیر شیعی در مورد ایشان، اوضاع سیاسی زمان امام صادق در دوره امویان، مهدویت در صحنه سیاست، قیام مختار، قیام زید و یحیی بن زید، نهضت عباسیان، قیام محمد نفس زکیه و نپذیرفتن بیعت از سوی امام صادق، رونق بحثهای کلامی در منطقه شرق اسلامی، معارضه زندیقان با امام صادق، فقه در عصر پیامبر (ص) و ادوار خلفا و ائمه (ع)، روزگار امام باقر و امام صادق (ع)، انتشار فقه شیعه، مدینه در روزگار امام صادق، نظر دانشمندان اهل سنت درباره فقاهت آن حضرت، زاهد نمایان عصر امام صادق، ستمگریهای عباسیان و شهادت امام صادق توسط منصور، شرح برخی از فضایل اخلاقی آن حضرت و موضوعات تاریخی عصر امام صادق و ارائه گزیده‏ای از نصایح ایشان، شعرهای منسوب به امام صادق

۸. امام صادق ومذاهب اهل سنت
اسدحیدر
دانشگاه ادیان ومذاهب
کتاب حاضر اثری مهم درباب شناخت شخصیت امام صادق(ع) و شرایط زندگی علمی و سیاسی و فرهنگی آن حضرت و تطبیق مبانی فکری و فقهی و کلامی ایشان با دیگر شخصیت های علمی مذاهب دیگر است، یکی از امتیازات این کتاب، توجه مولف به ابعاد گوناگون بحث تطبیقی میان مذاهب است.

۹.پندهای امام صادق به رهجویان صادق
علامه محمد تقى مصباح یزدى
موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره)
شرح و تفسیر یکى از احادیث منقول از امام صادق(ع) است. این حدیث مشتمل بر پاره‏اى از وصایا و سفارش‏هاى امام صادق(ع) به یکى از اصحاب خود به نام عبدالله بن جندب است. سخنران بر محور حدیث یادشده، سلسله سخنرانى را با عنوان درس اخلاق ترتیب داده و به بیان فضایل اخلاقى و راههاى کسب آن و معرفى رذایل اخلاقى و شیوه ‏هاى دور ماندن از آن پرداخته است. این سخنرانى‏ها در ۲۸ عنوان به بیان فضایل اخلاقى و راههاى کسب آن و معرفى رذایل اخلاقى و شیوه ‏هاى دور ماندن از آن پرداخته است. این سخنرانى‏ها در ۲۸ عنوان تنظیم و تدوین شده است. برخى از عنوان‏هاى مزبور عبارت است از دوستان واقعى اهل بیت، محاسبه نفس، نشانه ‏هاى ایمان، خوف و رجا، شادى از دیدگاه اسلام، دام‏هاى شیطان.



۱۰. دیدنی‌های خدا -شگفتی‌های آفرینش در سخنان امام صادق علیه السلام
مهدی وحیدی نصر
نشر جمال
کتاب دیدنی های خدا ( شگفتی های آفرینش در سخن امام صادق علیه السلام ) ترجمه توحید مفضل به زبان کودکان و به صورت شعر است. در بخشی از کتاب آمده است: بر ماست که کودکان خود را از همان نخستین سال های زندگی، با توحید و خداشناسی آشنا کنیم و پیوند دوستی خود را با خدای مهربان هر روز محکم تر سازیم. یکی از بهترین راه های آشنا کردن کودکان با خدا، توجه دادن آنان به شگفتی های آفرینش است. اینک به صفحه سه از جلد اول شگفتی های خلقت زنبور توجه کنید.

۱۱. فصل چیدن
محسن هجری
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
در «فصل چیدن»، سعید بن ثابت رهسپار کوفه شده و با هنگام بن سالم، که دارای مغازه علافی (علوفه و کاه) است، برخورد می‌کند. هشام با مشاهدة سعید از او می‌خواهد تا به عنوان شاگرد در مغازه‌اش کار کند. او در کنار یاد دادن فنون کاسبی به سعید به او آداب اخلاق را نیز می‌آموزد. از جمله این که از او می‌خواهد تا به کوفه نزد پدر و مادرش برود و با آنها به نرمی برخورد کند. مجموعة حاضر حاوی هشت داستان کوتاه است که یکی از آنها «فصل چیدن» نام دارد. عناوین دیگر داستان‌ها عبارت است از: آتشی به لطافت بنفشه‌ها؛ آخرین موج؛ طلوع ستاره؛ یک سبد خاطره؛ پدر خاک.


منبع:

از خون جوانان وطن لاله دميده ....

امشب يك بنده خدايي در مورد شهدا صحبت ميكرد 


به خودم ميگفتم چطور اينقدر خدا بهش توان داده در مورد شهدا صحبت ميكنه ....


واقعا با اين وضعي كه شاهد اون هستيم .... 


شرمندگي بسه، يكم درعمل پيرو راه شهدا باشيم...


منبع:

بدون عوووونوووواننننن

سلامی ب گرمی ی هات داگ با پنیرو سس

 اضافه تنگش و سردی ی کوکا با گازه خفنش

 ب رژااااان جونم...


کاش چیزی ک گفتی ب واقعیت تبدیل بشه...


دیشب ساعت7 صب خابیدم! ه ب جملم دقت نکن!!

ساعت 7 عصر ازجام بلن شدم ناهار و شام خوردم و

 رفتم اموزشگا...10 برگشتم و شام خوردم 

واااااااااااااای

 جات خالی چ دسری درس کردممممم


معجون شیرررر موز شکلاتتتت.وای وای وای

نام نامممممم بود خفننننننن.

خب دیگ ضر مف زیاد زدم.الانم گیتارم تو بغلمه دارم

 تمرین میکنم فلا شب بخیر:*


منبع:

باد ما را خواهد برد

در شب کوچک من، افسوس

باد با برگ درختان میعادى دارد

در شب کوچک من دلهره ویرانیست

 

گوش کن

وزش ظلمت را مى شنوى؟

من غریبانه به این خوشبختى مى نگرم

من به نومیدى خود معتادم

گوش کن

وزش ظلمت را مى شنوى؟

 

در شب اکنون چیزى مى گذرد

ماه سرخست و مشوش

و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است

ابرها، همچون انبوه عزاداران

لحظه باریدن را گوئى منتظرند

 

لحظه اى

و پس از آن، هیچ.

پشت این پنجره شب دارد مى لرزد

و زمین دارد

باز مى ماند از چرخش

پشت این پنجره یک نامعلوم

نگران من و تست

 

اى سراپایت سبز

دستهایت را چون خاطره اى سوزان، در دستان عاشق من بگذار

و لبانت را چون حسى گرم از هستى

به نوازش هاى لبهاى عاشق من بسپار

باد ما را با خود خواهد برد

باد ما را با خود خواهد برد


فروغ فرخ زاد



منبع:

...

تن آدمـ هرچقــد خســتهـ باشه با یه دل شــاد خستگی براش بی مــعنی میشــه

ولــی اگـهـ دل آدمـ خستـهـ و شکسته بآشــه

تن آدمـ هرچقـــد جون داشــته باشــه بازمـ کــمـ میآره یهـ گوشــه میشینه ...


منبع:

37

تابستون

این تابستون اصلاً تابستون نیست

خیلی مزخرف و ... :(

و هر کاری هم که میکنم نمیتونم خوشحال باشم :|

نه اینکه نباشم... یعنی چطور بگم

عینه اون قدیم ندیما از تابستون لذت نمیبرم :-w


دوست

دلم میخواد با یکی دوست بشم. ولی نمیشه انگار خودش نمیخواد یا چمیدونم. تا میام حرف بزنم حرفو تموم میکنه. یعنی دیگه جایی برای ادامه دادن صحبت نمیمونه. :/ و من هم نمیخوام اینطوری باشه! چون اینطوری حس میکنم که اون فکر میکنه هر دفعه که کارش دارم بهش پی ام میدم یا چمیدونم... :(

همینطوریش دوست پیدا کردن سخت هست برام الآن دیگه کلاً مشکله انگار..فقط انگار برام آیناز،مریم و سعیده موندن. :|


اعتماد

اعتماد! دیگه واقعاً به یک بنده خدایی اعتماد ندارم. :| از یک ور خودش یک چیزی میگه از یک ور دیگه یکی دیگه راجع به اون حرف یه چیز دیگه میگه... به هر حال مهم نیست. چون برای خودشم اهمیت نداره اگه دیگه بهش اعتماد نداشته باشم. اینطور به نظر میرسه.


همچنان خواب

خیلی ها در حینی که بیدارن خوابن. نمیدونن دور و برشون چی میگذره. فکر میکنن همه چیز اون چیزیه که خودشون فکر میکنن. فقط اگه من براشون تعریف کنم چیزایی که میدونم رو ... قیامت به پا میشه :) و این هم تقصیر کسیه که بهش اعتماد ندارم. 


عقب

به عقب که نگاه میکنم خیلی چیزا با الآن فرق کرده. و نمیدونم چرا که هرچی بیشتر به عقب نگاه میکنم بیشتر دلم میخواد تو عقب بمونم.


___________________________________________

+ دلم برای خنده های مسخره مون تنگ شده. خنده هایی که بی هیچ دلیلی شروع میشدند و بی هیچ دلیلی تموم میشدند. دلم برات تنگ شده. :(

+ چقدر دلم میخواست این آپم شاد و شنگول باشه و پر از چیزای وان دی باشه... حالا ببین...

+ بعضی وقتا بعضیا منو وارد رقابتی میکنن که حتی خودم ازش خبر ندارم

+ حس میکنم annoying هستم

+ No matter what i do I'll never be good enough.


منبع:

...

من آن رندم که عصیان پیشه دارم
بدستی جام و دستی شیشه دارم
اگر تو بیگناهی رو ملک شو
من از حوا و آدم ریشه دارم


بابا طاهر همدانی


منبع:

فیلم پیشنهادی هفته (2) : Django unchained + معرفی فیلم + نقد و بررسی فیلم

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنیدنام:  Django1.jpgمشاهده: 214حجم:  23.7 کیلو بایت

مقدمه:
از زمانی که انسان به یاد می­آورد ظلم و ستم در زندگی او جای داشته است و همیشه انسان هایی که بر علیه ظلم بر می خیزند نماد قدرت و پاکی و خیر می شوند. نظام برده­داری از گذشته­های بسیار دور در بین انسان­ها رایج و از ظالمانه­ترین کارهای انسان­ها بوده است و در این بین بیشترین ظلم بر سیاه پوستان آفریقایی واقع شده است. آنها را از سرزمینشان، مردمشان و اقوامشان به اجبار ربوده و به کشورهای اروپایی و آمریکایی برای برده­داری می­بردند. به­راحتی کودکان سیاه را از مادرانشان و همسران را از یکدیگر جدا کرده و تا ابدیتی تحقیر آمیز و سخت برای کار اجباری به مزارع و معادن می­فرستادند. هر از چند گاهی برده­ها علیه اربابانشان می­ایستادند و چه موفق یا ناموفق، به اسطوره­های مردم ضعیف تبدیل می­شدند.
فیلمنامه جانگو که توسط کوئنتین تارانتینو نوشته شده است در مورد برده­ای سیاه پوست است که به همراهی یک آلمانی انسان دوست و دشمن برده­داری، به کشتن سفید پوستان برده­دار می­رود. 


کارگردان: کونتین تارانتینو
تهیه کننده: استیسی شر، رجینالد هالدین، پیلار سیوون
فیلم نامه: کونتین تارانتینو
موزیک متن: الایانا بوینتون
فیلم­بردار: روبرت ریچاردسون
تدوین: فرد راسکین

بازیگران:
جانگو: جمی فاکس
دکتر شولز: کیریستوف والتز
کالوین کندی: لئوناردو دی کاپریو
استفن: ساموئل ال جکسون
برومهیلدا: کری واشینگتون

سایر:
ژانر: درام، رمنس، جنگ
درجه نمایش: R
استودیو ساخت: ا بند آپارت
توزیع کننده: کلمبیا پیکچرز (توزیع بین المللی)
وینستن کمپانی (توزیع در امریکا)
اکران: 25 اکتبر 2012
مدت زمان: 165 دقیقه
ساخته شده توسط: آمریکا
زبان: انگلیسی، آلمانی
بودجه: 100 میلیون دلار
فروش کل فیلم: 420 میلیون دلار

منبع:

33

اولین روز یادمه اصلاً باهات سلام و احوال پرسی نکردم. روز بعدش یادمه تو اومدی سلام کردی و با هم دوست شدیم.

میدونی؟ هنوزم دلم میخواد به اون دوران برگردیم و مثل هر روز صبح که زود میرفتیم مدرسه بریم پشت دکّه ی مدرسه قایم بشیم و حرف بزنیم. دلم برا اون روزا تنگ شده.

یادمه یه بار چندتا از بچه ها مشکوک شده بودن ازم پرسیدن من که صبح زود میام مدرسه بعدش چی میشم؟؟ :)))

یادته میرفتیم تو ساختمونای جلوی دبیرستان الیاس (یا علی یاس:|) سوار آساسنسور میشدیم؟ :)) یادمه رفتم عینه بچه ننه ها برا مامانم تعریف کردم دعوام کرد. :|

جوجو رو که یادته؟ ;;)

خیلی چیزای دیگه هست که میخوام بگم ولی باید یه راز بمونن چون اگه مِنشِن کنمشون (ذکر کنمشون) برام بد میشه :| چیزای بینه دو تا دوست که نباید فاش بشن :-"


سال بعدش یادمه کلّی ذوق و شوق داشتم که قراره با پریا همکلاس بشم ولی خب اون اصن توی مدرسه ثبت نام نکرده بود ولی باز مهم نبود چون به هر حال فاطمه بود.

بعدش هم که دیدم تو هم تو کلاسمی خوشحال شدم. فکر کنم روز اول مدرسه نیومدی....یا اومدی. نمیدونم فقط یادمه با فاطمه جلو در مدرسه بودیم که بعد تو پدیدار شدی و یادمه راجع به زخم روی بینیت پرسیدیم که گفتی افتادی زمین اینطوری شده. :|

نمیدونم چرا ولی جداً انگار تو این سه سال تحصیلی هیچی درست حسابی یادم نمیاد. به هر حال فقط یادمه تو تو ردیف جلویی من مینشستی و یادمه تغذیه هامونو نصف میکردیم :-"

بچگانه به نظر میرسه ولی هنوزم این کارو دوست دارم.

هرچند تو این دوسال با چند نفر دیگه هم تقسیمشون کردم. :-L


اوکی خب بریم سال بعد

باز هم :-" هیچی یادم نمیاد جز اون داستانمون کیمیا و کی؟ :| اسمه پسره یادم نمیاد :-s مهم نیست به هر حال :| نصفه کاره موند :-L

این رو متذکر بشم که اگه این سال رو پیشم نمینشستی نمیدونستم باید چیکار میکردم :)) مشکلاته دیگه :-" خدا رو شکر حل شدن :)

و باز هم اون کار بچگانه. تغذیه نصف کردن. "مه گوستا"

وبلاگ! جدی دلم میخواد دوباره به این سال برگردم و دوباره همه چیو راجع به وب از اول شروع کنیم و بهت یاد بدم :| روزای خوشی بودن :| متذکر بشم که اگه آیناز و وبش نبود شاید وبای ما هم نبود :D آپ هایی که تو وبت کردمو یادمه + قالباشو . یادمه میخواستی برای وبت چت باکس بزاری بعد من داشتم از پای نمیدونم چی(پی سی/موبایل) بهت میگفتم چیکار کنی بعد دیدم ریدی کلاً :)) خدا میدونه چه فحشا که بهت نداده بودم :-"

کلاس فتوشاپ رو اون سال رفتیم؟ یادم نیست. به هر حال دوران خوشی بود :-j


سال آخر

یه داستان جدید :)) استیو و آتنا :| استیو برای تو قیافه ی زک رو داشت ولی من هرکاری میکردم باز برام همون جاش هاچرسون بود :| دیوید :ایکس اینم نصفه کاره موند. فکر کنم تقصیر من بود. :-؟ نمیدونم به هر حال مطمئنم اگه دوباره اون دو داستان رو بخونم حالم به هم میخوره از اینکه چه قدر چرت بودن :|

ام....تو سال سوم دیگه چه اتفاقایی افتاد؟ :-s جدی یادم نمیاددد....

آهاوووننن :D

تولدی که برام توی مدرسه گرفتین :-X عاشقتونممم هیچ وقت فراموش نمیکنم :(( جدی واقعاً ازتون ممنونم چون اگه با کیک تولد نمیرفتم خونه هیچ کدوم از اعضای خونواده یادش نبود که تولدمه :|

اوه و خب...یادمه اونموقع سلنا و جاستین تازه با هم دوست شده بودن.منم که... یادمه چه قدر دعوام کردی :-w و چه قدر روی کاغذ حرف میزدیم :)) همشونو فک کنم انداحتم دور :(( از ترس اینکه خانواده پیداشون کنه :|


خب :) دو سال جدید

هفته ی اولش سخت بود که با تو تو یه کلاس نبودم. هنوزم سخته... ولی خب عادت کردم

این دو سال رو اصلاً دوست ندارم. به هیچ وجه. سال تحصیلی 92-93 هم قراره به دوست نداشته هام اضافه بشه.همچنین سال بعدش. و سال بعدش... :)

هر روز هم دارم ساکت تر میشم. کم تر باهات میحرفتم. و بیشتر ازت دور میشم. دور که چه عرض کنم. درواقع دیگه حس میکنم هیچ نقطه مشترکی نداریم. هر چند هنوز دوست هستیم. و امیدوارم که بمونیم. باشه که نمیحرفیم. (منظورم از حرفیدن حرفیدنه طبیعیه نه موبایل یا پی سی یا هرچی)

این حرفای آخری رو نزدم که بگم برام مهم نبودی یا هرچی. خیلی هم برام مهم بودی و هستی و خواهی بود. فقط یه مشکلی هست. که اونم منم.

طولانی ترین دوستی رو با تو داشتم و امیدوارم تا ابد با تو داشته باشمش.

مرسی بابت این چند سال و سال های دیگه... ♥


منبع:

(شب نوشته 3)


صبح ها ، ظهرها و عصرها!

هرشب و دنبال شب

من و این دنیایی لبریز از دل تنگی

روز ها به دنبال روزها چون سایه های هم

به غروب می روند تا نفسی تازه کند

چه سخته زمانی که روی همه چیز

چشم می بندی و تمام روحت را به آن سو پَرت میکنی.

درخود شکستن و آرزوهای محال کردن

تنها از آن من است

ناگزیر چشمان خود را باید بروی هرچه که هست محکم بست

و بوسه آبناک بر قلب شب باید زد

تا مگر اورا بار دیگر در خاطرم آورد

منی که از باده ای دیدارِش در رویا مست می شوم

چون که تنها تن پوش روان شبگونم یادهای اوست

رنگ شگوفه ها در زیبایی لبخندت گم می شود

براستی که عطر تنت را هیچ گلبرگی در دامن ندارد

(شب نوشته 3)


علی


منبع:

چرا اعدام؟!!


جمهوری اسلامی با به دار آویختن مجرمین اعم از سیاسی و یا جرائم اجتماعی و یا کیفری سعی دارد بر طبل اقتدار خویش بکوبد و بین عوام برای خود وجاهتی کسب کند و پیامش برای مردم این است ( منم که امنیت را در دست دارم ) و اگر من نباشم همین اندک امنیتی هم که هست نخواهد بود .
اما با به دار کشیدن مجرمانی که در شرایط عادی شاید به چند ماه زندان محکوم میشدند ، نا امنی و ترس را برای مردم سوغات آورده است ، با بریدن دست و پای مجرمان هر چه بیشتر و بیشتر نقض حقوق بشر و البته حقوق انسانی میکند ، کسی را برای دزدی 70000 تومانی و البته زورگیری حلق آویز میکند و کسانی هم هستند که سه هزار میلیارد میدزدند و اب از آب هم تکان نمیخورد ، کسانی که حق دادن رای را برای آنان نمی بیند و آنان را زیر سن قانونی با اندیشه ای نارس می پندارد ، برای انجام خطایی به دار میکشد . حتی در مواردی هم اجازه رسیدن این مجرمین به سن قانونی را هم نمی دهد و برای مرتکب شدن به یکی از نباید های جامعه حق حیات را از آنان سلب میکند .
نوع دیگری از این موج اعدام ها را زنان شامل میشوند ، زنانی که از دیدگاه قوانین جمهوری اسلامی نصف مردان محق به حقوق قانونی خویش اند و برای ایشان قوانینی تعریف شده علاوه بر قوانینی که عرف جامعه هستند که آنان نه در تصویب این قوانین شرکت داشته اند و نه در اجرای آن ، قوانینی که زن را نصف مرد میداند : حق انتخاب محل زندگی و حق حزانت را از زن میگیرد ، پس چرا به هنگام تعیین مجازات آنان را کامل دارای عقل و خردی کامل می پندارد و آنان را نیز بدار میکشد .
زنانی را که بعلت تجاوز به دادگاه مراجعه و شکایت میکنند و انتظار کمک از طرف مراجع ذی صلاح دارند را به انجام زنا متهم میکند به صرف نبودن مدارک و یا تمکین نکردن شاکی برای ارضاع خاسته های مسئولین پرونده و یا کسانی که با پرونده سر و کار دارند ،  با نسبت دادن این اتهامات آنان را به مرگ محکوم میکند و این عامل باعث شده تا بسیاری از این دست زنان که قربانی این دست نا مهربانی ها قرار میگیرند از دادگاه ها بیشتر واهمه داشته باشند ، و از ادای شکایت صرف نظر کنند .
اما نوع دیگری از این اعدام ها اعدام فعالین سیاسی به جرم محارب و یا مرتد است ، چونکه در قوانین جمهوری اسلامی حق اعدام فعالین سیاسی و منتقد دولت و حکومت را ندارند و از این رو است که انها را زیر بدترین شکنجه ها وادار به اعتراف به جرائمی غیر از فعالیت سیاسی میکنند و آنان را به جرم مرتد و یا محارب اعدام میکنند .
جمهوری اسلامی و نهاد ولایت فقیه که خود را نماینده خداوند  بر روی زمین میداند با مشروعیت بخشیدن به این اعدام ها به اسم اجرای عدالت و یا بر قراری امنیت در جامعه سعی در خفه کردن اعتراضات و نا رضایتی ها در نتفه دارد ، با توجه به جایگاه کنونی ایران در جوامع بین المللی و رابطه نا پایدار خود با همسایگانش و دخالت در مسایل داخلی این کشور ها حداقل کاری را که به صلاح خود میبیند نکاه داشتن امنیت درون کشور است و سعی در اتحاد داخلی و جلوگیری از شدت یافتن نارضایتی ها دارد .
بر خلاف گفته مسئولین جمهوری اسلامی تحریم ها مدت زمانی است که تاثیر خود را بر روی کشور گزاشته است و مردم علاوه بر تشدید فقر در جامعه با از دست دادن چیز های با ارزشی همچون جان باید تاوان سیاست های جنگ طلبانه جمهوری اسلامی را بپردازند .
ولایت فقیه برای بقای خود از هیچ عملی روی گردان نیست و تنها چیزی که برایش بی ارزش است جان و مال مردم است و در طی این سالها که حاکم بر سرنوشت مردم بوده اند این را به اثبات رسانیده اند ، پس اعتمادی دیگر بار به آنان اشتباهی است جبران ناپذیر و تنها راه جبران این سالها و نجات مردم اصلاحات اساسی در درون جامعه است
به امید اتحاد آزادی پیش به سوی دموکراسی واقعی


منبع:

33

اولین روز یادمه اصلاً باهات سلام و احوال پرسی نکردم. روز بعدش یادمه تو اومدی سلام کردی و با هم دوست شدیم.

میدونی؟ هنوزم دلم میخواد به اون دوران برگردیم و مثل هر روز صبح که زود میرفتیم مدرسه بریم پشت دکّه ی مدرسه قایم بشیم و حرف بزنیم. دلم برا اون روزا تنگ شده.

یادمه یه بار چندتا از بچه ها مشکوک شده بودن ازم پرسیدن من که صبح زود میام مدرسه بعدش چی میشم؟؟ :)))

یادته میرفتیم تو ساختمونای جلوی دبیرستان الیاس (یا علی یاس:|) سوار آساسنسور میشدیم؟ :)) یادمه رفتم عینه بچه ننه ها برا مامانم تعریف کردم دعوام کرد. :|

جوجو رو که یادته؟ ;;)

خیلی چیزای دیگه هست که میخوام بگم ولی باید یه راز بمونن چون اگه مِنشِن کنمشون (ذکر کنمشون) برام بد میشه :| چیزای بینه دو تا دوست که نباید فاش بشن :-"


سال بعدش یادمه کلّی ذوق و شوق داشتم که قراره با پریا همکلاس بشم ولی خب اون اصن توی مدرسه ثبت نام نکرده بود ولی باز مهم نبود چون به هر حال فاطمه بود.

بعدش هم که دیدم تو هم تو کلاسمی خوشحال شدم. فکر کنم روز اول مدرسه نیومدی....یا اومدی. نمیدونم فقط یادمه با فاطمه جلو در مدرسه بودیم که بعد تو پدیدار شدی و یادمه راجع به زخم روی بینیت پرسیدیم که گفتی افتادی زمین اینطوری شده. :|

نمیدونم چرا ولی جداً انگار تو این سه سال تحصیلی هیچی درست حسابی یادم نمیاد. به هر حال فقط یادمه تو تو ردیف جلویی من مینشستی و یادمه تغذیه هامونو نصف میکردیم :-"

بچگانه به نظر میرسه ولی هنوزم این کارو دوست دارم.

هرچند تو این دوسال با چند نفر دیگه هم تقسیمشون کردم. :-L


اوکی خب بریم سال بعد

باز هم :-" هیچی یادم نمیاد جز اون داستانمون کیمیا و کی؟ :| اسمه پسره یادم نمیاد :-s مهم نیست به هر حال :| نصفه کاره موند :-L

این رو متذکر بشم که اگه این سال رو پیشم نمینشستی نمیدونستم باید چیکار میکردم :)) مشکلاته دیگه :-" خدا رو شکر حل شدن :)

و باز هم اون کار بچگانه. تغذیه نصف کردن. "مه گوستا"

وبلاگ! جدی دلم میخواد دوباره به این سال برگردم و دوباره همه چیو راجع به وب از اول شروع کنیم و بهت یاد بدم :| روزای خوشی بودن :| متذکر بشم که اگه آیناز و وبش نبود شاید وبای ما هم نبود :D آپ هایی که تو وبت کردمو یادمه + قالباشو . یادمه میخواستی برای وبت چت باکس بزاری بعد من داشتم از پای نمیدونم چی(پی سی/موبایل) بهت میگفتم چیکار کنی بعد دیدم ریدی کلاً :)) خدا میدونه چه فحشا که بهت نداده بودم :-"

کلاس فتوشاپ رو اون سال رفتیم؟ یادم نیست. به هر حال دوران خوشی بود :-j


سال آخر

یه داستان جدید :)) استیو و آتنا :| استیو برای تو قیافه ی زک رو داشت ولی من هرکاری میکردم باز برام همون جاش هاچرسون بود :| دیوید :ایکس اینم نصفه کاره موند. فکر کنم تقصیر من بود. :-؟ نمیدونم به هر حال مطمئنم اگه دوباره اون دو داستان رو بخونم حالم به هم میخوره از اینکه چه قدر چرت بودن :|

ام....تو سال سوم دیگه چه اتفاقایی افتاد؟ :-s جدی یادم نمیاددد....

آهاوووننن :D

تولدی که برام توی مدرسه گرفتین :-X عاشقتونممم هیچ وقت فراموش نمیکنم :(( جدی واقعاً ازتون ممنونم چون اگه با کیک تولد نمیرفتم خونه هیچ کدوم از اعضای خونواده یادش نبود که تولدمه :|

اوه و خب...یادمه اونموقع سلنا و جاستین تازه با هم دوست شده بودن.منم که... یادمه چه قدر دعوام کردی :-w و چه قدر روی کاغذ حرف میزدیم :)) همشونو فک کنم انداحتم دور :(( از ترس اینکه خانواده پیداشون کنه :|


خب :) دو سال جدید

هفته ی اولش سخت بود که با تو تو یه کلاس نبودم. هنوزم سخته... ولی خب عادت کردم

این دو سال رو اصلاً دوست ندارم. به هیچ وجه. سال تحصیلی 92-93 هم قراره به دوست نداشته هام اضافه بشه.همچنین سال بعدش. و سال بعدش... :)

هر روز هم دارم ساکت تر میشم. کم تر باهات میحرفتم. و بیشتر ازت دور میشم. دور که چه عرض کنم. درواقع دیگه حس میکنم هیچ نقطه مشترکی نداریم. هر چند هنوز دوست هستیم. و امیدوارم که بمونیم. باشه که نمیحرفیم. (منظورم از حرفیدن حرفیدنه طبیعیه نه موبایل یا پی سی یا هرچی)

این حرفای آخری رو نزدم که بگم برام مهم نبودی یا هرچی. خیلی هم برام مهم بودی و هستی و خواهی بود. فقط یه مشکلی هست. که اونم منم.

طولانی ترین دوستی رو با تو داشتم و امیدوارم تا ابد با تو داشته باشمش.

مرسی بابت این چند سال و سال های دیگه... ♥


منبع:

تـــــنـهاییــــــــ


非主流白色图片 空间唯美意境_他给你的温暖

باز منـ ماندهـ امـ

و

نیمکتیـ پر هیاهو...!!

در میانـ اینـ همهـ بودنـها

چهـ غریبانهـ تنهامـ ...!!


http://s4.picofile.com/file/7872231070/beautiful_cute_fashion_girl_hair_Favim_com_111271.jpg


وقتــــی آدم یک نفر را دوســـت داشته باشد بیش‌تر تنــــهاست.

چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که

چه احساسی دارد.

و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند،

تنهایی تو کامل می‌شود...!


پ.ن:خبر ندادم آپم ببینم کیا با معرفتن...



منبع:

امشب عروسیه زهره عزیزم و میلادشه(بهترين عشق*****تنهاترين عشق)..........بهش اس هم دادم ولی ارسال نشد!!

خواستم اینجا بنویسم تا بدونه به یادش بودم

زهره عزیزم خواهر گلم عروس خانوم خوشگل از ته دل واستون آرزوی خوشبختی میکنم

عروسیتون مبارکککککککککککککک

اس ام اس تبریک سالگرد ازدواج


منبع:

میگن ادما رو نمیشه عوض کرد...عوض نمیشن...البته عوضی میشن!

ولی من تغییر کردم...حتی نسبت به دوماه پیشم...براتون مثال میزنم!

دو ماه پیش بود...به همسر از روز قبل گفته بودم که شام درست می کنم و باهم بریم پارک بخوریم و حرف بزنیم...از عصرش کلی تدارک دیدم و به خودم رسیده بودم و منتظرش بودم...زنگ که زد حس کردم یه چیزی می خواد بگه ولی نمیگه...بالاخهر اومد...تو ماشین که نشتسمی من و منی کرد و گفت یکی از دوستام دعوتمون کرده خونش میشه بریم اونجا ؟ من برم استخر خونشون و تو هم با خانومش باشید...بگذریم که دوستش و خانومش درسته همرشته ما هستن منهتا هر کدوم یه بیست سالی از ما بزرگترن و بچه دارن ...کلی بد خلقی کردم که نه الا بلا باید بریم سر همون برنامه خودمون...دوستش 100 باری زنگ زد حتی با منم حرف زد اونشب من و همسر کلی به هم گل افشانی کردیم و از خجالت هم در اومدیم منم فلاسک چایی رو زدم زمین شکوندم و کلی گریه کردم و کلی نفرینش کردم البته الان به نظر احمقانه میاد ولی خدایی اون موقع این حسو داشتم که بهم اهمیت نمیده و از عمد داره منو نادیده می گیره...حتی تهدید کردم که زنگ میزنم به بابات و خولاصه دعوا کردیم و فردا شبش خودش اومد اشتی و بعدشم کار باز به خونواده ها رسید...همسر از کارش پشیمون شد و من هم...

امشب قرار بود بریم سینما...راه که افتادیم همون دوستش زنگ زد باز...همون برنامه البته اینبار با احتیاط و وقتی فهمید همسر با منه دیگه زنگ نزد بدبخ چون دفعه قبلی به حساب اونم رسیدگی کرده بودم! ولی جالبیش به این بود که اصلا نااراحت نشدم...حتی یک ذره! به همسر گفتم بریم سینما و بعدش شاممون رو زودتر می خوریم که تو هم به قرارت برسی... حتی اگر اینکارو هم نمی کردیم و همسر میرفت پیش دوستش م باز ناراحت نمی شدم!! نمی دونم...تغییر رو حس کردم...همینجا ! و فکر می کنم بزرگ تر شدن هردومون بود که هم همسر به دوستش گفت با خانومم هستم و نمیام و هم بزرگتر شدن من که نمی خواستم سر عالم و ادم رو ببرم که چرا برنامم بهم ریخته!!

دومین مثال هم برا کشیکامه! ماه های اول اگر شب دو ساعت هم نمی خوابیدم کل روز بعد و روزای بعد درگیر و بدخلق بودم...اعصبم خورد بود و تا دو روز هم خسته بودم...الان بعد از اون همه کشیک اتفاقات و شب تا صبح بیداری ها نصفه شب که مشکلی پیش میاد و بیدارم می کنن با صبر و تحمل بیشتر و راحت تر بیدار میشم...دیگه خودمو جر نمیدم که چرا بیدارم کردن...چرا مریض بدحال شد...چرا نخوابیدم! قبول کردم این کار منه و حتی تا صبح هم نخوابم باز مهم نیست و نمی میرم!

شاید حرفام به نظرتون احمقانه بیاد خوب هم تو موقعیت من نیستین هم من حوصله تعریف جزییات رو ندارم که بشه موضع رو کامل منتقل کرد...

همسر میگه ما ادمای سختی کشیده ای هستیم مخصوصا تو چون من خیلی زجرت دادم!!!

و میگه به نظرش خودش هم خیلی تغییر کرده و میگه زندگی ما مثل دندون لقی هست که باید سعی کنیم خودمون بکشیمش و نا امید نشیدم که بخوایم ارجاع بدیم به متخصص!!

راستی ...می دونستین استاد شجر..یان دو تا زن داره ؟ داشتم فکر می کردم چه بدبختیم ما زنا ! و باز داشتم فکر می کردم شاید اگر زن اولش هم خواننده معروفی بود و برا خودش برو بیایی داشت هیچ وقت استاد نمی رفت یه زن جووون و خوشگل تر بگیره...معتقدم ادم نباید بشینه کنج خونه و یه محیط امن بسازه ! چون مردا خیالشون از خونه که راحت بشه فکر بیرون از خونه میفتن!! کاری که من کردم... پای به پای هم باید پیش رفت ... هرکی عقب موند فراموش میشه!! منم عقب موندم...

امشب خوب بود...فیلمشو دوست داشتم...یه جمله کلیدی هم داشت ...عشق یعنی وقتی حالت خوبه.


منبع:

صبح که می شود....


و آنگاه که صبح بر بالین زندگان برای بیداری روحشان می آیی،


یادت باشد روح من تاب بیداری در عصر پر درد خفتگان بیدار صفت را ندارد.


....لطفا بیدارم نکنید....


منبع:

t.w.i.t.t.e.r update jongup

jong up نوشته:

خیلی زود 600 روز گذشت بعد از badman

600 روز ما کار های سر گرم کننده انجام دادیم!

خیلی زود ما کار های بیشتری انجام میدهیم...هه


Shia Upload .::. شیعه آپلود


منبع:

ang Keun Suk in Arab Magazine Sayidati


جانگ کیون سوک در مجله معروف عربی!! این متن توسط 1 مارماهی

 مرد فعال به اشتراک گذاشته شده که او میخواسته شهرت جانگ کیون سوک

را در عربستان نشون بده! البته جانگ کیون سوک یکی از ستاره های مرد

مشهور در کشور های عربی است! حتی بچه ها عراقی!مدل مو و مد و استایل

 او را تقلید می کنند! ( خو که چی مثلا!! بیا من 10 مجله ایرانی بزارم جلوت

 که  چند صفحه فقط از  سوکی نوشتن!!!! تا حالا هم اینقدر شلوغش نکردیم! :|

http://uploadtak.com/images/c363_9990317885_f9b2f2de4.jpg
http://uploadtak.com/images/d8986_sayidati3.jpg


منبع:

+ پست ۵۰

:| نمیذارن برم خونه زینب اینــآ ... میگن نمیشناسیمش بذاریم بری خونه شون :| ... آخه من موندم اگه ما همُ تو خونه نبینیم کجا باید ببینیــم :| این همه آدم جمع شیم دقیقن کجا بریــم ؟؟ :| ... اَه لعنتــی من دلم میخــآد از ته دلم با مسخره بازیامون بخندم ... درک نمیکنین ؟؟ :| نمیتونم همه ش با آدم بزرگــآ باشم !! :( من دلم میخــآد شیطنت کنم ... شیطنت های مدرسه ای :(

تازه اون به کنــآر ... داشتن نمیذاشتن با معصومه و شوهرش ، علی ، مرضیه ، احسان و راضیه برم کنسرت سون !! :| فقط بخــآطر اتفاقات این چند وقت اخیــر ... که احسان گفت چون بلیتُ انداختن فرداش بخرن تموم کردن !! :| و کلن برنامه کنسل شد ... :| و به من میگفت از بس تو بدقدمی جامونُ فروختن !! :| بعد بهم میگفت کلن پایه ای اینجور برنامه ها بذاریــم بریم بیرون !!؟ نه من از شما میپرسم بالاخره این از من بدش میـــآد یا نمیــآد ؟؟؟

باهم رفتیم ثبت نام رانندگی ... یه ذره معطل شد ... ولی به من ربطی نداره ... رفتیم تیراژه ... گشتیم خاست بریم سرزمین عجایب که من گفتم دیره ، آخه جشنواره بود باید صبر میکردیم که تموم میشد ... واسم بستنی مدل جدید خرید اسمشُ نمیدونم :دی من شکلاتی خوردم اون انار :) خسیــسم هست :دی ... همه مغازه ها بسته بــودن .. فهمیدم دوربینش بخـآطر اینکه تو حالت طبیعی نبوده از دستش افتاده :| ... حسم بهش به تیرگی گراییده .. :| عاشق جمله بندیمم یـَـنی ... اینقدر رو به منفــــی  ِ حسم که میخــآم همه چی مثل اول شه ... 

دیروزم رفتم واسه معاینه چشم ... اینقدر گیج بازی دراوردم اونجــآ که خدا بدونه :| هرچی ازم میپرسیدن چرت و پرت جواب میدادم ... دکتره رو نمیگمــآ !! ... هیچی دیگه فردا هم میرم دنبــآل آخرین مراحل ثبت نامم !!

من یه روز تو خونه بمونم واقن سگ میشمــآ ... الان واقن سگم مثلن :|


+ دنیــآ زنگ زده بود :) ... میگفت بی معرفتی و اینــآ ... :) رژیم میگیرن با مائده :) 6 کیلو لاغر کرده :000

+ امروز تولد داداشمه :** مبارکش :) سالگرد ازدواجشونم مبـــآرک :)

+ میشه لال شن همه و درمورد کنکورم نه با من شوخی کنن و نه حرف بزنن ... دیگه داره حالم از زندگیم به هم میخوره :( خسته شــدم ... 

+ آدرس وب جدید ثنا رو میخــآم :(

+ دایی حمید فردا نصفه شب میــآد ... دلم واسه دایی علی تنگ شده :( :×

+ کارتون غارنشینان :×× با تشکر از موسسه آفرین که سانسور کردن بلد نیست :)) یه تیکه واسه دختره لباس گذاشته بودن و یه تیکه نذاشته بودن :))



منبع:

Fun Facts About Makeup

Fun Facts About Makeup

Have a look at our fun facts about makeup to get an insight into their long history and find out other lesser known aspects about your beauty products.

Fun Facts about Makeup: A Bit of History

Here are some fun facts about cosmetics throughout history:

1. The earliest uses of makeup as we know it (for beauty purposes) goes back to ancient Egypt, where women would paint their eyes using animal fat-based eye shadow and black kohl. Red ochre was used as lipstick. They also used henna to stain their nails, as nail polish hadn't been invented yet.

2. Speaking of which, the earliest version of nail polish was invented in China, around 3000 B.C., by combining beeswax, gum, colored powder and egg whites.

3. The ancient Inca and Aztecs used cochineal (a red dye made from ground beetles) to paint their lips and nails.

4. The ancient Romans considered wrinkles, freckles and blemishes to be ill omens. They used swan fat or donkey milk to soften wrinkles, while the ashes of snails was deemed a good remedy for freckles.

5. Other fun facts about cosmetics: In ancient Rome, “cosmetae” (the source of the word cosmetologist) were the female servants who assisted wealthy Roman women in their beauty rituals. Legend has it that the cosmetae would dissolve various cosmetic ingredients in their own saliva.

6. In the 1400s, women would use ceruse (a mixture of vinegar and powdered lead) to whiten their faces. Ceruse rapidly ate the skin away, making it necessary to apply more than one layer, and would eventually lead to death.

7. In the Elizabethan era, women used coat tar as eye liner, mascara and eyebrow pencil. While it may have given them a smoldering look, it smelled foul, it was flammable and could cause blindness.

8. In 17th century Italy, women used drops from a plant called Belladonna to dilate their pupils, which was thought to add to their appeal. Long term use damaged the eyes and eventually lead to blindness.

Fun Makeup Facts

9. Other fun facts about cosmetics throughout history: In the Victorian era, upper class women would never consider wearing makeup, as it was associated with stage actresses, working class women and prostitutes.

10. Coco Chanel is believed to have started the sun tanning trend after she accidentally got sun burned on the French Riviera. Fake tanning is said to have followed soon after.

11. Fun facts about cosmetics you probably didn't know: the idea that underarm hair was an unfeminine trait was first pushed by the Wilkenson Sword razor company in 1915 after a model was featured on the cover of Harper’s Bazaar magazine without any fuzz.

12. When waterproof mascara was first introduced in 1938, one of its main ingredients was turpentine, often used for thinning paint.

13. Other fun facts about cosmetics: The London Look line – launched in the 1960s by Yardley - was the first line of cosmetics which explicitly targeted the teenage market.

Fun Facts about Cosmetics: Interesting Makeup Facts

Here are some lesser known facts about makeup and makeup products we use on a regular basis:

1. The term “natural ingredients” means they were extracted directly from plants or animal products.

2. “Hypoallergenic” implies that the product is deemed less likely to cause an allergic reaction.

3. “Dermatologist tested” is not synonymous with “dermatologist approved”.

4. You should keep makeup out of sunlight as it can change color, texture and you'll have to throw it away.

5. As you wash your hands more than your face, you shouldn't try matching makeup to the skin tone on your hands. This could make you choose a darker or redder tone.

6. Fun facts about makeup: the shimmer in lipstick and eye shadow comes from ground fish scales.

7. A quarter of the world’s largest cosmetic company L’Oreal is owned by Nestle.

8. Be extra-careful when applying mascara. According to statistics, the most common injury inflicted during makeup is scratching the eyeball with a mascara wand.

prom dresses under 100 | chiffon prom dresses


منبع:

کاش باران بگیرد و

 شیشه بخار کند
و من همه ی دلتنگیهایم را رویش “ها” کنم
و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم

و 

خلاص ...



منبع:

...

تن آدمـ هرچقــد خســتهـ باشه با یه دل شــاد خستگی براش بی مــعنی میشــه

ولــی اگـهـ دل آدمـ خستـهـ و شکسته بآشــه

تن آدمـ هرچقـــد جون داشــته باشــه بازمـ کــمـ میآره یهـ گوشــه میشینه ...


منبع:

37

تابستون

این تابستون اصلاً تابستون نیست

خیلی مزخرف و ... :(

و هر کاری هم که میکنم نمیتونم خوشحال باشم :|

نه اینکه نباشم... یعنی چطور بگم

عینه اون قدیم ندیما از تابستون لذت نمیبرم :-w


دوست

دلم میخواد با یکی دوست بشم. ولی نمیشه انگار خودش نمیخواد یا چمیدونم. تا میام حرف بزنم حرفو تموم میکنه. یعنی دیگه جایی برای ادامه دادن صحبت نمیمونه. :/ و من هم نمیخوام اینطوری باشه! چون اینطوری حس میکنم که اون فکر میکنه هر دفعه که کارش دارم بهش پی ام میدم یا چمیدونم... :(

همینطوریش دوست پیدا کردن سخت هست برام الآن دیگه کلاً مشکله انگار..فقط انگار برام آیناز،مریم و سعیده موندن. :|


اعتماد

اعتماد! دیگه واقعاً به یک بنده خدایی اعتماد ندارم. :| از یک ور خودش یک چیزی میگه از یک ور دیگه یکی دیگه راجع به اون حرف یه چیز دیگه میگه... به هر حال مهم نیست. چون برای خودشم اهمیت نداره اگه دیگه بهش اعتماد نداشته باشم. اینطور به نظر میرسه.


همچنان خواب

خیلی ها در حینی که بیدارن خوابن. نمیدونن دور و برشون چی میگذره. فکر میکنن همه چیز اون چیزیه که خودشون فکر میکنن. فقط اگه من براشون تعریف کنم چیزایی که میدونم رو ... قیامت به پا میشه :) و این هم تقصیر کسیه که بهش اعتماد ندارم. 


عقب

به عقب که نگاه میکنم خیلی چیزا با الآن فرق کرده. و نمیدونم چرا که هرچی بیشتر به عقب نگاه میکنم بیشتر دلم میخواد تو عقب بمونم.


___________________________________________

+ دلم برای خنده های مسخره مون تنگ شده. خنده هایی که بی هیچ دلیلی شروع میشدند و بی هیچ دلیلی تموم میشدند. دلم برات تنگ شده. :(

+ چقدر دلم میخواست این آپم شاد و شنگول باشه و پر از چیزای وان دی باشه... حالا ببین...

+ بعضی وقتا بعضیا منو وارد رقابتی میکنن که حتی خودم ازش خبر ندارم

+ حس میکنم annoying هستم

+ No matter what i do I'll never be good enough.


منبع:

مادر

سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،نه مرگ

نه ترس سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست

 


منبع:

اولین مجله ی کی پاپ در ایران


پروژه ی جدیدی انجمن هواداران کی پاپ در ایران به پایان رسید


اولین مجله ی کی پاپ در ایران با همکاری اعضای انجمن و همچنین فن کلاپ های گــروه ها در ایران منتشر شد


این مجله ی 90 صفحه ای

به قیمت 28 هزار تومان + 4000 هزار تومان پول پست 

به فروش میرسد تمامی صفحه های این مجله برگه ی گلاسه 100 گرمی است

برای اطـــــــلاعات بیشتر تمامی گــروه های نام برده در مجله حداقل 2 صفحه را شامل میشوند و گــروه های معروف تا 5 صفحه هم هستند 

دوستان از امروز میتونید سفارش بدید ! 

برای سفارش مجله بر روی گزینه زیر کلیک کنید تا تمامی اطـــــــلاعات خرید به شما داده بشه 


http://kpop-fans.com/private.php?action=send&uid=2


به تمامی نقاطـــــــ ایران ارسال میشه مجله


منبع:

Ferrino E-Catalog

خیلییییییییییییییییییییییی عکساش عالی شده :)))
اصلا دلم نیمد هیچکدومو توی ادامه مطلب بذارم
همرو همین جا گذاشتم.

ferrino3.1.jpg


ferrino3.jpg


ferrino2.1.jpg


ferrino1.jpg


ferrino7.jpg


ferrino6.1.jpg


ferrino5.jpg


ferrino4.1.jpg

ferrino4.jpg

ferrino.1.jpg


منبع:


چِــقَدر ســَخته ...

تَمامــِ دَقـايـِقــ ِـتـو تـَمـرينـــ فــَرامـوشـــ كردنـــ كـُنـي

امــّا ـفَقـَط ... ـفَـقَط بـا شـِنيدَنــِ حـَتـّي اسـمِشــ اَز زَبـونــِ ديـگـَري
هـَمـه كـازِه كــوزِه ـهاتــ بـِشــكـَنـه ...
چِــقَدر ســَخته ...
داد بـِزَنــي دوستِتــ نـَدارَمــ ... امـّا اينــ قـَدر دوستشــ داشتــه باشـي
كـه هـَمــه ي دَلـيلــِ زِنـدِگـيتـــ باشــه ...
چِــقَدر ســَخته ...
ايستــادَنــ وَ مُقـاوِمَتــ كـَردَنــ دَر مُقـابِلـِ اِحسـاسـي كـه بـا هَمــه ي وُجـودِشــ
 
تـو رو بـه سَمتــِ كَسـي مـي كـِشونـه كـه عَقـلِتــ ميگــه نــه ...


منبع:

وزیر بهداشت: احترام به حقوق پزشکان در اولویت وظایف وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی قرار دارد.

وزیر بهداشت:

احترام به حقوق پزشکان
در اولویت وظایف وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی قرار دارد.


http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1392/6/26/1541778_353.jpg

احترام به فارغ التحصیل رشته پزشکی و ایجاد همگرایی در جامعه پزشکی در اولویت وظایف وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی قرار دارد.


به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران؛ قاضی زاده هاشمی در دومین جشن  یکپارچه دانش آموختگان دانشگاه علوم پزشکی تهران ضمن تبریک به فارغ التحصیلان رشته های پزشکی در حاضر در این مراسم موفقیت آنها را حاصل دسترنج استادان دانشگاه دانست و افزود: استادان مایع افتخار ما هستند و حاصل دست رنج آنها باعث عزت و سربلندی کشور می شود.


وی با اشاره به اینکه افتخار می کنم در ایران متولد شدم و به آن مردم خدمت می کنم تصریح کرد: فارغ التحصیلات رشته پزشکی باید بدانند که در کشوری با سابقه درخشان علمی  و تاریخ غنی در منطقه ای که همه به آن محتاج هستند خدمت می کنند و خداوند شرایطی را برای آنها ایجاد کرده  که برای رفع آلام مردم تلاش کنم بنابراین باید قدر شناس مردم فداکار ایران باشند.

قاضی زاده هاشمی بر داشتن صداقت و نوع دوستی و صبر برای فارغ التحصیلان رشته پزشکی به منظور خدمت به جامعه تاکید کرد و اذعان داشت: احترام به فارغ التحصیل پزشکی و سازمان های مردم نهاد که برای خدمت جامعه در جهت رفع آلام آنها تلاش می کنند و ایجاد همگرایی در جامعه پزشکی در اولویت وظایف وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی قرار دارند.

همچنین، کارگزاران نظام سلامت به منظور مطالبه حق سلامت جامعه از تمام ارکان ها تلاش می کنند  ضمن اینکه نظام در صورتی موفق خواهد بود امر سلامت جامعه را در اولویت جامعه قرار داده  و پوشش حمایتی همگانی را برای خدمت به مردم به ویژه قشر مستضعف جامعه ایجاد کند.


منبع:

[130929] APink Official Fancafe Update - Chorong

دوتا عکس دیگه در ادامه


به غیر از اینکه خرید کردیم و گشتیم ، یه استراحت درست و حسابی هم کردیم ^-^

به زودی به کره برمیگردیم

بعد از برگشتن به کره خیلی کارا مونده که انجام بشه .

من میتونم !!@-@


منبع:

قانون جاذبه یا همچین چیزی!؟


نمیدونم چه داستان تکراری مسخره ای که تا وقتی یه چیز رو برای خودت داری بالاخره یه راهی برای غر زدن راجع بهش پیدا میکنی ؛

اما تا می بینی داره از دستت میره و یا داره تموم میشه یا هرچی شروع می کنی به جیغ و داد راه انداختن و دودستی چسبیدن که نره !



منبع:

خودت داری می گی ایده آل!


مثلا همه ی این چیزهای دوست داشتنی عمرش زیاد باشد ؛

مثلا برای یک بار هم که شده به محض لمس کردن لذت، از دستم پرواز نکند برود ؛

مثلا همه این ها واقعنی باشد ؛

مثلا زود یه لگد زیر همه چیز نزنی و بروی ؛

مثلا تمام نشوی ؛

مثلا همیشه همینقدر همه چیز ایده آل باشد!

باشد!؟


منبع:

ترم اول - قسمت سوم

سلام

خوبید ؟ خوشید ؟ خیلی خوشحالیم که درخدمتتون هستیم .

و اما در آخرین قسمت از ترم اول باید اشاره ای کوچیک به دروس عمومی داشته باشم .


منبع:

تک آهنگ Japanese warrior

Shia Upload .::. شیعه آپلود


[MP3] B.A.P WARRIOR (Japanese Ver.)

B.A.P – WARRIOR (Japanese Ver.)

Release Date: 2013.09.14

Genre: J-Pop

Language: Japanese

Bit rate: MP3-320kbps (MV Ripped Ver.)

File Size: 9.67 MB


Track List:

01. WARRIOR

Download


منبع:

باز هم شرلوک هولمز و این بار یان مکلین ...

درحالیکه بسیاری از طرفداران منتظرند تا فصل جدید سریال خوش ساخت Sherlock بزودی از شبکه ی بی بی cپخش شود ، اما بنظر می رسد یکی از کارکتر های معروف و جهانی Arthur Conan Doyle یک پروژه ی جدید دیگری نیز پیدا کرده است و اینبار هم یک دیگر از ستاره های فیلم The Hobbit بنام Ian McKellen در ان حضور خواهد داشت . بتازگی خبری منتشر شده است به این صورت که Ian McKellen قرار است در پروژه ی جدید Bill Condon بنام A Slight Trick of the Mind ، نقش شرلوک هولمز بازنشسته را بازی کند .
کارگردان فیلمهای Kinsey و Dreamgirls ، برای این پروژه بسراغ سال ۱۹۴۷ خواهد رفت که در آنجا Sherlock Holmesدر یک دهکده ی خواب الود و کوچکی در انگلیس بنام ساسکس بهمراه مستخدمش و دستیار آماتورش زندگی می کند . باهوش ترین کاراگاه جهان درگیر پرونده ای مرموز می شود که قدمتی 50 سال دارد و Sherlock Holmes مجبور می شود تا یکبار برای همیشه این پرونده را درحالیکه حل کند که دوست و همکار قدیمی اش واتسون در کنارش نخواهد بود .
فیلم A Slight Trick of the Mind براساس کتابی به همین نام نوشته ی Mitch Cullin ساخته می شود و Jeffrey Hatcher از The Duchess فیلمنامه ی این پروژه را نوشته است . همچنین این پروژه یک بازگشت تازه برای Ian McKellenو Bill Condon می باشد که این دو در سال ۱۹۹۸ با ساخت فیلم Gods and Monsters نامزد اسکار شدند و Bill Condon نیز توانست جایزه ی بهترین فیلمنامه ی اقتباسی را دریافت کند . جدیدترین فیلم Bill Condon یکی از پر سر و صداترین پروژه های هالیوود نام دارد که در مورد خالق اصلی سایت WikiLeaks می باشد و The Fifth Estate عنوان فیلم است ، حال انتظار می رود تا ساخت پروژه ی A Slight Trick of the Mind در ماه آپریل در انگلستان اغاز شود و برای زمان جشنواره ها اکران خواهد شد .

آریا فیلم

سینما سنتر


منبع:

سلامتی همه دل پاکا...

سلامتی روزی که من سفید پوشیدم...
سلامتی روزی که رفقا مشکی پوشیدنو من حال کردم با تیریپشون...
سلامتی چن تا شونه...
سلامتی یه صدای بلند و صدای تکرار جمعیت...
سلامتی صوت قرآن دلسوز یه بینوا...
سلامتی اشکا...
سلامتی خاکا...
سلامتی سنگا...
سلامتی دل کندنا...
سلامتی بهت کردنا...
سلامتی تنهایی زیر خاک...
سلامتی یه روز ک نیستم...


منبع:

[130929] APink Official Fancafe Update - Chorong

دوتا عکس دیگه در ادامه


به غیر از اینکه خرید کردیم و گشتیم ، یه استراحت درست و حسابی هم کردیم ^-^

به زودی به کره برمیگردیم

بعد از برگشتن به کره خیلی کارا مونده که انجام بشه .

من میتونم !!@-@


منبع:

Crap

it's just really cruel .everything you are so obsessed with or sensitive about is stolen from you.they just do not let you have it. seems like there is a pile of shit ready for you to deal with and this shit is just made of your obsessions in your dreams like everything you thought there is the most impo thing for you. 

Crap!!!


منبع:

کتاب امثال سلیمان، راهنمایی برای موفقیت

ترجمه: افشین لطیفزاده
هیچکس نمیخواهد نادان باشد. هیچکس از شکست لذت نمیبرد. اما از زمان سقوط انسان (پیدایش باب ۳)، شکست به سرنوشت طبیعی ما مبدل شد و جهالت جزئی از ذات ما گردید. همچون قایقی که جریان آب آن را با خود میبرد، ما نیز همواره در کوران جریانهای زندگی به مسیرهای نادرست کشانده میشویم. کتاب امثال سلیمان به ما میآموزد که چگونه خلاف جریان حرکت کنیم و چگونه حکیمانه در زندگی به موفقیت برسیم. اما موفقیت چه معنایی دارد؟ چالههای زندگی که باید از آنها اجتناب کرد چه میباشند؟ حکیم کیست؟ نادان کیست؟ اینها سؤالاتی هستند که کتاب امثال در پی پاسخگویی بدانهاست. مسیحیان طی قرون متمادی بهویژه برای تعلیم جوانان این کتاب را خوانده، به آن تعمق کرده و از آن بهره بردهاند.


منبع:

آیا حسین (ع) فراموش میشود؟

مى‏گويند: شما در عصر فضا و اتم زندگى مى‏كنيد آنگاه بر كسى اشك مى‏ريزد كه صدها سال پيش در گذشته است و بر مزارهايى سفر مى‏نماييد كه چيزى جز صخره و سنگ نمى‏باشد؟!

در پاسخ مى‏گوئيم :«چنانكه گفته‏اند: «بعد زمان» را در «ابديت» اثرى نيست ابديت را در ماوراى زمان ـ در عرصه‏اى برتر از زمان ـ حكومت است ابديت هميشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشريت به ابديت تعلق دارند، از اين رو قرنها نيز در طول حيات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست مى‏دهند(1)

 

حسين بن على (عليه السلام) از زمره جاودانان از رهبران بزرگ بشريت است سخن از وى سخن از تاريخ نيست سخن روز است. سخن از ابديت است سخن از هميشگى خروشان و شكوفا و پر فروز است.

اين زنده جاويد نزديك چهارده قرن ـ به حساب تاريخ ـ پس از مرگ جسمانيش همچنان امروز نيز بر دلها حكومت مى‏كند و هنوز پرتو وجودش نه تنها در حيات ما بلكه در حيات جهان معاصر ودر عصر فضا و اتم «حوادث بى نظير» ايجاد مى‏كند و به صورت يكى از «شور انگيزترين حماسه‏هاى تاريخ بشريت» در آمده و همه ساله نيرومندترين امواج احساسات ميليونها انسان را در اطراف خود بر مى‏انگيزد و مراسمى پرشورتر و هيجان انگيزتر ازهر مراسم ديگر به وجود مى‏آورد .

راستى چرا به اين حادثه تاريخى ـ كه شايد در تاريخ مشابه فراوان دارد ـ اهيمت داده مى‏شود؟ ! چرا مراسم بزرگداشت اين خاطره هر سال پرشكوهتر و پرهيجان‏تر از سال پيش برگزار مى‏گردد؟ اين همه تعظيم و تكريم و سپاس اين همه سوز و گداز پس از چهارده قرن، آخر براى چيست؟ آن را چه معنائى است؟!

حقيقت اين است كه اين زنده جاويد پس از قرنها، همچنان بر قلبهاى انسانهاى آزاده قدرتمندانه حكومت مى‏كند و در جامعه «موج معنوى» ايجاد مى‏نمايد. حتى هنوز هم به طور عميق يك قدرت محرك معنوى و يك نيروى كنترل اجتماعى بزرگ به شمار مى‏رود.

اما از زيارت زيارتگاههاى مقدس هرگز سنگها و صخره‏ها هدف و غايت نمى‏باشند چه اگر غرض خود آنها مى‏بود همين كوهها سر به فلك كشيده ‏انسان را از مشقت سفر و طى راههاى طولانى بى نياز مى‏ساخت پس مقصود بالذات صاحب مزار است وبزرگ داشتن سنگها به جهت شرف انتساب به صاحبان آن مزارها است مانند محترم داشتن جلد قرآن كريم وسنگها و آجرهائى كه خانه كعبه ومسجد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) و ساير اماكن مقدس از آنها ساخته شده است .

الان مى‏بينيم كه دولتها و ملتها در حفظ مقبره‏هاى شخصيتهاى بزرگ خويش مى‏كوشند و به دور آنها هاله تقديس مى‏كشند.

در تاريخ نوشته‏اند هنگامى كه سر مبارك حسين (عليه السلام) را به نزد يزيد آوردند وى در مجلس شراب حضور داشت اتفاقا قاصدى از طرف پادشاه روم به مجلس يزيد بار يافت و سر مبارك حسين (عليه السلام) را درمقابل يزيد مشاهده كرد و چون دانست كه آن سر مبارك به حسين (عليه السلام) تعلق دارد عمل يزيد را به شدت نكوهش نمود و گفت اى يزيد داستان «كليساى حافر» را شنيده‏اى؟ گفت چگونه است؟ رومى گفت: در پيش ما مكانى است كه گويند خر عيسى از آنجا گذر كرده است در آنجا كليسائى بنا نهاده‏اند كه نام آن به سم خر عيسى منسوب بوده و به كنيسه حافر «سم» شهرت دارد ما هر سال به زيارت آنجا مى‏رويم و نذورات خود را به آنجا اهدا مى‏كنيم. روى اين حساب اى يزيد من گواهى مى‏دهم كه تو خطا كارى و از راه راست به دورى! يزيد خشمگين شد و به كشتن قاصد فرمان داد رومى به سوى سر نازنين حسين (عليه السلام) رفت و آن را بوسيد و شهادتين بر زبان جارى كرد و سپس او را گرفتند و بر در قصر به دار كشيدند.(2)

زيارت، ارتباط روحى زائر با صاحب قبر است زائر قبر ابا عبد الله الحسين (عليه السلام) با آن حضرت تجديد بيعت مى‏نمايد و لذا ائمه اطهار عليهم السلام با توصيه و ترغيب به زيارت سالار شهيدان اين نهضت مقدس را براى هميشه زنده و جاويد نگه‏داشته‏اند البته زيارت همه امامان مورد تأكيد است ولى رواياتى كه در ترغيب وتشويق زيارت امام حسين (عليه السلام) رسيده فوق العاده زياد است امامان با اين توصيه‏ها در صدد آن بودند كه شيعيان پيوستگى عملى با اهداف آن بزرگوار داشته باشند. امام سجاد (عليه السلام) كه خود چندين بار مخفيانه به زيارت سالار شهيدان رفته در گفتار خويش نيز سفارش زيادى به زيارت امام حسين (عليه السلام) داشته است.

«ابو حمزه ثمالى» گويد: از امام سجاد (عليه السلام) در مورد زيارت امام حسين (عليه السلام) پرسيدم، حضرت فرمود:

«زُره كل يوم فان لم تقدر فكل جمعة فان لم تقدر فكل شهر فمن لم يزره فقد استخف بحق رسول الله (صلى الله عليه و آله)(3) «هر روز آن حضرت را زيارت كن، اگر نمى‏توانى هفته‏اى يك بار، اگر نمى‏توانى ماهى يكبار، پس كسى كه اصلا آن حضرت را زيارت نكند، درحقيقت حريم رسول الله را خفيف شمرده است».

ولى مهمتر از سوگوارى و زيارت آشنايى به مكتب امام حسين و شهداى كربلا و پيوستگى عملى به اهداف بلند آن بزرگوار است. مهم پاك بودن و پاك زيستن و درست انديشيدن و تأسى عملى به او است.


منبع:

خماری!


چاره ای نیست جز سکوت و انتظار ؛

وقتی

کاری که نمی دونی درست یا غلط هست رو انجام میدی !

بدترش اینه که وقتی بالاخره دل به دریا می زنی و با ترس و لرز کار رو انجام دادی و هنوز هم نفهمی که درست بوده یا غلط!


منبع:

گیزلیجه آپار منی

 


گل، گیزلیجه آپار منی

ایکیللي بیر دۆنيا قۇراق

سارێلاق، بیر بۇسه آل ...

سنین اوْلان گؤزلریمدن

گل، گیزلیجه خيال قۇراق

بلکه بیرواخت گرچکلشه

باخێشێنلا اوْۇت منی

سندن آيرێ اوْلان يئرده

بۇ آنێمێ خاطێرلايێم

گل تئز، گل آپار منی

دؤنۆم کیچیک داملايا من

سن اوْۇجۇندا گیزلت منی

گیزلندیگیم اوْۇجۇنۇ من

سئودا دوْلۇ دۆنيا بیلیم.


منبع:

حســ مالکیتـــ




ﺗﻮ " ﻣﺎﻝ " ﻣـﻨﯽ

    و

  ﺍﯾـﻦ " ﺣﺲ ﻣﺎﻟﮑﯿـــــﺖ " ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ " ﻫﯿﭽــ ﮐﺴــ " ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﻠﻤﺮﻭ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺍﻣــ

  ﺩﻭﺭ ﮐﻨﺪ !!!




مـیــدونــیــ دِلــَــم چـــیـ مـــیـــخـــواد؟!

 خــُــــدا بــــیــــاد بــِــهــِـم بــِــگــــه: 

 دیـــــوونــَــم کـــَـردیــ  بـــیــــا ایــنـــَـمـ هـــَـمــونــیـ کـــهـ مـــیــخــــواســــتـــــیـ …



منبع:

من و سئوگیم ...

من و سئوگیم ...

 

بیر گئجه ...

 

بیر داغ اتگینده ..

 

سس یوخ !

 

ایشیق فقط آی ایشیقی !!

 

چای آخیر داغ آراسیندان ..

 

قولاق آس سو سسی ..

 

من و سن ..

 

بیر حقیقت ..

 

بیر سئوگی ..

 

بیر قیسمت

 

 


منبع:

غَم ها بهتَرین آموزگارن ما هَستَند.

یک قطره اَشک می توانَد

مَسافَت دورتَری را به اِنسان نِشان دهد تا یِک تِلسکوپ...

"لرد بایرن"


منبع:

تک آهنگ Japanese warrior

Shia Upload .::. شیعه آپلود


[MP3] B.A.P WARRIOR (Japanese Ver.)

B.A.P – WARRIOR (Japanese Ver.)

Release Date: 2013.09.14

Genre: J-Pop

Language: Japanese

Bit rate: MP3-320kbps (MV Ripped Ver.)

File Size: 9.67 MB


Track List:

01. WARRIOR

Download


منبع:


مـن خـُودم به کارا اینجور آدمــا میگم بچـهــ بازی..

نظـر شمـا چـیِـهـ؟

یکی نیس بهش بگه تو ک میخای خط بندازی تیغ بردار برادر من

چیه رفتی با سر سوزن کشیدی!





,




___________________

پــ.ن : این همون دستیه کـهـ بغل میشد :دی

منبع:

آلوئه‌ورا در درمان پارکینسون :



طبق تحقیقات به عمل آمده دانشمندان و پژوهشگران گیاه آلوئه‌ورادر درمان بیماری پارکینسون یا (باد لقوه) مؤثر است و علاوه بر آن سبب تحریک و افزایش ماهیچه‌ها می‌شود .
Photo: ‎آلوئه‌ورا در درمان پارکینسون :

طبق تحقیقات به عمل آمده دانشمندان و پژوهشگران گیاه آلوئه‌ورادر درمان بیماری پارکینسون یا (باد لقوه) مؤثر است و علاوه بر آن سبب تحریک و افزایش ماهیچه‌ها می‌شود .‎


منبع:

:'(

ﯾﻬﻮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﻋﻮﺽ ﺷﯽ

ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻣﯿﺰﺍﺭﯼ

نشون میدی که به آینده امیدواری

 ﺁﻫﻨﮓ ﺷﺎﺩ ﭘﻠﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ

 به زور لباس میپوشی با دوستات بیرون میری شیطنت میکنی

 ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯿﺪﯼ

ﻭﻟﯽ

ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﺭﯼ

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻟﺒﻮﻡ ﺁﻫﻨﮕﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﮕﯿﺘﻮ ﭘﻠﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ

 دیگه از خونه بیرون نمیری

 زود عصبانی میشی

 هر کسی میاد سمتت پسش میزنی

 حتی آدمش از جاهای شلوغ فرار میکنی

تعداد پاکت سیگارت بیشتر میشه با خودت لج میکنی

 ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻤﻮﻡ ﺍﻭﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ.....

 بازم میشی همون اذمه قبل هیچ فایده ای نداره...


منبع:

39

سشیبلات!!!!!!!!!!!!!!!!! سشیبلات منکن!!!!!!!!! این اولین طالع بینی ای بود که انقدر با من صدق میکرد!!!! :||||||||||| توی هر {} حرف های خودمه!!! ;;)


اسفندی که باشی تو اوج ناراحتی هم که باشی، اما بازم تا اراده کنی می تونی یه جمعی رو به نشاط بیاری و لبخندو رو لباشون بنشونی..! {نه تو جمع :| تو یاهو و کنفرانس شاید =))}
اسفندی که باشی حواست هست دل کسی و نشکنی و ناراحتش نکنی، هر چند به راحتی همین کارو باهات کرده باشن...! {همین الآن عذر میخوام اگه دله کسیو شکوندم ولی باور کنید واقعا قصد چنین کاریو نداشتم :| همونطور که تو این جمله گفته!}
اسفندی که باشی عالم و آدمو به راحتیِ آب خوردن درک می کنی اما دریغ از یه درک کوچولو واسه خودت...!{این کاملاً راستههههههههههههه!! کاملاً راستهههههههههههه!!! بهتون اطمینان میدم!!!}
اسفندی که باشی دلت نازکه و زودی میشکنه اما دم نمی زنی و بازم می خندی...!{من فقط میدونم دلم نازکه و زودی میشکنه و زودی گریه میکنم :| ولی خب قسمته بعدیش هم راسته! تاحالا چندبار شده دلمو شکوندن ولی هیچی نگفتم!}
اسفندی که باشی معنی سکوتت رو فقط خودت میفهمی و بس!{دقییییییییییییییییییییقاً}
اسفندی که باشی گاهی خودتم نمی دونی چته! درکت خارج از توان اطرافیانت میشه..!{صد در صد راسته:|}
اسفندی که باشی دل همه رو زود به دست میاری و همه بدونِ اینکه بدونن " چرا " زود باهات انس میگیرن..!{اینو نمیدونم باید از شما ها بپرسم=)) جواب بدین! یا تو یاهو یا تو نظرات!}
اسفندی که باشی خیلی چیزارو میفهمی ولی به روی خودت نمیاری!{واقعا همینطوره :|}
اسفندی که باشی حد وسط نداری! یا مثبتِ مثبت ، یا منفی ِ منفی!{اوم... نمیدونم. ولی خب منفی نیستم!}
اسفندی که باشی یه آهنگو اینقدر گوش میدی تا جیغ همه رو در بیاری!{یادمه مهر ماه که بالاخره رفتم آهنگ WMYB رو بعده یه ماه دیدن موزیک ویدیو تو PMC دانلود کردم و دخی عمه م هم اونجا بودم و اونقدر گوش دادم به این آهنگه که صدای دخی عمه م در اومد :| بلی....}
اسفندی که باشی همه تیپا یه طرف، تیپ تمام مشکی هم یه طرف...!{این تیپ رو خیلی دوست دارم ولی خب جدیدا چیز میز مشکی ندارم :|}
اسفندی که باشی رنگای مورد علاقت ، بیشتر توو مشکی و قرمز و بنفش خلاصه میشه...!{ how the heck did you know that? :| من قرمز و بنفش خیلی دوست دارم :| جاستین هم یه جا خوندم همین رنگا رو دوست داره... :| -یاسمین هستم در حال سکته}
اسفندی که باشی همیشه یه تبسم آرامش بخش رو چهرته...!{والا من همیشه اخم رو چهرمه :| بقیه که تبسم من رو دیدن نظر بدن!!:))}
اسفندی که باشی گاهی یه اخم کوچیک باعث جذابیت صد برابری چهرته که جذبتو بیشتر می کنه...!{همونطور که گفتم من همیشه تو حالت اخم هستم. اونایی که اخمم رو دیدن نظر بدن :|}
اسفندی که باشی میشی یه " مرد اسفندی " که جذابیت زیادی واسه خانومای ماه های دیگه داری...!{من مرد نیستم ولی خب اوم... با مرد اسفندی هم رو به رو نشدم!! :))}
اسفندی که باشی بهترین مشاور واسه همه ای، اما به خودت که میرسی نمی دونی چی درسته و چی غلط..!{این کاملا درسته!! کاملا درسته!! همیشه دیگران رو نصیحت میکنم ولی به خودم که میرسه....؟! :|}
اسفندی که باشی گاهی خیلی بد اخم و عصبی هستی ، گاهی هم خیلی خوش خنده و دیوونه ...!{این رو هم میشه در کنفرانس های یاهو مشاهده نمود :))}
اسفندی که باشی میتونی توو یه لحظه، کامل از خود بیخود بشی و عرش و به فرش بدوزی...!{بلی بلی...حواستون باشه منو عصبانی نکنید... :دی}
اسفندی که باشی همین تفاوت ها ،یعنی منحصر به فرد بودنِ تو!{I'm fab}


خودم داشتم اینارو میخوندم شاخ در اوردم!!! :دی

------------------------------------------------------------------------------------

بقیه شو پیدا کردم.... ^_^

اسفندی که باشی رنگ ماهت ارغوانیه...! { بلی اصولاً ارغوانی هم دوست دارم;;)}

اسفندی که باشی میشی یه "زن اسفندی" که میتونی آرزوی هر مردی باشی...! {آقایون؟؟ شما نظر بدید!!!:))))))))))))}

اسفندی که باشی گاهی حس میکنی تو اصلا مال این زمان نیستی! متعلق به دوره ی دیگه ای هستی...! {حرف دلمو زد کصافط :(((((((((}

اسفندی که باشی همیشه مثه آبِ روی آتیش می مونی و این یه نکته رو هزاران نکته ی مثبت تو به حساب میاد ...!{یکی واسه من ترجمه کنه من اینو نمیفهمم :-s}

اسفندی که باشی ،میشی ته تغاریِ خدا...!
هواتو همیشه بیشتر داره چون میدونه دلت کوچیکتر از 11 ماه ِ دیگه اشه...! {asdfghjkl!!! نکن با من اینکارو! نکن!! :)) اوا....من حتی 8 ماهه هم هستم.. :-j از هر دو ور یه ماه کم دارم!! =))}


منبع:

تک آهنگ Japanese warrior

Shia Upload .::. شیعه آپلود


[MP3] B.A.P WARRIOR (Japanese Ver.)

B.A.P – WARRIOR (Japanese Ver.)

Release Date: 2013.09.14

Genre: J-Pop

Language: Japanese

Bit rate: MP3-320kbps (MV Ripped Ver.)

File Size: 9.67 MB


Track List:

01. WARRIOR

Download


منبع:

دفتــــر خاطراتـــــــــ...

دفتر خاطراتمــــ را ورقـــــ میـــــ زدمــــ

زندگیــــــ امـــــ از بــــا تـــــو بودنـــــــ شروعـــــــــ میـــــــــ شـــــــد

بهـــــ صفحهـــــــــ ایـــــــــــ رسیدمــــــــــ کهـــــــــ

 نوشتهــــــ بودیـــــــــ مـــــا همیشهـــــــــ باهمیمــــــــــــ

ولیــــــــــ خیلیـــــــ زود در صفحهــــــ یـــــــ بعــــــــد

روز پایانــــــــــ زندگیـــــــــ امــــــــــ بـــــــود 

روز رفــــــــتـــــــــــنـــــــــــــتــــــــــــــــــ


منبع:

باز هم شرلوک هولمز و این بار یان مکلین ...

درحالیکه بسیاری از طرفداران منتظرند تا فصل جدید سریال خوش ساخت Sherlock بزودی از شبکه ی بی بی cپخش شود ، اما بنظر می رسد یکی از کارکتر های معروف و جهانی Arthur Conan Doyle یک پروژه ی جدید دیگری نیز پیدا کرده است و اینبار هم یک دیگر از ستاره های فیلم The Hobbit بنام Ian McKellen در ان حضور خواهد داشت . بتازگی خبری منتشر شده است به این صورت که Ian McKellen قرار است در پروژه ی جدید Bill Condon بنام A Slight Trick of the Mind ، نقش شرلوک هولمز بازنشسته را بازی کند .
کارگردان فیلمهای Kinsey و Dreamgirls ، برای این پروژه بسراغ سال ۱۹۴۷ خواهد رفت که در آنجا Sherlock Holmesدر یک دهکده ی خواب الود و کوچکی در انگلیس بنام ساسکس بهمراه مستخدمش و دستیار آماتورش زندگی می کند . باهوش ترین کاراگاه جهان درگیر پرونده ای مرموز می شود که قدمتی 50 سال دارد و Sherlock Holmes مجبور می شود تا یکبار برای همیشه این پرونده را درحالیکه حل کند که دوست و همکار قدیمی اش واتسون در کنارش نخواهد بود .
فیلم A Slight Trick of the Mind براساس کتابی به همین نام نوشته ی Mitch Cullin ساخته می شود و Jeffrey Hatcher از The Duchess فیلمنامه ی این پروژه را نوشته است . همچنین این پروژه یک بازگشت تازه برای Ian McKellenو Bill Condon می باشد که این دو در سال ۱۹۹۸ با ساخت فیلم Gods and Monsters نامزد اسکار شدند و Bill Condon نیز توانست جایزه ی بهترین فیلمنامه ی اقتباسی را دریافت کند . جدیدترین فیلم Bill Condon یکی از پر سر و صداترین پروژه های هالیوود نام دارد که در مورد خالق اصلی سایت WikiLeaks می باشد و The Fifth Estate عنوان فیلم است ، حال انتظار می رود تا ساخت پروژه ی A Slight Trick of the Mind در ماه آپریل در انگلستان اغاز شود و برای زمان جشنواره ها اکران خواهد شد .

آریا فیلم

سینما سنتر


منبع:

نرگس

شعری از دوستان خوبم که در برای من سرود:


تو نرگسی ز آذری

گل بهشت داوری

ز دختران هم نوا فراتری فراتری


داشتن دوستان خوب هم نعمتی ست



منبع:

گیاه سخنگو

گونه اي تاك در جنگلهاي كوبا با انتشار پژواك صوتي قوي از برگهاي بشقابي شكل خود براي جذب خفاشهاي شهدخوار و انجام فرآيند گرده افشاني اش استفاده ميكند.


نام: MARC-marc-even-cub-balv20.34.jpg نمایش: 3 اندازه: 65.0 کیلو بایت




منبع:

...

روزی باز مـَـرا ورق خـوآهـــی زد

نیمــی از مـن در سطــرها مـانده اسـت

نیمــی در روزهــآیی که رفـته اند ...

+ سید محـمد مرکــبیان


منبع:

854


امروز مامان ع رو دیدممممممممممممممم!

وای از شانس کللللی به خودم رسیده بودم! مانتوی نو! تیپ دخترونه ی خوشگل! ارایش!

خبر نداشتم قراره ببینمش! با جاوید گلشهر منتظر بودیم. یهو ع با مامانش اومد! اول دست دادیم.

یهو ع منو معرفی کرد. مامانش گفت عههه؟ بعدش اومد رو بوسی کردیمو کلی گفت خوشحال شدم از دیدنتو و فلان!

دماغ مامانش از دماغ عمل شده خوشگلتره :| عروسکی! باحال بود مامانش! 

ارتودنسی ع اصلا بد نیست! توی چشم نیست.

بهش گفتم دیشب پ بهم پیشنهاد داد :))))))) کلی حرصش گرفت :))

جاوید رفت سر کلاس...

با ع حرف میزدیم.

نمیدونم چی شد حرفمون رسید به ازدواج...

من واقعا ازدواج رو دوس ندارم. ع هم همینطوره!

ولی همیشه یه گوشه ی ذهنم میگم اگه یه روزی من بخوامو ع نخواد چی میشه؟

بحثمون کشیدو گفتم...گفت من حاضرم تا اخر عمرم باهم باشیم. ولی ازدواج ترسناکه!

اصلا بحث طخمیی بود! نمیخوام بهش فکر کنم.





منبع:

سبزی های سم زدا

بدن انسان بر اثر غذاهایی که می خورد دارای باکتری ها و سمومی می شود که در دراز مدت می تواند باعث بروز بیماری های متفاوت باشد.
سبزی ها از موادی هستند که می توانند به انسان در دفع این سموم کمک کنند. در این مطلب نگاهی خواهیم داشت به تعدادی از سبزی های سم زدا.



منبع:

854


امروز مامان ع رو دیدممممممممممممممم!

وای از شانس کللللی به خودم رسیده بودم! مانتوی نو! تیپ دخترونه ی خوشگل! ارایش!

خبر نداشتم قراره ببینمش! با جاوید گلشهر منتظر بودیم. یهو ع با مامانش اومد! اول دست دادیم.

یهو ع منو معرفی کرد. مامانش گفت عههه؟ بعدش اومد رو بوسی کردیمو کلی گفت خوشحال شدم از دیدنتو و فلان!

دماغ مامانش از دماغ عمل شده خوشگلتره :| عروسکی! باحال بود مامانش! 

ارتودنسی ع اصلا بد نیست! توی چشم نیست.

بهش گفتم دیشب پ بهم پیشنهاد داد :))))))) کلی حرصش گرفت :))

جاوید رفت سر کلاس...

با ع حرف میزدیم.

نمیدونم چی شد حرفمون رسید به ازدواج...

من واقعا ازدواج رو دوس ندارم. ع هم همینطوره!

ولی همیشه یه گوشه ی ذهنم میگم اگه یه روزی من بخوامو ع نخواد چی میشه؟

بحثمون کشیدو گفتم...گفت من حاضرم تا اخر عمرم باهم باشیم. ولی ازدواج ترسناکه!

اصلا بحث طخمیی بود! نمیخوام بهش فکر کنم.





منبع:

اشتباهیـــــــ بچهــــــــ گانـــــــــــ


از وقتیـــــــ راهمانــــــــ جدا شدهـــــــ
همـــــــــ زندگیـــــــ منــــ بهتر استــــــــ همــــ تو
چونــــــــــ رابطهــــــــ یـــــــ بینـــــــــ ما
 فقطـــــــ اشتباهیــــــــ بچگانهـــــــــ بود

منبع:

عمق قضاوت

آنگاه که تو را نشناسند، تو زجر نخواهی کشید


انگاه که تو را تنها گذارند نیز زجر نخواهی کشید


اما...


اما آنگاه که تو را نشناسند، به قضاوت بگذارندت و قضاوتشان درست در نیامده، ترکت کنند


آن وقت است که هم زجر خواهی کشی و هم ترک خواهی خورد


پنجره را بگشا


قضاوت ها را بی محلی کن و تنها از همان پنجره بالایی به خدا بنگر


او هم می شناسد، هم درست قضاوتت می کند و هم ترکت نخواهد کرد


منبع:

مقاله: شناسایی ناروانی در متن و تجزیهٔ جملات به صورت توأم در زمان خطی

این مقاله قرار است در همایش روش‌های تجربی در پردازش زبان طبیعی (EMNLP)‌ در سیاتل  منتشر شود. در این مقاله با ارتقای تجزیهٔ وابستگی با زمان خطی، روشی با دقت بالا برای تشخیص ناروانی جملات و تجزیهٔ همزمان ارائه شده است.


Mohammad Sadegh Rasooli and Joel Tetreault, Joint Parsing and Disfluency Detection in Linear Time, EMNLP, Seattle, October 2013.


منبع:

دندون پزشکی

سلام سلام...

      باورتون میشه دیروز وپریروز کلا دندون پزشکی بودیم

              اونم برا دندونی که یک ساعت بیشتر کار نداشت...

                    خدایا گذر گرگ بیابون رو هم به دندون پزشکی ننداز...

همه باهم: الهی آمیییییییییین!!!!!

آغا ما گفتیم بریم مرکز استانمون چون اونجا دکتر هاش بهتره رفتیم ساعت شش نوبت داشتیم از دندون پزشکی زنگ زدن گفتن اگه میخواید کارت بکشید کارت خوانمون خرابه وتوراه پول نقد بگیرید

ما قبلش  میخاستیم نصف پول رو کارت بکشیم امایه عابر بانک پیدا کردیم وکارت  وارد کردن همان وبلعیده شدن کارت همان!

خلاصه زنگ زدیم دندونپزشکی وگفتیم کارتمون رو لولوخورد...

              برا فرداش ساعت نه ونیم وقت گرفتیم

                     شب رفتیم خونه دختر عمه من موندیم وجاتون خالی خوش گدشت

                           اما آقایی شب از دندون درد درست نخوابید

                                     فرداش رفتیم بانک وکارت شناسایی بردیم وکارت رو گرفتیم

رفتیم دندون پزشکی وآقایی نشست روهمین صندلی های مخصوص که نمیدونم اسمش چیه اما مث صندلی آرایشگاهه

دکتر اومد بی حسی به دندون آقایی تزریق کرد اما ببیحس نشد

قربونش برم که چقد بااحساسه!خخخخ

به دکتر گفت اما دکتره گف نه بی حس شدی واینا بعدم شروع کرد به تراشیدن دندون آقاییم...

وای که آقایی چقد درد کشید خیلی درد داشت دکتره بازم بی حسی زد اما آقایی خیلی دندونش درد داشت مخصوصا موقع تراشیدن من دلدارش میدادم

دکتر جمعا چهار بار بیحسی تزریق کرد اما اصلا بی حس نشد

پانسمانش کرد وقرار شد بعدظهر بیاد...آقایی توماشین خحیلی درد داشت ورنگش کلا پریده بود

موقع رانندگی هی سرش رو میذاشت رو فرمون منم با این که گواهینامه دارم اما

جای به اون شلوغی میترسیدم ماشین برونم

خلاصه تا بعدظهر به هربدبختی سر کردیم بعد ظهر رفتیم ویه دکتر دیگه اومد وبااولین بی حسی بیحس شد

 ویکساعت بعد تموم شد کارش...

                     وما نفس راحتی کشیدیم

          تو ادامه عکس هایی عاشقانه از دست های خانمی وآقاییش!!!!

..رمز همیشگی...

(هرکی خواست بگه بهش رمز بدم)


http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها


منبع:

+ پست ۵۱

شاید باورتون نشه ولی از ساعت 12 تا همین الان مشغول دانلود کردن یه قسمت از ومپایــِر دایریز بودم :دی

چیه ؟؟ لابد الانم فکر میکنین دانلودش موفقیت آمیز بود و میشینم میبینم !!! :)) اصن همچین فکری نکنید که ناراحت میشم ... :)) بالاترین رکوردی که زدم تو دانلود 20 مگ بوده :| هی قطع میشه ... :(( اصن تو روح مسئولان صلوات :| والــآ با این نوناشون :|

اصن تصور کنین سرعت نت ما چقدر پایینه ... بعد فیل تر شکنم روشن باشه ... بعد کامپیوترم که ویروسی باشه ... اصن چه توقعی دارم دیگه من !! :|

نمیدونم چرا با همه ی اینا باز از رو نمیرم دوباره میزنم که دانلود شه :|

امشب یه فیلم دیدم که مستر بین توش بازی میکرد Keeping Mum :دی مثلن مورد دار نبود و داداشم واسم اورده بود :| البته فقط مثلن :| کل فیلم اصن موضوعش خیانت و اینا بود :)) دختره هر روز یه پسرُ میورد خونه شون ... باباش میخاست پسرا رو صدا کنه اینجوری میگفت : کارل ، اِ نه مارک ... دیوید !! :دی بعد خود پسره خودشُ معرفی میکرد :| اونوقت به ما اجازه نمیدن بریم خونه دوستمون :|



+ محمد اس داده جای من خالی نباشه ناراحت تباشید فردا میام :)) اعتماد به سقفه ینیــآ :| گفتم اتفاقا اصن خالی نیست با مامان ندا و بابا حسین داریم 21 میزنیم :دی


منبع:

+ اووپس

+ امرو از صب حالم عالیه :دی

جوری که مث قدیم قدیم قدیما...وختی داشتم اماده میشدم ، بدون اینکه حواسم باشه همراه

 آهنگ میرقصیدم =)))))))

همه توافق دارن توی این قضیه ک از وختی دانشگا مشخص شده من بهتر شدم :دی :دی

+ امرو خوشید...ینی به قولی خوش که دیگه نمیگذره ولی خوب گذش...

+ فاطی میگه امید به من حسودیش میشه =))) 

این روزا پسرا از دخترا حسودترن :دی :دی

+ امشب بعده یه ماه رفتم دکتر =)))) حالا جالبیش اینجاس که دردم خوب شده بود =)))

کلن خانوادگی ک.س خلیم :دی

چه کرما که من ریختم امشب تو مطب دکی...یه پسره رو ک مجبور کردم بره بیرون اصن =)))

من چیکا کنم وختی کرما وول میخورن من دیگه مقصر نیسم :دی

یه پسره دیگه هم بود از اول اون هی کرم میریخ من محل نمیدادم ولی آخرش گیم بازی کرد منم محل دادم =)))

فک کنم میدونس نقطه ضعفمه :دی :دی

+ بهم آرام بخش داد...گف سالمه سالمی ولی روحت داغونه :دی :دی

دکی پرسید عصبانی هم میشی ؟؟ یهو ننه م جوگیر شد گف آآآآآآآآآآآآآآآآآآره عاقای دکتر به شدت پرخاشگره =))))

برعکس همیشه ک در این جور مواقع عصبانی میشدم از دس این ننه ی مهربان تر از مادر :دی :دی

ایندفه خندم گرف...

دکتره تا اینو شنید یه نگاه دیگه بهم کرد گف به نظر که دختر آرومی میاد =)))

میخاسم بگم دکی جون کافیه دو روز با من دوس شی تا یاد بگیری از رو ظواهر قضاوت نکنی :دی

+ نتم موشکل دار شده...بضی وختا بی خودی قط میشه, مث امشب :l

+ امشب داشم تو ماشین به ارام بخشی که بهم داد فک میکردم...

هه...آرامش زندگیمم یه قرصه تلخه ک باید با یه لیوان آب قورتش بدم...زندگی جالبی دارم واقه عن :دی

+ خوشالم یه درجه دیگه رفتم بالا...پیش به سوی سنگ شدن :دی 

کم کم دارم مراحل موفقیت رو توی پوچی طی میکنم...

بعدن نوشت : خب تبریک عرض میکنم خدمت حضور خودم...دوباره دپرس شدم...یه شب...ینی یه شب...

منو ببین...یه شب...به دلم موند یه شب با خنده بخابم نه بغض...منو ببــــــــــــــــــــــــــــین...فقط یه شب...

یه شب...فقط یه شب...

( حالا ک گ.ه خورد به حالم بزارید اعتراف کنم...حالم فقط بد نبود...ولی داشتم به زور تلقین عالیش

 میکردم...همه چی از همون رقصه شرو شد...با خودم گفتم میتونم و تونستم...ولی اخرش انگار کم اوردم... )


منبع:

Lets Go Cena” vs. “Cena Su*ks”

جان سینا در طول کریر 10 ساله خودش در WWE , تقریبا هر دستاوردی که وجود داشته رو برده . 13 بار ورلدچمپ , 3 بار قهرمان آمریکا , 4 بار قهرمان تگ تیم , همچنین 3 بار ســـوپراستار سال شدن . با اینحال , این موفقیت ها عوارضی رو به همراه داشته . محبوبیت اولیه سینا در نزد برخی هواداران متزلزل شده و در نتیجه طرفداران WWE به دو دسته جداگانه تقسیم شدن .

جای تعجب نیست که این دو دسته با هم دوست نیستن , چون دیدگاه هرکدوم از این دو گروه نسبت به رستلینگ منحصربفرده . اینجاست که شما جنگ بین این دو جناح رو در آرناها با شنیدن دو شعار زیر مشاهده میکنید :

“Lets go Cena!

“Cena su*ks!”

حالا اجازه بدین به بررسی هرگروه بپردازیم تا ببینیم هرکدوم از اونا دقیقا چه فکری در مورد سینا میکنن و چرا ؟

------------------------------

The Cenation یا هواداران جان سینا

طرفداران معمول : بیشتر اعضای این گروه رو بطور معمول جوانان تشکیل میدن . این افراد در دوران اتیتود ارا به دنیا نیومدن . هرکدوم از اونا تیشرت های سینا رو دارند و همچنین هرگونه کالاهای دیگر مربوط به او . تا حد مرگ طرفدار سینا .

چرا اونا از سینا حمایت میکنند : درست مانند هالک هوگن در دهه 70 و 80 , جان سینا ســـوپرهیروی WWE محسوب میشه . سینا ظاهرا شکست ناپذیره و هرروز مجموعه ای از آرمان ها رو دنبال میکنه . Hustle, Loyalty, Respect یعنی تلاش , وفادارای , احترام . برای بسیاری از افراد جوان , این صفات باعث میشه برای رسیدن بهش تلاش کنند . یک الگو . یک کتاب راهنما برای زندگی . درست مانند جمله ای که هوگن میگفت : '' ویتامین هات رو بخور و شکرگزاری کن '' و موفق شد توجه جوانان رو به خودش جلب کنه .

علاوه بر اینکه اون آرمان ها زیبا هستن , سینا نیز خیلی عالی اونا رو اجرا میکنه . میزان کاری که سینا برای WWE و موسسات خیریه اطراف کمپانی انجام میده , حتی توجه هواداران غیر رستلینگ رو به خودش جذب کرده . سینا در طول 1 سال بیشتر از 300 روز برای WWE کار میکنه و سعی میکنه هرگز مصدوم نشه . کمک های مالی به سازمان خیریه Make-A-Wish از جمله کارهای اوست . این برای جوانان و واقعا بطور کلی مردم سخته از کسی متنفر باشن که برای سرگرمی دیگران فداکاری میکنه .

با اینحال , شاید بزرگترین دلیلی که سینا اینقدر در میان هوادارانش محبوب هست توانایی او بعنوان یک رستلره . پشت میکروفون , که میتونه تبدیل به یکی از سرگرم کننده ترین مردان در روستر WWE بشه . یا در داخل رینگ که همیشه میتونه یک مسابقه سرگرم کننده رو به نمایش بزاره . مردمی بودن جان سینا خودش یک دلیل دیگه محسوب میشه .

The Cena Haters یا مخالفان جان سینا

طرفداران معمول : نوجوان و یا بالاتر از اون ( از نظر سن ) , این افراد در طی اتیتود ارا رشد کردن . هرکدوم از اونا تیشرت anti-Cena میپوشند . به احتمال زیاد طرفدار indy wrestling یا رستلرهای ایندی , مانند سی ام پانک , دنیل برایان و دین آمبروز .

چرا اونا از سینا متنفرند : بیشتر آنتی سینایی ها به یک دلیل از او متنفرند . او نقش ســـوپرمن رو داره .

با وجود اینکه ســـوپرمن برای دهه ها یک شخصیت قدرتمند در کتاب های کمیک بود , اما او فاقد هرگونه رئالیسم هست که خوانندگان بتونن باهاش ارتباط برقرار کنند . به همین دلیل محبوبیت این کاراکتر در مقابل شخصیت هایی مانند بت من , آیرون من و ولوورین کاهش پیدا کرده . در مورد سینا موضوع مشابهی وجود داره . او برای بیشتر طرفداران رستلینگ بیش از حد کامله که اونا بتونند باهاش ارتباط برقرار کنند . از چهره او گرفته تا باختهایی که بندرت متحمل میشه . تقریبا هیچکدوم از طرفداران قدیمی تر و مسن تر نمیتونن به سینا نگاه کنن و بگن '' هی , من خودم رو در این پسر میبینم '' این یکی از دلایلی هست که محبوبیت ستارگانی مانند دنیل برایان و سی ام پانک در سالهای اخیر سر به فلک کشیده .

مشکل اصلی دیگه ای که خیلی ها با سینا دارن حول محور Attitude Era و PG Era هست . در حالی که بسیاری از حامیان سینا بیش از حد جوان هستن که اتیتود ارا رو به خاطر داشته باشند , اما بسیاری از مخالفانش در اواخر دهه 90 رشد کردن و اون دوران رو به یاد میارن . به همین دلیل , مسخره بازی های سینا و قدرت های مافوق انسانی او منجر به این شده که بسیاری از طرفداران قدیمی که با یک محصول خشن تر و نوآورانه تر بزرگ شدن نسبت به کارهای سینا احساس بیگانگی بهشون دست بده . برای این دسته از طرفداران , سینا بعنوان نماد PG Era در نظر گرفته میشه . دوره ای که اونا احساس میکنن ویژگی های یک محصول ضعیف و آبکی رو داره .

در نهایت , سبک سینا در داخل رینگ که هواداران آنتی سینا لقب “The Five Moves of Doom” رو روش گزاشتن . سبک رستلینگ سینا دارای گوناگونی و تنوع نیست . این موضوع باعث شده که بسیاری از مسابقات او تکراری به نظر برسه . در حالی که حتی سخت ترین مخالفان سینا نیز بر سر این توافق دارن که او میتونه یک مسابقه بزرگ رو اجرا کنه , اما همون افراد اعتقاد دارن که این مسئله بخاطر حریفی بوده که در داخل رینگ با سینا مبارزه کرده , مانند سی ام پانک .

شما جزء کدوم گروه هستید ؟ سینا فن یا آنتی سینا ؟
لطفا در نظرسنجی شرکت کنین و دلیل یا دلایلتون برای انتخاب چیه ؟


منبع:

صـدای مـردانه ات دلم را میلرزاند!!!

دسـتان بزرگ و قوی ات،

مـرا یاد یک واژه می اندازد:

" امنیت "

آغـوشت همچون دریـایی پـر تلاطم است؛

و مـن

چـقدر غـرق شدن در این دریـا را دوست دارم!!!

تـ ـو فـقط مـرد من بـمان

و مـن نیز ،

بـانوی تـمام لحظاتت ...



منبع:

Ziarat Ashura

Peace be on you, O Abu Abdullah!

Peace be on you, O son of the Apostle of Allah!

Peace be on you, O son of the commander of the faithfuls, the forebear of the successors!

Peace be on you, O son of Fatimah, the choicest among the women of the worlds!

Peace be on you, O the select, surpassing, chosen in preference over all good of Allah, and son of Allah's (such) good.

Peace be on you, who was martyred while fighting heroically in the cause of Allah, the son of Allah's fearless warrior, you were isolated and had been attacked with a vengeance!

Peace be on you and on those souls who had gathered in your camp, and strided along with you, in your journey. I pray and invoke Allah to keep all of you tranquil and restful, for ever; so far I am alive, this is my prayer, and till nights and days follow each other.

O Abu Abdullah! unbearable is the sorrow, nerve-racking is the agony, you put up with, for us and for all the (true) Muslims, crimes committed against you also shocked and unnerved the dwellers of the heavens, one and all.

May Allah condemn and damn the people who laid the basis and set up the groundwork, to wander astray and turn aside from not only you and your family but to take liberties and bear hard upon you.

May Allah condemn and damn the people who tried to obscure and deny your office and status, willfully neglected your rank and class Allah had made know in clear terms. May Allah condemn and damn the people who killed you.

May Allah condemn and damn the abettors who instigated and had a part in your murder. I turn to you and Allah, away from them, their henchmen, their followers and their friends,

O Abu Abdullah, I pray and invoke Allah to send blessings on you. I make peace with those who make their peace with you, I make war on those who go to war against you, till the Day of Judgment.

May Allah condemn and damn the family of Ziyaad and the family of Marwaan;

May Allah condemn and damn the group and the tribe of Umayyah, one and all, altogether;

May Allah condemn and damn the son of Marjaanah;

May Allah condemn and damn Umar son of Saad;

May Allah condemn and damn Shimr;

May Allah condemn and damn the people who bridled the horses and saddles for your martyrdom. I, my father and mother are at your disposal. Profound is my sorrow for you. I beg Allah, who honoured you above others, to be generous towards me on account of you, and give me the opportunity to be with the victorious Imam, the descendent of Mohammad (blessings and peace be on him and on his children from Allah) at the time of the final and decisive war against Allah's enemies.

O my Allah make me attend to Your cause, sincerely, in every respect following in Husayn's footsteps, in this world and the hereafter. O Abu Abdullah, I pray and invoke Allah to send blessings on you. I come nearer and seek greater intimacy with Allah, with His Apostle, with Ameerul Moomineen, with Fatimah, with Hasan and with you, with the help of your love and patronage, cutting off every connection with those who took up arms against you and killed you.

I disconnect all links with those who, in the beginning, took the first steps to take liberties with and bear hard upon you, I take refuge with Allah and His Apostle (blessings of Allah be on him and on his children), free from the guilt of associating with those who laid the foundation for (your suffering), devised and carried out their corrupt plan of action, boldly gave currency to reign of terror and cruelty to oppress you and your friends and followers;

I detach myself from them and present myself to Allah and to you, I (first) seek greater intimacy with Allah and then with you to win your love and patronage, and to make friends with your friends, cut off all links with your enemies, and with those who planted the seeds of hostility against you, and reject and discard their associates, their followers and their friends.

 I make peace with those who made their peace with you, I search out and confront those who waged war against you, I make friends with those who stood by you, I strive against those who came in conflict with you, therefore, I make a request to Allah to acquaint (me) with the awareness that perceives you and your friends, to set me free from the corrupting influence of your enemies, to make me keep company with you in this world and in the Hereafter, stand firm beside you and follow your footsteps closely in this world and in the next world.

I beseech Him that he helps me to reach your highly praised station, given to you by Allah, (to meet you), that He provides me the opportunity to fight for justice and fairplay along with and under the leadership of the rightly guided guide (in your progeny) who surely will come and speak the truth. I beseech Allah in the name of your right and the purpose He assigned to you, that He overwhelms me with grief in memory of your sorrows, more than the personal grief that torments any one who is in great agony, sorrows which have no parallel and overshadow all calamities that took place in the history of Islam, for that matter, through out the whole universe.

O my Allah, in my on the spot situation, treat me like him (or her) who obtains from You (Your) blessings, mercy and forgiveness.

O my Allah, bring me to life again, after death, in the place Mohammad and his "Aal" (children) are dwelling, and make me depart from this world like Mohammad and his "Aal" (children) had left,

O my Allah this day is a day of rejoicing for the "Bani Umayyah", the herd of hardened criminals, the eternally damned and accursed group, a fact that had been made public by You and by Your Prophet (blessings of Allah be on him and on his children), who, in every place and at all occasions, drew attention of people to this truism.

O my Allah condemn and damn Abu Sufyaan, Yazid son of Muwa'awiyah and let it be an everlasting curse upon tem from You. Today the descendants of Ziyaad and Marwan make merry, laugh and dance because on this day they killed Husayn (blessings of Allah be on him).

O my Allah, therefore, double up the curse You bring upon them and also the punishment You decree for them.

O my Allah, I seek nearness to You today in this frame of mind, cutting off all links with them for the rest of my life, denouncing them because of my love for Your Prophet and his children, peace be on him and them.

 Then again say 100 times:

O my Allah condemn and damn the first tyrant who unjustly and wrongfully usurped that which rightly belonged to Mohammad and the children of Mohammad, and bring curse upon those who, after him, followed in his footsteps.

O my Allah condemn and damn those conspirators who vexed and harassed Husayn, showed eagerness, agreed mutually, and joined hands to kill him. O my Allah bring curse upon all of them.

 (you may even recite only " O my Allah bring curse upon all of them". 100 times)

Then again say 100 times:

Peace be on you, O Abu Abdullah, and on those souls who came to your camp to put themselves at your disposal.

So far I am alive and the days and nights follow each other I invoke Allah to send blessings on you for ever and ever.

May Allah not make my this pledge of close association, physical as well as spiritual, with you the last fulfillment.

Peace be on Husayn, and on Ali son of Husayn, and on the children of Husayn, and on the friends of Husayn.

 You may even recite only " Peace be on Husayn, and on Ali son of Husayn, and on the children of Husayn, and on the friends of Husayn." 100 times)

Then say:

O my Allah, let the curse I call down on the head of the first tyrant stick like a leech; and stay put for ever on the first, then the second, the third and the fourth.

O my Allah damn and call down evil on the fifth, Yazid son of Mua'awyah, and bring a curse upon Ubaydullah son of Ziyaad, ibna Marjanah, Umar son of Saad, and Shimr, and on the descendants of Abu Sufyaan, on the descendants of Ziyaad, on the descendants of Marwaan, till the Day of judgement.

 

Then go in Sajdah(prostration) and say:

O my Allah! (All) praise is for You (alone); praise of the "Ever-thankful to You", who glorify You whatever come to pass. (All) praise is for Allah for my deep-felt intense grief. O my Allah make available for me the recommendations of Husayn on the day I present myself before You, let me stand firm in safety before You on account of my sincere attachment with Husayn, along with him and his comrades, who sacrificed everything they had (heart, mind, soul and life) for Husayn, peace be on him.


منبع:

اولوم سنین قوجاغیندا

 

 

بو دونـیانی اونودارام

 

 گولوم سنین قوجاقیندا

 

 بیهوش اولوم،قوی لال اولسون

 

 دیلیم سنین قوجاغیندا.

 

 

 

 تاپسا منی قضا ـ قدر

 

 عومروم ـ گونوم کئچسه هدر

 

 خوشدور منه چکسم اگر

 

 ظولوم سنین قوجاغیندا

 

 

 

 یا وعده نی بو یازا وئر

 

 یا "بهمن"ـ ی گودازا وئر

 

 هئچ اولماسا ایجازه وئر

 

 اولوم سنین قوجاغیندا

" بهمن وطن اوغلو "" بهمن وطن اوغلو "" بهمن وطن اوغلو "" بهمن وطن اوغلو "


منبع:

ang Keun Suk in Arab Magazine Sayidati


جانگ کیون سوک در مجله معروف عربی!! این متن توسط 1 مارماهی

 مرد فعال به اشتراک گذاشته شده که او میخواسته شهرت جانگ کیون سوک

را در عربستان نشون بده! البته جانگ کیون سوک یکی از ستاره های مرد

مشهور در کشور های عربی است! حتی بچه ها عراقی!مدل مو و مد و استایل

 او را تقلید می کنند! ( خو که چی مثلا!! بیا من 10 مجله ایرانی بزارم جلوت

 که  چند صفحه فقط از  سوکی نوشتن!!!! تا حالا هم اینقدر شلوغش نکردیم! :|

http://uploadtak.com/images/c363_9990317885_f9b2f2de4.jpg
http://uploadtak.com/images/d8986_sayidati3.jpg


منبع:

سبزی های سم زدا

بدن انسان بر اثر غذاهایی که می خورد دارای باکتری ها و سمومی می شود که در دراز مدت می تواند باعث بروز بیماری های متفاوت باشد.
سبزی ها از موادی هستند که می توانند به انسان در دفع این سموم کمک کنند. در این مطلب نگاهی خواهیم داشت به تعدادی از سبزی های سم زدا.



منبع:

41

Do You Ever Get The Feeling That You Were Meant To Do Something Extraordinary?

امروز آخرین قسمت از فصل اول بود.

آخرش خیلی غم انگیز بود موقعی که نیتن اومد پیش پیتر و حرفایی که کلر زده بودو زد که چمیدونم ... :((

نزدیک بود گریه م بگیره :|

این سایلر هم خیلی چیزه ها :-دبلیو

دلم میخواد جرش بدم :| و در عین حال حس دوست داشتنه خاصی بهش دارم. جیگره آخهههه. ولی من از شخصیت های منفور بدم میاااد .

پیتر عشخهههه :ایکس

از همون روز اول که دیدم عاشخش شدم ;;)

و واقعا میگم :|

تو عمرم اینقدر عاشق یه سریال نشده بودم. و میدونید؟ :( شانس هم که ندارم. تو ویکی پدیا رفتم دیدم اینو نوشته:

توقف ساخت
ساخت این سریال پس از پایان بخش چهارم از فصل چهارم متوقف شد. با اینکه در آخرین قسمت از فصل چهارم، عبارت "ادامه دارد..." مشاهده می شود، اما گویا بدلیل نظرسنجی ای که در امریکا صورت می گرفت و بر اساس آن بیننده ی این سریال خیلی کاهش یافته بود، این سریال متوقف شد.

گور بابای اون ملت :| من اینجااااااام من اینجااااااام من سریالو میخواااااام ادامه شو میخواااااااااام :|

فکر کنم اگه تو خارج بودم بعد مثلا بابام یه شخص سرشناسی چیزی بود به خواست من و پدرم سریال رو ادامه میدادن :| باور کن -_-

ولی به هر حال یه جا خوندم فصل پنجمش به صورت کمیک میاد بیرون :|

عزیزم من تو نارنیا زندگی میکنم. و دقت کنید. ن ا ر ن ی ا همه ی حروف ا ی ر ا ن رو داره. من میرم گریه کنم میام...

خب برگشتم :| ببینید تو ویکی پدیا دیگه چی نوشته:

در سال ۲۰۱۰ اعلام شد فصل جدیدی از قهرمان ها هرگز ساخته نخواهد شد و داستان با یک فیلم سینمایی (احتمالاً ) به پایان می رسد. تخیلی شدن بیش از حد، باعث ریزش قشری از مخاطبان و عملاً تبدیل قهرمانان به یک سریال کودکان شده بود.

کودکان؟؟؟؟؟ مردم قدرت تخیل ندارن به من چه :((((((((( برن بمیرن اون مردم :((((((((

ایش :( کاش لااقل اون فیلم سینمایی رو برای پایانش میساختن :-<

کاش...

به هر حال :) هیچ سریالی جای قهرمانان رو برام نمیگیره. هیچ وقت :)

http://up.vbiran.ir/uploads/Heroes_logo_34562137909143612007.png


منبع:

...

روزی باز مـَـرا ورق خـوآهـــی زد

نیمــی از مـن در سطــرها مـانده اسـت

نیمــی در روزهــآیی که رفـته اند ...

+ سید محـمد مرکــبیان


منبع:

شمه ای از کرامات امام جعفرصادق(ع)




جام دینی:

همانطور که پیامبران الهی برای اثبات نبوت خویش افعال خارق العاده ای به عنوان معجزه انجام می دهند ائمه اطهار و اولیای الهی هم برای اثبات حقانیت خویش، بیدار کردن مردم یا جهات دیگر، کراماتی از خود بروز می دهند و از طرف خداوند به آن ها عنایات ویژه ای می شود که باور آن ها برای اذهان عمومی خیره کننده و تعجب برانگیز است. هنگامی که صفحات تاریخ را ورق می زنیم با نمونه های بسیاری از این امور مواجه می شدیم که به دو نمونه از آن ها از زبان قرآن اشاره می کنیم:

1- یکی از کرامات حضرت مریم، نزول طعام آسمانی از طرف خداوند برای اوست. قرآن کریم می فرماید: «کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم أنّی لک هذا قالت هو من عندالله » (1) ; «هرگاه حضرت زکریا بر مریم در محراب وارد می شد، غذای مخصوصی نزد او می دید. (آن حضرت سؤال می کرد) ای مریم! این غذا را از کجا آورده ای (او پاسخ می داد) : این ها از سوی خداوند است.»

2- نمونه دیگر درباره آصف بن برخیا از یاران حضرت سلیمان است که تخت بلقیس را در مدت زمان کمی از مکانی دور حاضر نمود. خداوند متعال می فرماید: «قال الذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک فلما راه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربی » (2) ; «کسی که دانشی از کتاب داشت گفت: من آن را پیش از آن که چشم بر هم زنی نزد تو خواهم آورد. پس هنگامی که [سلیمان] آن را نزد خود دید گفت: این از فضل پروردگار من است.»

انجام کرامات به دست اولیای الهی آن قدر روشن و بدیهی است که اکثر مسلمین بر جواز آن اتفاق دارند.

تفتازانی از علمای اهل سنت می گوید: «ظهور و روشنی کرامات اولیای خدا همچون روشنی معجزات انبیاء است و انکار این امور توسط اهل بدعت و گمراهان چیز عجیبی نیست، چرا که آنان خود توان انجام آن را ندارند و درباره حکام خود هم آن را نشنیده اند، لذا دست به انکار می زنند.» و در جای دیگر می گوید: «کرامات حضرت علی علیه السلام آن قدر زیاد است که قابل شمارش نیست » . (3)

کرامات امام صادق (ع)

در ذیل برخی از کرامات امام صادق علیه السلام بیان می گردد.

باطل کردن سحر ساحران

محمد بن سنان می گوید: منصور دوانیقی هفتاد مرد از شهر کابل را فراخواند و به آن ها گفت: وای بر شما که ادعای ساحر بودن دارید و بین زن و شوهر او فاصله می اندازید ... .

او با وعده های بسیار آن ها را تحریک کرد تا با انجام سحرهای خود ابا عبدالله را مبهوت و مقهور خود سازند. ساحران به مجلسی که منصور فراهم کرده بود رفتند و انواع صورت ها از جمله صورت های شیر را به تصویر کشیدند تا هر بیننده ای را سحر کنند. منصور بر تخت خود نشست و تاج خود را بر سرگذاشت و به دربان دستور داد که امام صادق علیه السلام را وارد سازند. وقتی امام ششم وارد شد، نگاهی به آن ها کرد و دست به دعا برداشت و دعایی خواند که برخی از الفاظ آن شنیده می شد و قسمتی را هم به طور آهسته خواند، سپس فرمود: وای بر شما به خدا قسم سحر شما را باطل خواهم نمود. سپس با صدای بلند فرمود: ای شیرها آن ها را ببلعید، پس هر شیری به ساحری که او را درست کرده بود حمله کرد و او را بلعید. منصور بهت زده از تخت خود بر زمین افتاد و با ترس می گفت: ای ابا عبدالله! مرا ببخش دیگر چنین کاری نخواهم کرد، حضرت هم به او مهلت داد. بعد منصور دوانیقی از امام علیه السلام درخواست کرد، شیرها ساحرانی را که خورده بودند برگردانند. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر عصای موسی آنچه را بلعیده بود برمی گرداند، این شیرها نیز چنین می کردند. (4)

زنده کردن یکی از یاران

محمد بن راشد از جد خود که یکی از مسلمانان هم عصر امام صادق علیه السلام است نقل می کند که روزی به قصد دیدار امام علیه السلام حرکت کردم تا از او سؤالی بپرسم، در میان راه مطلع شدم که آن حضرت به تشییع جنازه سید حمیری رفته است، پس به طرف قبرستان رفتم و بعد از ملاقات با امام علیه السلام سؤال خود را از ایشان پرسیدم و جواب آن را دریافت کردم.

هنگامی که خواستم برگردم، مرا به نزد خود خواند و فرمود: شما مردم سرچشمه علم و دانش را رها کرده اید. عرض کردم: آیا شما امام و پیشوای امت در این زمان هستید؟ امام فرمود: آری. عرضه داشتم: دلیل و آیتی می خواهم تا یقین پیدا کنم. آن حضرت فرمود: هرچه می خواهی بپرس، من با اراده الهی جواب تو را خواهم گفت. عرض کردم: برادری داشتم که از دنیا رفته و او را در این قبرستان دفن کردیم، از شما می خواهم او را زنده کنید، امام فرمود: برادرت انسان خوبی بود و به خاطر او خواسته تو را برآورده می کنم، گرچه تو سزاوار چنین کاری نیستی، سپس نزدیک قبر او شد و او را صدا زد، در این هنگام قبر شکافته شد و برادرم از آن خارج شد. به خدا قسم که چنین شد و به من گفت: ای برادر از او (امام صادق علیه السلام) پیروی کن و او را رها مکن. آن گاه به قبر خویش بازگشت. امام علیه السلام از من عهد گرفت و مرا قسم داد تا کسی را از این موضوع مطلع نسازم. (5)

خبر از شهادت برخی یاران

از ابوبصیر نقل شده است: روزی در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بودم که صحبت از «معلی بن خنیس » به میان آمد، ایشان فرمودند: «ابا محمد! مطلب مهمی را در مورد او به تو می گویم، آن را از دیگران مخفی نگه دار; او به مقام واقعی خود نمی رسد مگر زمانی که از طرف «داود بن علی » مورد تعرض قرار خواهد گرفت.»

پرسیدم: داود با او چه خواهد کرد؟ فرمودند: «او را دعوت کرده، گردنش را می زند و بدن او را به دار می آویزد.»

عرض کردم: این حادثه در چه زمانی واقع خواهد شد؟ امام فرمودند: «در سال آینده » .

ابوبصیر می گوید: سال بعد داود والی مدینه شد و معلی را به پیش خود فراخواند و از او خواست که اسامی یاران امام صادق علیه السلام را برایش بنویسد، معلی از این کار امتناع ورزید، داود عصبانی شد و گفت: اگر اسامی آن ها را کتمان کنی تو را خواهم کشت، معلی بن خنیس گفت: آیا مرا به کشته شدن تهدید می کنی!؟ به خدا قسم هرگز چنین کاری نخواهم کرد. داود خشمگین شد و او را به شهادت رساند و جسد مطهرش را به دار آویخت. (6)

آگاهی از غیب

موارد متعددی در تاریخ نقل شده است که بیانگر آگاهی و اشراف کامل امام صادق علیه السلام بر امور غیبی است و کلامی را که ایشان فرموده: «نحن ولاة الامر و خزنة علم الله (7) ; ما والیان امر و خازنان علم خداوند هستیم.» در عمل نشان داده و به اثبات رسانده است. در این نوشتار به ذکر یک نمونه اکتفا می کنیم:

ابراهیم بن مهزم می گوید: از محضر امام صادق علیه السلام جدا شدم و به منزل رفتم، شب هنگام بین من و مادرم مشاجره ای رخ داد، بر سر او فریاد زدم و با تندی با او سخن گفتم، صبح شد، نماز را خواندم و بلافاصله نزد امام آمدم، همین که داخل شدم فرمود: ای پس مهزم! چرا بر سر مادر خود فریاد زدی؟ آیا نمی دانی که او تو را در شکم خود نگهداری کرد و در دامان خود پروراند و با شیر خود تو را تغذیه نمود؟ عرض کردم: آری. ایشان فرمودند: پس هیچ وقت با تندی با او سخن مگو. (8)

آتش در اطاعت امام

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام بنام مامون رقی نقل کرده است که: در محضر سرور و مولایم امام صادق علیه السلام بودم، سهل بن حسن از شیعیان خراسان وارد شد و سلام کرد و نشست، عرض کرد: ای فرزند رسول خدا کرامت و بزرگی از آن شماست، شما خاندان امامت، چرا بر این حق خود سکوت کرده و قیام نمی کنید و حال آن که هزاران نفر از شیعیان شما آماده شمشیر زدن در رکاب شما هستند.

امام علیه السلام فرمود: ای خراسانی! لحظه ای درنگ کن. پس امر فرمود که تنور را روشن کنند، هنگامی که آتش شعله ور شد، به سهل فرمود: داخل تنور شو، سهل گفت: ای پسر رسول خدا مرا از این کار معاف بدار، در این هنگام هارون مکی یکی از اصحاب با وفای امام علیه السلام وارد شد در حالی که کفش های خود را در دست گرفته بود، سلام کرد و جواب شنید، امام به او فرمود: کفش های خود را بر زمین بگذار و داخل تنور شو، او بدون هیچ درنگی وارد تنور شد و در میان شعله های آتش نشست. امام صادق علیه السلام رو به خراسانی کرد و از حوادث خراسان برای او گفت، انگار امام علیه السلام در آن جا حاضر بوده است، سپس فرمود: داخل تنور را نگاه کن. مامون رقی می گوید: من هم جلو رفتم و داخل تنور را مشاهده کردم، هارون مکی در میان آتش نشسته بود و برخاست و از تنور خارج شد. امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند او می شناسی؟ عرض کرد: به خدا قسم احدی را نمی شناسم، امام علیه السلام حرف او را تایید نمود و فرمود: در زمانی که ما حتی پنج نفر از این گونه یاران نداریم چگونه قیام کنیم؟ (9)

شفا یافتن به دعای امام

عمار سه فرزند به نام های «اسحاق » ، «اسماعیل » و «یونس » داشت، آن ها نقل کرده اند که «یونس » به مرض بدی مبتلا شده بود، به محضر امام صادق علیه السلام رفتیم، امام با مشاهده وضع یونس، دو رکعت نماز خواند و خدا را حمد کرد و بر نبی اکرم صلی الله علیه و آله و آل او درود فرستاد و ذکرهایی بر زبان جاری ساخت و از خداوند چنین خواست: «واصرف عنه شر الدنیا والاخرة واصرف عنه ما به فقد غاظنی ذلک واحزننی; شر دینا و آخرت را از او دور نما و این مرض را از او بر طرف ساز که عارضه او مرا ناراحت و غمگین کرده است.»

آن سه نفر نقل می کنند که: به خدا قسم از شهر خارج نشده بودیم که بیماری او برطرف شد و شفا یافت. (10)



منبع:

41

Do You Ever Get The Feeling That You Were Meant To Do Something Extraordinary?

امروز آخرین قسمت از فصل اول بود.

آخرش خیلی غم انگیز بود موقعی که نیتن اومد پیش پیتر و حرفایی که کلر زده بودو زد که چمیدونم ... :((

نزدیک بود گریه م بگیره :|

این سایلر هم خیلی چیزه ها :-دبلیو

دلم میخواد جرش بدم :| و در عین حال حس دوست داشتنه خاصی بهش دارم. جیگره آخهههه. ولی من از شخصیت های منفور بدم میاااد .

پیتر عشخهههه :ایکس

از همون روز اول که دیدم عاشخش شدم ;;)

و واقعا میگم :|

تو عمرم اینقدر عاشق یه سریال نشده بودم. و میدونید؟ :( شانس هم که ندارم. تو ویکی پدیا رفتم دیدم اینو نوشته:

توقف ساخت
ساخت این سریال پس از پایان بخش چهارم از فصل چهارم متوقف شد. با اینکه در آخرین قسمت از فصل چهارم، عبارت "ادامه دارد..." مشاهده می شود، اما گویا بدلیل نظرسنجی ای که در امریکا صورت می گرفت و بر اساس آن بیننده ی این سریال خیلی کاهش یافته بود، این سریال متوقف شد.

گور بابای اون ملت :| من اینجااااااام من اینجااااااام من سریالو میخواااااام ادامه شو میخواااااااااام :|

فکر کنم اگه تو خارج بودم بعد مثلا بابام یه شخص سرشناسی چیزی بود به خواست من و پدرم سریال رو ادامه میدادن :| باور کن -_-

ولی به هر حال یه جا خوندم فصل پنجمش به صورت کمیک میاد بیرون :|

عزیزم من تو نارنیا زندگی میکنم. و دقت کنید. ن ا ر ن ی ا همه ی حروف ا ی ر ا ن رو داره. من میرم گریه کنم میام...

خب برگشتم :| ببینید تو ویکی پدیا دیگه چی نوشته:

در سال ۲۰۱۰ اعلام شد فصل جدیدی از قهرمان ها هرگز ساخته نخواهد شد و داستان با یک فیلم سینمایی (احتمالاً ) به پایان می رسد. تخیلی شدن بیش از حد، باعث ریزش قشری از مخاطبان و عملاً تبدیل قهرمانان به یک سریال کودکان شده بود.

کودکان؟؟؟؟؟ مردم قدرت تخیل ندارن به من چه :((((((((( برن بمیرن اون مردم :((((((((

ایش :( کاش لااقل اون فیلم سینمایی رو برای پایانش میساختن :-<

کاش...

به هر حال :) هیچ سریالی جای قهرمانان رو برام نمیگیره. هیچ وقت :)

http://up.vbiran.ir/uploads/Heroes_logo_34562137909143612007.png


منبع:

فیلم پیشنهادی هفته (2) : Django unchained + معرفی فیلم + نقد و بررسی فیلم

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنیدنام:  Django1.jpgمشاهده: 214حجم:  23.7 کیلو بایت

مقدمه:
از زمانی که انسان به یاد می­آورد ظلم و ستم در زندگی او جای داشته است و همیشه انسان هایی که بر علیه ظلم بر می خیزند نماد قدرت و پاکی و خیر می شوند. نظام برده­داری از گذشته­های بسیار دور در بین انسان­ها رایج و از ظالمانه­ترین کارهای انسان­ها بوده است و در این بین بیشترین ظلم بر سیاه پوستان آفریقایی واقع شده است. آنها را از سرزمینشان، مردمشان و اقوامشان به اجبار ربوده و به کشورهای اروپایی و آمریکایی برای برده­داری می­بردند. به­راحتی کودکان سیاه را از مادرانشان و همسران را از یکدیگر جدا کرده و تا ابدیتی تحقیر آمیز و سخت برای کار اجباری به مزارع و معادن می­فرستادند. هر از چند گاهی برده­ها علیه اربابانشان می­ایستادند و چه موفق یا ناموفق، به اسطوره­های مردم ضعیف تبدیل می­شدند.
فیلمنامه جانگو که توسط کوئنتین تارانتینو نوشته شده است در مورد برده­ای سیاه پوست است که به همراهی یک آلمانی انسان دوست و دشمن برده­داری، به کشتن سفید پوستان برده­دار می­رود. 


کارگردان: کونتین تارانتینو
تهیه کننده: استیسی شر، رجینالد هالدین، پیلار سیوون
فیلم نامه: کونتین تارانتینو
موزیک متن: الایانا بوینتون
فیلم­بردار: روبرت ریچاردسون
تدوین: فرد راسکین

بازیگران:
جانگو: جمی فاکس
دکتر شولز: کیریستوف والتز
کالوین کندی: لئوناردو دی کاپریو
استفن: ساموئل ال جکسون
برومهیلدا: کری واشینگتون

سایر:
ژانر: درام، رمنس، جنگ
درجه نمایش: R
استودیو ساخت: ا بند آپارت
توزیع کننده: کلمبیا پیکچرز (توزیع بین المللی)
وینستن کمپانی (توزیع در امریکا)
اکران: 25 اکتبر 2012
مدت زمان: 165 دقیقه
ساخته شده توسط: آمریکا
زبان: انگلیسی، آلمانی
بودجه: 100 میلیون دلار
فروش کل فیلم: 420 میلیون دلار

منبع:

من و سئوگیم ...

من و سئوگیم ...

 

بیر گئجه ...

 

بیر داغ اتگینده ..

 

سس یوخ !

 

ایشیق فقط آی ایشیقی !!

 

چای آخیر داغ آراسیندان ..

 

قولاق آس سو سسی ..

 

من و سن ..

 

بیر حقیقت ..

 

بیر سئوگی ..

 

بیر قیسمت

 

 


منبع:

دنیا


normal_Avazak_ir-Girl49

همین که  تــــــــــو  میدانـی دوسـتت دارم کافیستـــ ….

بگـــــذار خفـــه کنـــــد خـــــودش را دنیـــــــــــا…

 


منبع:

لبیک.......




فی البداعه.........

انتخاب کلمات: مهر، طلبکار،خدا،عنایت


همان کسی که به هر لحظه میکنید یادم

جواب مهر ورا با ستم به او دادم

خدای من دیریست کز دلم طلب کار است

از ان زمانه که نوری دمیده بر آدم

به زیر چطر عنایت مرا بده جایی

به رستخیز قیامت برس به فریادم

دوستان شما هم طبع خودتونو در 15 دقیقه امتحان کنید و با این جملات فی البداعه بنویسید...



منبع:

کـاش ، جــایِ پـایــیز ؛ تــو بـا"مِــهــر" مــی آمــدی....

هَـــــمـــــهـ چـــــــی اَز یــــــــادِ آدَمـ مـــــــیــــرهـ ....

مَـــــــگــــهـ یــــــــادِشـ ، کــــــهـ هَـــــمـــــیــــشــــهـ یــــــــادِشـــــهـ ....

" حُـــــسِــــینـ پَـــــــــناهـــــــی"


منبع:

برای تو زندگی میکنم، به عشق تو زنده هستم، اگر نباشی دیگر نیستم تویی که بودنت به من همه چیز میدهد، هر جابروی دلم به دنبال تو میرود ...عشق تو، حضور تو، به من نفس میدهد هوای بودنت این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم، نه به انتظار شکستم، نه منتظر کسی دیگر هستم تو در قلبمی و تنها نیستی، تو مال منی و همه زندگی ام هستی


منبع:

جزای من...